ترفند تازه برندها برای حفظ سود؛ فریب قیمت را نخورید!
شاید شما هم این حس را تجربه کرده باشید؛ شکلاتی که سالها همان طعم همیشگی را داشت، دیگر مثل قبل نیست. سسی که همیشه میخرید رقیقتر شده یا بیسکویتی که به آن عادت داشتید، دیگر عطر و بافت گذشته را ندارد. نخستین واکنش اغلب مصرفکنندگان این است که تصور کنند سلیقهشان تغییر کرده، اما اقتصاددانان میگویند این اتفاق، نام مشخصی دارد؛ «اسکیمپفلیشن» (Skimpflation).
این اصطلاح در ماههای اخیر بیش از گذشته وارد ادبیات اقتصادی و رسانهای شده است. اگر در سالهای گذشته افزایش قیمتها مهمترین راه شرکتها برای جبران هزینههای تولید بود و پس از آن پدیده «شرینکفلیشن» (Shrinkflation) یا کوچکتر شدن بستهبندیها رواج پیدا کرد، اکنون بسیاری از شرکتها به سراغ راه سومی رفتهاند؛ کاهش کیفیت، بدون آنکه قیمت یا اندازه محصول تغییر محسوسی کند.
اسکیمپفلیشن از ترکیب دو واژه Skimp به معنای «از کیفیت زدن یا صرفهجویی افراطی» و Inflation به معنای «تورم» ساخته شده است. این اصطلاح به وضعیتی اشاره دارد که تولیدکننده برای کنترل هزینهها، مواد اولیه ارزانتر را جایگزین مواد باکیفیتتر میکند تا حاشیه سود خود را حفظ کند.
مرحله بعد از گرانی و کوچکسازی
در تورم معمولی، مصرفکننده افزایش قیمت را روی برچسب کالا میبیند. در شرینکفلیشن، وزن یا حجم محصول کاهش پیدا میکند، اما قیمت تقریباً ثابت میماند. اما در اسکیمپفلیشن نه قیمت الزاماً تغییر میکند و نه اندازه بستهبندی؛ آنچه تغییر میکند، ترکیب محصول است.
برای مثال، ممکن است بخشی از کره کاکائو در یک شکلات با روغنهای گیاهی ارزانتر جایگزین شود، خامه کمتری در یک بستنی به کار رود یا در یک سس از مواد اولیه کمهزینهتر استفاده شود. نتیجه آن است که محصول همچنان با همان نام، همان بستهبندی و گاهی همان قیمت عرضه میشود، اما کیفیت آن دیگر مانند گذشته نیست.
چرا شرکتها به سراغ اسکیمپفلیشن میروند؟
پس از موج تورم جهانی، بسیاری از شرکتها با افزایش هزینه مواد اولیه، انرژی و حملونقل روبهرو شدند. افزایش مستقیم قیمت همیشه سادهترین راهحل نیست، زیرا ممکن است مشتریان را از خرید منصرف کند. از سوی دیگر، کوچکتر کردن بستهبندی نیز همیشه امکانپذیر نیست و بهسرعت توجه مصرفکنندگان را جلب میکند.
در چنین شرایطی، جایگزین کردن بخشی از مواد اولیه با گزینههای ارزانتر به راهکاری برای حفظ سود تبدیل میشود؛ راهکاری که در نگاه اول کمتر به چشم میآید.
مصرفکنندگان چگونه متوجه میشوند؟
همین پنهان بودن باعث شده مصرفکنندگان در بسیاری از کشورها روشهای تازهای برای بررسی کیفیت کالاها پیدا کنند. مقایسه برچسب مواد تشکیلدهنده، بررسی نسخههای قدیمی و جدید محصولات و انتشار این تفاوتها در شبکههای اجتماعی، اکنون به یکی از راههای شناسایی اسکیمپفلیشن تبدیل شده است.
در برخی موارد، تغییر ترتیب مواد تشکیلدهنده نیز میتواند سرنخ مهمی باشد. در بسیاری از کشورها، مواد تشکیلدهنده بر اساس میزان استفاده در محصول فهرست میشوند؛ بنابراین جابهجا شدن یک ماده اصلی یا اضافه شدن جایگزینهای ارزانتر میتواند نشانه تغییر فرمول تولید باشد.
چگونه اسکیمپفلیشن را تشخیص دهیم؟
اسکیمپفلیشن همیشه بهسادگی قابل تشخیص نیست، اما چند نشانه میتواند زنگ خطر باشد:
- طعم، بو یا بافت محصول نسبت به گذشته تغییر کرده است.
- فهرست مواد تشکیلدهنده نسبت به نسخههای قدیمی تفاوت دارد.
- مواد اولیه ارزانتر جایگزین ترکیبات اصلی شدهاند.
- قیمت محصول تقریباً ثابت مانده، اما کیفیت آن افت کرده است.
البته هر تغییری در فرمول تولید به معنای اسکیمپفلیشن نیست. گاهی شرکتها به دلایل فنی، تغذیهای یا مقرراتی ترکیب محصولات خود را تغییر میدهند. آنچه اسکیمپفلیشن را از این تغییرات متمایز میکند، هدف اقتصادی آن است؛ یعنی کاهش هزینه تولید از طریق استفاده از مواد اولیه ارزانتر، بدون آنکه این کاهش کیفیت بهطور مستقیم در قیمت یا اندازه محصول دیده شود.
مهارتی برای مصرفکننده امروز
اسکیمپفلیشن یادآوری میکند که در اقتصاد امروز، مقایسه قیمت بهتنهایی برای یک خرید هوشمند کافی نیست. همانطور که مصرفکنندگان در سالهای اخیر یاد گرفتند به وزن و حجم بستهبندیها نیز توجه کنند، اکنون شاید زمان آن رسیده باشد که برچسب مواد تشکیلدهنده را هم با دقت بیشتری بخوانند.
در بازاری که رقابت بر سر حفظ سود شدیدتر شده است، گاهی مهمترین تغییر نه روی برچسب قیمت، بلکه درون محصول رخ میدهد؛ تغییری که تنها با دقت بیشتر مصرفکننده آشکار میشود.