جدول مالیاتی صنوف؛ پزشکان، صرافان و املاکیها کجای پرداخت مالیات ایستادهاند؟

انتشار جدیدترین نمودار از «سرانه مالیات پرداختی اصناف در سال ۱۴۰۳» واقعیاتی را آشکار کرد که شاید با تصورات عمومی جامعه از درآمدهای نجومی برخی اقشار، فاصلهای معنادار داشته باشد. این آمارها نه تنها سطح درآمدی مشاغل را شفاف میکنند، بلکه نشان میدهند کدام اصناف در اتاق شیشهای شفافیت مالیاتی نشستهاند و کدامیک همچنان در سایه حرکت میکنند.
در صدر این جدول بحثبرانگیز، پزشکان متخصص با میانگین پرداختی ۱۱۰ میلیون تومان ایستادهاند. این رقم که فاصلهای چشمگیر با رتبه دوم دارد، هم نشاندهنده سطح درآمدی بالای این قشر است و هم احتمالا گواهی بر موفقیت نسبی فشارهای قانونی اخیر برای استفاده از دستگاههای کارتخوان و شفافسازی در نظام سلامت.
و معمای عجیب بازار طلا و ملک و موبایل
بخش شوکهکننده ماجرا اما در صدر جدول نیست، بلکه در میانههای آن پنهان شده است. صنف مشاورین املاک که در سالهای اخیر با تورم سنگین مسکن و دریافت کمیسیونهای نجومی سر و کار داشتهاند، به طور میانگین تنها ۴ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان مالیات پرداختهاند! این عدد به زبان ساده یعنی یک پزشک متخصص، حدود ۲۴ برابر یک دلال ملک سهم خود را به اداره مالیات پرداخت کرده است. وضعیت در بازار طلا و سکه هم دستکمی از بازار مسکن ندارد. فعالان این حوزه که روزانه با سرمایههای کلان و گردش مالی سنگین مواجه هستند، با پرداخت میانگین ۶ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان، در ردههای انتهایی جدول قرار گرفتهاند.
جالبتر آنکه وضعیت صرافان از این هم عجیبتر است و با پرداخت تنها یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان، عملاً سهمی ناچیز در درآمدهای مالیاتی کشور دارند.
موبایلفروشها هم تنها 5.3 میلیون مالیات دادهاند و در ردههای پایین جدول مالیاتی قرار گرفتهاند.
وکلا و ورزشکاران؛ تضاد در شفافیت
یکی دیگر از آمارهای قابلتأمل، مربوط به جامعه وکالت است. صنف وکلا با میانگین پرداختی ۷ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان، پایینتر از آرایشگران و فروشندگان لوازم خانگی قرار گرفته است. این آمار احتمالاً آتش بحثهای قدیمی درباره لزوم نظارت بیشتر بر قراردادهای وکالت و مکانیزمهای دریافت حقالوکاله را دوباره شعلهور خواهد کرد. در سوی مقابل، ورزشکاران با میانگین ۵۹ میلیون تومان، رتبه سوم خوشحسابترین مؤدیان را به خود اختصاص دادهاند. این جایگاه نشان میدهد که مکانیزمهای کسر مالیات از منبع در قراردادهای ورزشی حرفهای، نسبت به بسیاری از مشاغل بازار آزاد که بر اساس توافقات سنتی عمل میکنند، عملکرد دقیقتر و گریزناپذیرتری داشته است.
کمترین مالیاتها برای مشاغل فرهنگی و آموزشی
البته انتهای این جدول همیشه هم نشاندهنده عدم شفافیت نیست. در پایینترین ردهها، مشاغلی دیده میشوند که پایین بودن مالیاتشان با منطق اقتصادی و فرهنگی سازگار است. مهدکودکها با ۵۰۰ هزار تومان و ناشران و کتابفروشان با ۶۰۰ هزار تومان و نانوایان کمترین میزان مالیات را میپردازند. این ارقام با توجه به ماهیت فرهنگی، یارانهای بودن و سود حاشیه پایین این مشاغل کاملاً قابل توجیه به نظر میرسد.
در نهایت، تحلیل این نمودار یک پیام روشن دارد: مشاغلی که ردپای دیجیتال کمتری دارند و بر اساس توافقات سنتی یا معاملات نقدی عمل میکنند، همچنان بار مالیاتی بسیار کمتری نسبت به بخشهای رسمی و شفاف اقتصاد به دوش میکشند.
به نظر شما چرا با وجود درآمدهای بالا در بازار طلا و ملک، مالیات این اصناف تا این حد پایین است؟ دیدگاه خود را