فقر غذایی در ایران دو برابر شد؛ روایت فائو از کوچک شدن سفرهها
وسط خرید روزانه، به صندوق میرسید؛ کارت را میکشید و پیام «موجودی کافی نیست» ظاهر میشود. چند قلم از خرید را همانجا کنار میگذارید. اتفاقی که تا چند سال پیش شاید نادر بود، حالا با رشد قیمتها، برای بسیاری از خانوارها به تجربهای تکرارشونده تبدیل شده است.
بر اساس اعلام مرکز آمار ایران، تورم نقطهبهنقطه خوراکیها در فروردینماه به حدود ۱۱۵ درصد رسیده؛ به این معنا که هزینه تامین بسیاری از اقلام ضروری سبد غذایی در طول یک سال بیش از دو برابر شده است. در چنین شرایطی، بخشی از این اقلام بهتدریج از دسترس گروههای کمدرآمد خارج میشود و تامین حداقلهای تغذیهای را برای آنها با چالش جدی مواجه میکند.
دادههای سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد( فائو )، نیز تصویری مشابه ارائه میدهد. بر اساس برآورد این نهاد، در سال ۲۰۲۴ (۱۴۰۲–۱۴۰۳)، حدود ۱۲.۸ میلیون نفر در ایران توانایی مالی تامین یک «رژیم غذایی سالم» را نداشتهاند؛ رقمی معادل حدود ۱۴ درصد جمعیت کشور.
۲ برابر شدن جمعیت در معرض سوء تغذیه در ۶ سال
در تعاریف فائو، معیار تامین رژیم غذایی سالم این است که یک فرد بتواند با استفاده از ارزانترین غذاهای موجود در آن کشور ۲۳۳۰ کیلو کالری در روز را تامین کند.رقمی که تقریباً معادل یک روز غذا خوردن معمول است؛ یعنی سه وعده ساده در طول روز.
طبق آمارهای این سازمان، در سال ۲۰۱۷، ۶.۶ درصد جمعیت ایران از تامین یک رژیم غذایی سالم ناتوان بودهاند. این جمعیت در سالهای بعد روند افزایشی داشته و در سال ۲۰۲۳ (سال ۱۴۰۱) به ۱۴.۳ میلیون رسیده است. یعنی در طی ۶ سال بیش از ۲.۲ برابر شده است. در سال ۲۰۲۴ نیز ۱۲.۸ میلیون نفر این شرایط را داشتهاند. به عبارت دیگر میتوان گفت از سال ۲۰۱۹ (معادل با سال ۱۳۹۸) تا کنون حدود ۱۴ تا ۱۵ درصد جامعه ایران در معرض سوء تغذیه بودهاند.
گزارشهای داخلی نیز این موضوع را تایید میکنند. طبق یک گزارش وزارت رفاه، سرانه کالری دریافتی در کشور به ۱۸۰۰ کیلوکالری رسیده است.
۱۱ برابر شدن هزینه سبد غذایی حداقلی
فائو هزینه تامین این رژیم غذایی را نیز گزارش کرده است. طبق این گزارش هزینهای که هر فرد باید روزانه بپردازد تا یک سبد غذایی سالم و بسیار ارزان را تامین کند در سال ۲۰۲۴ نسبت به سال ۲۰۱۷ بر حسب پول داخلی کشور، ۱۰۹۴ درصد رشد کرده؛ یعنی حدود ۱۱ برابر شده است.
آمارهای داخلی از مرکز آمار ایران نیز نشان میدهد در سالهای اخیر (به جز سال ۱۴۰۳) تورم خوراکیها بیش از تورم کل بوده است و این فاصله در سال ۱۴۰۱ که سیاست حذف ارز ترجیحی اجرا شد و قیمت کالاهای خوراکی جهش کرد، افزایش قابل توجهی پیدا کرد. به طوری که در این سال تورم کل کشور ۴۵.۸ درصد بود اما تورم خوراکیها به ۷۱.۲ درصد رسید. موضوعی که در آمارهای امسال نیز احتمالا شاهد تکرار آن باشیم.
وقتی کالریهای ارزان جانشین میشوند
وقتی یک سبد غذایی سالم بیش از حد و مدام گران میشود، افراد به سمت کالریهای ارزانتر حرکت میکنند و در عوض کالریهای مغذی مثل آهن و پروتئین حذف میشوند.
برای مثال آمار بانک مرکزی از میزان مصرف خوراکیهای مختلف نشان میدهد در سال ۱۴۰۳ نسبت به سال ۱۳۹۶، سرانه مصرف گوشت در ایران ۵ کیلوگرم و سرانه مصرف شیر ۲۱ کیلوگرم کاهش داشته است. این در حالی است که سرانه مصرف نان ۱۹ کیلوگرم و سرانه مصرف گوشت پرندگان ۲۵ کیلوگرم افزایش یافته است. مصرف فرآوردههای گوشت (یعنی انواع سوسیس و کالباس) نیز در این مدت تقریبا ۴ برابر شده است. این جایگزینیها شاید بتواند زخم گرسنگی را التیام دهد، اما منجر به یک «گرسنگی پنهان» میشود؛ یعنی خالی شدن بدن از مواد مغذی حیاتی.
در این شرایط، تورم افسارگسیخته دیگر فقط یک شاخص اقتصادی نیست، بلکه عامل ایجاد یک بحران زیستی است که رشد و سلامت جامعه را مختل میکند و هزینههای جبرانناپذیری به ساختار درمانی و سرمایه انسانی کشور وارد میکند.