معمای افزایش حقوق ۱۴۰۵؛ چرا کسی خوشحال نیست؟
خبر افزایش ۴۳ درصدی حداقل حقوق کارمندان دولت اگرچه از نظر دولت گامی رو به جلو به نظر میرسد اما این میزان حتی برای مجلس هم راضی کننده نبود. بررسی زومان نشان میدهد این افزایش نه تنها قدرت خرید از دست رفته را باز نمیگرداند، بلکه کارمندان را در موقعیتی ضعیفتر از سالهای گذشته قرار میدهد.
بر اساس مصوبه جدید، کارمندی که پیش از این ۱۳ میلیون تومان دریافت میکرد، حالا حقوقش به ۱۸ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان میرسد. این رقم روی کاغذ قابل توجه است، اما در میدان عمل و در برابر غول تورم، حرفی برای گفتن ندارد. بررسیها نشان میدهد که قدرت خرید همین حداقل حقوق در سال ۱۴۰۰، بیشتر از حقوق جدید در سال آینده خواهد بود.
پخش از رسانه
سقوط به زیر خط فقر
برای درک عمق ماجرا، کافی است بدانیم برای اینکه قدرت خرید یک کارمند تنها به سطح سال ۱۴۰۰ بازگردد، حقوق او باید به ۲۱ میلیون تومان میرسید، نه ۱۸.۷ میلیون. این یعنی یک شکاف ۲.۳ میلیون تومانی فقط برای رسیدن به سه سال قبل!
اما وضعیت از این هم تاریکتر میشود. برآوردهای رسمی، خط فقر برای سال آینده را حدود ۲۴ میلیون تومان تخمین میزنند. این یعنی حداقل حقوق مصوب دولت، با خط فقر فاصلهای بیش از ۵ میلیون تومانی دارد. به عبارت دیگر، یک کارمند با حقوق کامل دولتی، رسماً زیر خط فقر زندگی خواهد کرد و توانایی تأمین حداقل نیازهای اساسی زندگی خود را نخواهد داشت.
این شکاف در شهرهای بزرگ و گرانقیمتی مانند تهران، به یک بحران معیشتی تمامعیار تبدیل میشود. در چنین شرایطی، فریادهای نمایندگان و تصویب افزایشهای درصدی، بیشتر به یک مُسکن موقتی شباهت دارد تا درمانی برای دردی که ریشهدارتر از این حرفهاست. حقوقها روی کاغذ بالا میروند، اما ارزش آنها در دنیای واقعی هر روز آب میرود.
به نظر شما این میزان افزایش حقوق با هزینههای واقعی زندگی همخوانی دارد؟