مثلثِ مرگِ سرمایهگذاری در ایران؛ ۳۴ هزار فعال اقتصادی متهمان اصلی را معرفی کردند!
سرمایه موجودی هوشمند و البته بسیار ترسو است؛ درست مثل آهویی که با کوچکترین صدا از دشت فرار میکند. وقتی یک فعال اقتصادی میخواهد کسب و کاری بنا کند یا داراییاش را وارد چرخه تولید کند، پیش از هر چیز به زمین زیر پایش نگاه میکند که چقدر سفت و محکم است. این اطمینان خاطر و ثبات رویه، همان چیزی است که به آن «امنیت سرمایهگذاری» گفته میشود. این شاخص ترکیبی از نظرسنجی از ۳۴ هزار فعال اقتصادی و دادههای آماری است، وضعیت حقوق مالکیت، ثبات مقررات و امنیت اجتماعی را میسنجد. نمره این شاخص بین ۰ تا ۱۰ است؛ هرچه عدد بالاتر باشد، یعنی اوضاع خرابتر است و سرمایهگذار با ترس و لرز بیشتری قدم برمیدارد.
حالا جدیدترین گزارشها نشان میدهد که زمین زیر پای سرمایهگذاران دوباره لرزان شده و آن آرامش نسبی که سال ۱۴۰۲ حس میشد، جای خود را به دلهره داده است.
بازگشت به روزهای ابری
طبق دادههای منتشر شده توسط مرکز پژوهشهای مجلس، شاخص امنیت سرمایهگذاری در سال ۱۴۰۳ به عدد ۵.۸۴ رسیده است. در این سیستم نمرهدهی خاص، هرچه عدد به ۱۰ نزدیکتر باشد، یعنی اوضاع وخیمتر و ناامنتر است. ماجرا وقتی جالب میشود که بدانیم این شاخص پس از یک دوره بهبود موقت در سال ۱۴۰۲، دوباره بدتر شده است. اگر کمی حافظهمان را به عقب برگردانیم، میبینیم که از سال ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۱ در سراشیبی بودیم و در پاییز ۱۴۰۱ بدترین وضعیت تاریخی با نمره ۶.۸۲ ثبت شد. حالا به نظر میرسد پس از یک تنفس کوتاه، دوباره عقربهها به سمت آن روزهای سخت و پرنوسان چرخیدهاند و فعالان اقتصادی فشار بیشتری را روی شانههای خود حس میکنند.
سه عامل ترس سرمایهگذار؛ از دولت تا ناامنی حقوقی
اما دقیقاً چه چیزی باعث این دلسردی شده است؟ پاسخ در سه متهم اصلی خلاصه میشود: عملکرد دولت، ثبات اقتصاد کلان و تضمین حقوق مالکیت. ۳۴ هزار فعال اقتصادی در نظرسنجیها میگویند این سه مورد پاشنه آشیل اصلی امنیت سرمایهگذاری شدهاند. گلایه اصلی آنها از بدقولی است. مولفههایی مثل «حمایت مسئولان از سرمایهگذاران» و «عمل به وعدهها» بدترین نمرات را گرفتهاند. اینکه تصمیمات ناگهانی گرفته میشود و کسی نمیداند قانون فردا صبح چه خواهد بود، باعث میشود هیچکس جرات نکند خشتی روی خشت بگذارد. وقتی سرمایهگذار نتواند رفتار مسئولان را پیشبینی کند، ترجیح میدهد دست نگه دارد.
قهر سرمایهها با تولید
نتیجه مستقیم این ترس و لرز، قهر کردن سرمایه با بخشهای مولد است. وقتی امنیت نباشد، کسی پولش را درگیر پروژههای بلندمدت نمیکند. آمارهای رسمی مرکز آمار ایران هم همین واقعیت تلخ را میگویند. رشد تشکیل سرمایه که در سال ۱۴۰۲ به ۵.۱ درصد رسیده بود، در سال ۱۴۰۳ با کاهشی چشمگیر به ۰.۷ درصد رسید.
داستان وقتی غمانگیزتر میشود که بدانیم این وضعیت در سال ۱۴۰۴ هم با شدتی بیشتر ادامه یافته است؛ در تابستان امسال رشد تشکیل سرمایه به منفی ۴.۸ درصد سقوط کرد که از دوره کرونا بیسابقه بوده است. این یعنی ما نهتنها چیز جدیدی نساختهایم، بلکه حتی نتوانستهایم استهلاک دستگاهها و ابزارهای قبلی را جبران کنیم. وضعیتی که روایتگر رکودی عمیق در زیرساختهای اقتصادی کشور است.
به نظر شما مهمترین مانع برای سرمایهگذاری اقتصادی چیست؟ بیثباتی یا تغییر مداوم قوانین؟ نظرات خود را برای ما بنویسید.