فرزند بیشتر، زندگی سختتر؟ روایت آماری از رابطه فقر و فرزندآوری
«فرزند بیشتر، زندگی بهتر!» این شعاری است که سالهاست از تریبونهای مختلف به گوش میرسد. اما آیا در پیچوخمهای وضعیت دشوار اقتصادی امروز، این معادله هنوز پابرجاست؟ فارغ از ابعاد شخصی و اجتماعی، ردپای پول و اقتصاد در این تصمیم سرنوشتساز، پررنگتر از همیشه است. برای فهمیدن واقعیت، باید به این سوال کلیدی پاسخ داد: هر عضو جدید، واقعاً چند درصد به دخل و خرج یک خانواده اضافه میکند؟ پاسخ آمارها، یک داستان غیرمنتظره را روایت میکند.
کاهش هزینهها در خانوارهای پرجمعیت
بیایید سفر اقتصادی یک خانواده را از ابتدا دنبال کنیم. طبق گزارش مرکز آمار ایران، یک فرد مجرد در شهر به طور متوسط ماهانه ۱۶.۶ میلیون تومان هزینه دارد. با ازدواج، این هزینه دو برابر نمیشود؛ یک خانوار دو نفره با ۲۵ درصد افزایش، به حدود ۲۰.۹ میلیون تومان در ماه نیاز دارد. با به دنیا آمدن فرزند اول، هزینهها با شیب ملایمتری، یعنی ۱۲ درصد، بالا میرود و به ۲۲.۸ میلیون تومان میرسد. فرزند دوم هم با ۱۰ درصد افزایش، هزینه ماهانه را به ۲۵.۲ میلیون تومان میرساند. تا اینجای داستان، همه چیز منطقی و قابل پیشبینی به نظر میرسد. اما درست از همین نقطه، آمارها یک غافلگیری بزرگ برایمان دارند.
قصه برای خانوارهای پنج نفره و بزرگتر، کاملاً متفاوت میشود. به طرز شگفتانگیزی، هزینههای ماهانه در این خانوادهها نه تنها افزایش نمییابد، بلکه روندی نزولی به خود میگیرد. برای مثال، هزینه ماهانه یک خانواده هفت نفره در سال ١۴٠٣ کمتر از ۲۰ میلیون تومان بوده است! اوج این شگفتی در خانوارهای ۹ نفره دیده میشود که با هزینه ماهانه فقط ۱۶.۳ میلیون تومان، حتی از یک فرد مجرد هم کمتر خرج کردهاند. این معما را چگونه میتوان حل کرد؟
وقتی آمار، قصهی فقر را روایت میکند
یک توضیح سادهانگارانه میتواند این باشد که با وجود امکانات اولیه برای فرزندپروری، فرزندان بعدی خرج کمتری روی دست خانواده میگذارند؛ لباسها به ارث میرسند و اسباببازیها مشترک میشوند. اما این توضیح برای توجیه چنین کاهش چشمگیری در هزینهها کافی نیست. واقعیت تلختر و پیچیدهتر است و در ستون «درآمد» آمارها پنهان شده است.
دادهها نشان میدهند که الگوی درآمد خانوادهها با الگوی هزینهشان همخوانی ندارد. درآمد یک خانواده تا چهار نفره شدن، روندی صعودی دارد؛ به طوری که یک خانواده ۴ نفره شهری به طور متوسط ۳۲.۱ میلیون تومان درآمد ماهانه دارد. اما در خانوارهای پرجمعیتتر، این روند معکوس میشود. درآمد یک خانواده ۹ نفره به طور متوسط تنها ۲۲.۲ میلیون تومان در ماه است. این یعنی درآمدشان یکسوم کمتر از یک خانواده چهار نفره است.
اگر این خانوادهها را در دهکبندی هزینهای مرکز آمار قرار دهیم، تصویر روشنتر هم میشود. خانوادههای ۴ نفره اغلب در دهکهای هشتم و نهم، یعنی جزو اقشار پردرآمدتر جامعه، جای میگیرند. در مقابل، خانوادههای ۹ نفره عموماً در دهکهای چهارم و پنجم قرار دارند. این آمارها یک حقیقت انکارناپذیر را آشکار میکنند: فرزندآوری در دهکهای پایین درآمدی جامعه شیوع بیشتری دارد. بنابراین، هزینه کمتر این خانوادهها نه از سر انتخاب و مدیریت بهینه، که از سر اجبار و درآمد کمتر است؛ قصهای که جامعهشناسان میتوانند ابعاد عمیقتر آن را تحلیل کنند.
تجربه شما در این زمینه چیست؟ آیا با بزرگ شدن خانواده، مدیریت هزینهها آسانتر میشود یا سختتر؟