پیش فروش آینده: حذف ۲۵ درصد زندگی برای بقا
وقتی از نرخ ۳۶ درصدی فقر در کشور حرف میزنیم، یعنی داریم درباره زندگی حدود ۳۱ میلیون نفر صحبت میکنیم؛ جمعیتی که حالا زیر خط فقر روزگار میگذرانند. اما این عدد کلی، تمام واقعیت تلخ ماجرا را نشان نمیدهد. روایت وقتی دقیقتر و البته ترسناکتر میشود که متوجه شویم فاصله حتی با خط فقر هم در حال افزایش است.
طبق دادههای تحلیلی در گزارش جدید مرکز پژوهشهای مجلس، وضعیت برای سال ۱۴۰۴ نگرانکنندهتر از همیشه پیشبینی شده است. این گزارش پرده از این واقعیت برمیدارد که درآمد یک خانواده سه نفره که حداقل حقوق را دریافت میکنند، در سال پیشرو تنها به ۷۵ درصدِ خط فقر درآمدی رسیده است. یعنی حتی درآمد بسیاری از خانوارها حتی از خط فقر هم پایینتر است.
حفره ۴ میلیونی در جیب حداقلیبگیران
بیایید با اعداد واقعی و ملموستر جلو برویم. اگر یک کارگر متاهل با یک فرزند و بدون سابقه کار را در نظر بگیریم، طبق قانون وزارت کار امسال ۱۳ میلیون و ۹۹۱ هزار تومان دریافتی دارد. رقمی که میتواند درآمد یک خانواده 3 نفره حداقلیبگیر را نشان دهد. حال با در نظر گرفتن نسبتهای اعلام شده، میتوان تخمین زد که خط فقر درآمدی برای همین خانواده حدود ۱۸ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان است. نتیجهی این محاسبه ساده، یک فاجعهی اقتصادی است: درآمد این خانوار بیش از ۴ میلیون تومان کمتر از هزینههای حیاتی و ضروری آن است که برابر است با حذف حدود یک چهارم از ضروریترین هزینهها.
این نسبت ۷۵ درصدی، کمترین میزانی است که در طول حداقل ۱۰ سال گذشته ثبت شده است. روند شاخصها نشان میدهد که در سال ۱۳۹۵، سطح درآمد حداقلیبگیران ۹ درصد بیشتر از خط فقر درآمدی بوده است، اما دقیقا از سال ۱۴۰۰، سطح دریافتی آنها به زیر خط فقر سقوط کرده و این شکاف در پنج سال اخیر مدام عمیقتر شده است.
فقر پله به پله، حذف برای زنده ماندن
پیشبینیها برای سال ۱۴۰۴ نشان میدهد با تداوم روندهای کنونی، این حفره درآمدی نه تنها پر نخواهد شد، بلکه گستردهتر هم میشود.
این اعداد فقط روی کاغذ نیستند؛ بلکه اثر مستقیم خود را روی سفرهها میگذارند. وقتی درآمد کفاف ضروریترین هزینهها را هم نمیدهد، خانوارها مجبور به انتخابهای دردناک میشوند. آنها این کسری درآمد را با حذف بیرحمانهی مصارف ضروری خود جبران میکنند. هزینههایی مثل تغذیه، سلامت و آموزش اولین قربانیان این جیب خالی هستند؛ و این یعنی فقر امروز، دارد به قیمت به خطر افتادن سلامت جسمی و آیندهی فرزندان این سرزمین تمام میشود.آنچه آغازش حذف یک وعده گوشت یا تعویض ویزیت دکتر بود، میتواند به فروش یخچال، خودروی کار یا زمینگیر شدن زیر بار چکهای سفیدامضا بینجامد.
راه برونرفت از این چرخه معیوب، نیازمند تغییر نگاه اساسی است. دیگر نمیتوان تنها با افزایش چنددرصدی حداقل دستمزد، منتظر جبران این شکاف عمیق بود. این بحران، یک «اورژانس ملی» است که درمان آن نسخهای چندجلدی میطلبد: از محاسبه واقعی و شفاف خط فقر گرفته تا ایجاد اشتغالهایی که آیندهدار باشند؛ از مهار تورم که روزبهروز از ارزش حقوق میکاهد تا حفظ دسترسی عمومی به درمان و آموزش باکیفیت.
شما برای جبران این کسری بودجه، کدام هزینهها را از زندگیتان حذف کردهاید؟ نظرات و تجربیات خود را با ما در میان بگذارید.