وقتی رویاها کوچک میشوند؛ وامهای خانوار کجا خرج میشود؟
میگویند در روزگار تورم، وام گرفتن یک پیروزی است. بدهکار شدن به ریال، وقتی ارزش پول ملی هر روز آب میرود، یک استراتژی هوشمندانه برای بقاست. اما این پیروزی کوچک و بزرگ، این روزها صرف چه میشود؟ اگر فکر میکنید صفهای طولانی بانکها برای خرید خانه و ماشین است، سخت در اشتباهید. وامهای ما، داستانی از رؤیاهای کوچکشده و تلاش برای حفظ سطح حداقلی زندگی را روایت میکنند.
بر اساس آمارهای جدید بانک مرکزی، در ده ماه نخست امسال، شبکه بانکی کشور نزدیک به ۸۵۰۰ هزار میلیارد تومان تسهیلات پرداخت کرده است. از این مقدار، سهم مردم عادی یا همان خانوارها، حدود ۲۶ درصد بوده است. نکته جالب اینجاست که سهم خانوارها از وامها نسبت به سال ۱۴۰۱ حدود ۱۰ واحد درصد بیشتر شده، اما این پول خرج چه چیزی شده است؟
رؤیای خانهدار شدن جای خود را به خرید موبایل داد؟
گزارش بانک مرکزی نشان میدهد که اولویت اول مردم در وام گرفتن، نه ساختن آینده، که گذران امروز است. از میان ۱۰ هدفی که خانوارها برای آن وام گرفتهاند، «خرید کالای شخصی» با سهم ۴۲.۶ درصدی در صدر ایستاده است. این یعنی بخش بزرگی از توان تسهیلاتدهی بانکها، صرف خرید کالاهایی مثل موبایل، لپتاپ یا لوازم خانگی شده است. در مقابل، سهم وام خرید مسکن و خودرو، هر کدام تنها حدود ۳ درصد بوده است.
اما فاجعه جای دیگری رقم میخورد. در حالی که کل تسهیلات پرداختی به خانوارها ۶۴ درصد رشد کرده، وام برای خرید کالای شخصی رشد انفجاری ۹۷ درصدی را تجربه کرده است. خانوارها از ابتدای امسال، ۹۳۷ هزار میلیارد تومان وام گرفتهاند تا کالاهای مصرفی بخرند. این رشد سرسامآور، به تنهایی بیش از یکسوم (۳۴ درصد) از کل رشد وامهای خانوار را توضیح میدهد.
انگار جامعه به این نتیجه رسیده که رؤیای خانهدار شدن آنقدر دور است که بهتر است فعلاً به فکر عوض کردن گوشی کهنه یا خرید یک وسیله جدید برای خانه باشد.
وقتی وام ضروری کمیاب میشود
همزمان با این اتفاق، یک زنگ خطر دیگر هم به صدا درآمده است. سهم «وامهای قرضالحسنه ضروری» که سال گذشته حدود ۴۰ درصد از وامهای پرداختی به خانوارها را تشکیل میداد، امسال به ۱۷.۵ درصد کاهش یافته است. این کاهش شدید میتواند به این معنا باشد که بانکها به دلیل کمبود نقدینگی، تمایل کمتری به پرداخت وامهای ارزانقیمت و حمایتی دارند و ترجیح میدهند وامهایی با سود بالاتر بدهند؛ وامهایی که عمدتاً در قالب خرید کالا عرضه میشوند.
در بازار مسکن هم وضعیت عجیب است. وام خرید مسکن نوساز تنها ۲۳ درصد رشد داشته، اما وام برای خرید مسکن غیرنوساز (کارکرده) ۲۱۲ درصد جهش کرده است. این یعنی بخشی از مردم برای فرار از تورم و خانهدار شدن، به هر قیمتی، حتی با خرید خانههای قدیمی، وارد بازار شدهاند. البته حجم کل این وامها در برابر حجم عظیم وام خرید کالا، ناچیز است.
تولید فردا، فدای مصرف امروز
وقتی تمام این قطعات پازل را کنار هم میگذاریم، تصویر نگرانکنندهای شکل میگیرد. تسهیلات بانکی که باید موتور محرک تولید و سرمایهگذاری باشد، به یک مُسکّن برای درد ناشی از تورم تبدیل شده است.
وام دیگر ابزاری برای رشد زندگی نیست، بلکه وسیلهای برای بقا و حفظ ظواهر است. مردم از اهداف بزرگی مثل خرید خانه ناامید شدهاند و به وامهای کوچکتر برای نیازهای روزمره پناه آوردهاند.
از سوی دیگر افزایش سهم خانوارها از وامها به معنای کاهش سهم بنگاههای اقتصادی و بخش تولید است. به زبان ساده، ما در حال «تولید فردا» قربانی «مصرف امروز» میشود. بانکها به جای آنکه سرمایهگذار اصلی در چرخدندههای تولید باشند، در حال تبدیل به فروشگاههای اعتباری برای مصرفکننده هستند؛ سیاستی که شاید امروز زندگی را کمی قابلتحملتر کند، اما آیندهای تاریکتر را برای اقتصاد کشور رقم خواهد زد.
شما امسال موفق به گرفتن وام شدید؟ تجربهی خود را با ما در میان بگذارید.