اقتصاد ایران با تعطیلات ما چه کرد؟ سفرهای تفریحی به خاطره پیوستند
آخرین باری که چمدان بستید تا فقط برای یک تفریح به سفر بروید، کی بود؟ یادتان هست؟ در سالهای اخیر انگار برنامهریزی برای تفریح و گشتوگذار، بیشتر شبیه حل یک معادله چند مجهولی شده تا یک سرگرمی هیجانانگیز. قصه سفرهای ما، قصه اقتصاد جیب ماست.
وقتی چمدانها زبان باز میکنند
برای اینکه بفهمیم چه بر سر تفریح و حال خوب ما آمده، باید به روایت آمارها گوش کنیم. در گزارش اخیر مرکز آمار ایران، داستان سفرهای ما در یک دهه گذشته کاملاً زیر و رو شده است. فکرش را بکنید در بهار سال ۱۳۹۰، بیش از ۳۶ درصد سفرهایی که میرفتیم، تنها برای گردش و تفریح بود. اما این سهم، سال به سال آب رفت تا در سال ۱۴۰۳ به حدود ۲۲ درصد رسید. یعنی بیش از ده واحد درصد از سهم شادی در مسافرتهایمان کم شده است. نکته قابل تامل دیگر اینکه سهم سفرهای زیارتی هم نصف شده و از حدود ۱۴ درصد به ۶ درصد کاهش یافته است.
اما تلخی ماجرا اینجاست که این صندلیهای خالی در اتوبوسهای گردشگری، در جای دیگری پر شدهاند. در همان سال ۱۳۹۰، فقط حدود ۷ درصد سفرها با هدف درمان و مراجعه به پزشک انجام میشد. امروز این عدد به ۱۷ درصد جهش کرده است. انگار چمدانها بسته میشوند اما محتویاتش فرق دارد و درکنار آن مسیرشان را از جاده چالوس به سمت راهروهای بیمارستانها تغییر دادهاند. همزمان که سهم تفریح کم شده، سهم درمان تقریباً به همان اندازه بالا رفته است.
تفریح، کالایی که لوکس شد
اما چرا این اتفاق افتاد؟ چرا مقصدهای سفر ما اینقدر تغییر کرده است؟ پاسخ را باید در جای دیگری جستجو کرد: در فیش حقوقی و لیست خرید ماهانه شما. دادههای بودجه خانوار بانک مرکزی تصویر را واضحتر میکند. در سال ۱۳۸۳، یک خانواده ایرانی به طور متوسط حدود ۳.۵ درصد از کل هزینههایش را صرف تفریح و امور فرهنگی میکرد. این سهم در سال ۱۳۹۰ به ۲.۷ درصد رسید و در سال ۱۴۰۲ با سقوطی شدید، به تنها ۱.۳ درصد کاهش یافت. وقتی هزینههای اساسی مثل اجاره خانه و خوراک، سهم بزرگتری از کیک درآمد شما را برمیدارند، طبیعی است که اولین چیزی که از سبد حذف میشود، تفریح و سرگرمی است.
از آخرین باری که سفر تفریحی رفتید، چقدر گذشته است؟