پیرترین پروژهیِ ایران چند ساله است؟ | میراث ناتمام دولتها برای مردم
تصور کنید خانهای را کلنگ میزنید، اما ساختش آنقدر طول میکشد که نوههایتان هم تمام شدنش را نمیبینند. این حکایت غریب و پرهزینه بسیاری از طرحهای عمرانی کشور ماست؛ پروژههایی که در گذر زمان، غبار فراموشی گرفتهاند و جیب مردم را خالی کردهاند.
میراثی از جنس بتن و فولادِ خاکخورده
به گزارش زومان، دولتها از محل مالیات و فروش نفت، یعنی از جیب تکتک شهروندان، پولی به دست میآورند که باید صرف آبادانی کشور شود. در بودجه به این بخش، تملک داراییهای سرمایهای میگویند. امسال هم دولت حدود ۷۱۹ هزار میلیارد تومان برای این کار کنار گذاشته است. اما این پول قرار است زخم کدام پروژهها را درمان کند؟
بر اساس گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، ما با کوهی از طرحهای نیمهکاره روبرو هستیم. طرحهایی که برای تمام شدنشان نه ۷۱۹ هزار میلیارد تومان، که عددی سرسامآور نیاز است: بیش از ۵ هزار و ۱۵۰ هزار میلیارد تومان! این رقم، هزینه به سرانجام رساندن پروژههایی است که بخش اصلی عمران ملی را تشکیل میدهند.
پروژههایی که از جوانی گذشتند
قصه وقتی تلختر میشود که به شناسنامه این پروژهها نگاه کنیم. به طور میانگین، ۱۸ سال از روزی که کلنگ این طرحها به زمین خورده، میگذرد و هنوز به بهرهبرداری نرسیدهاند. باورکردنی نیست اما قدیمیترین پروژه در این لیست، طرح «تکمیل و تجهیز شبکههای اندازهگیری آبهای سطحی و زیرزمینی» با عمر ۶۴ ساله است! تقریبا یک عمر کامل.
دقیقتر که شویم، میبینیم ۱۰۲۸ طرح، یعنی بیش از ۷۰ درصد پروژهها، بالای بیست سال سن دارند. اینجا یک سوال اساسی مطرح میشود: آیا پروژهای که بر اساس نیازهای دو دهه قبل طراحی شده، با توجه به تمام تغییرات اجتماعی، اقتصادی و اقلیمی، هنوز هم برای امروز ما کارایی دارد؟ آیا اولویتها عوض نشدهاند؟ این طرحها بیشتر به یک موزه شبیه هستند تا یک برنامه برای توسعه.
کار را که کرد؟ آنکه تمام نکرد!
حالا چقدر دیگر باید صبر کنیم؟ برآوردها نشان میدهد اگر با همین فرمان پیش برویم، به طور میانگین بیش از ۸ سال دیگر زمان لازم است تا این پروژههای خاکخورده تمام شوند. این در حالی است که برنامه هفتم توسعه، یک نقشه راه ۵ ساله است. یعنی بسیاری از این طرحها حتی به عمر این برنامه هم قد نمیدهند و به دولتهای بعدی به ارث میرسند.
این چرخه معیوب دهههاست که تکرار میشود. یا دولتها راه یکدیگر را ادامه نمیدهند، یا طرحها از ابتدا ایراد داشتهاند، یا نظارتها دقیق نبوده است. هرچه که هست، باید به یاد داشت که ریال به ریال این هزینهها از جیب مردم پرداخت میشود. از قدیم گفتهاند: «کار را که کرد؟ آنکه تمام کرد!» متاسفانه به نظر میرسد در عرصه عمران کشور، ما با انبوهی از کسانی روبرو هستیم که متخصص در شروع کارهای ناتمام هستند.
به نظر شما دلیل اصلی ناتمام ماندن این پروژهها چیست و چه راهکاری برای آن پیشنهاد میکنید؟