پرش به محتوای اصلی

روایتی از روزهای پایانی زندگی حمید علیدوستی

مطالعه ۲ دقیقه
حمید علیدوستی (Hamid Alidoosti) در حالی که روی مبل نشسته است

حمید علیدوستی پیشکسوت و مهاجم اسبق تیم ملی فوتبال ایران، شامگاه یکشنبه پس از یک دوره مبارزه با بیماری چشم از جهان فروبست.

علیدوستی یکی از چهره‌های شاخص و بااخلاق تاریخ ورزش کشور به‌شمار می‌رفت که سابقه‌ای درخشان در رده‌های ملی و باشگاهی بر جا گذاشت.

او در دهه‌های ۵۰ و ۶۰، چهره‌ای فراتر از هم‌نسلان خود و تجسم پیوند اخلاق و مهارت فنی در ورزش بود.

این مهاجم دور از حاشیه، بدون تکیه بر هیاهوی سرخابی‌ها، با درخشش در پیراهن تیم ملی و باشگاه هما اعتبار یافت، راهی بوندسلیگای ۲ شد و سال‌ها روی نیمکت تیم‌های ملی و باشگاهی، الفبای مستطیل سبز را به نسل‌های متوالی آموخت.

مردی که با فوتبال، کتاب، موسیقی و سینما زندگی می‌کرد و برای هیچ‌کدام کم نمی‌گذاشت. شاید میان علایقش اولویتی قائل بود، اما هر یک را عاشقانه زیست.

من به‌شدت شوق زندگی دارم و عاشق زندگی هستم. در مصاحبه‌های اخیرم هم بدون هیچ شعاری این را عنوان کرده‌ام. عشق به زندگی برای من همیشه یک چهارگانه بوده که در رأسش فوتبال بود، بعد کتاب، موسیقی و سرانجام سینما.
- بخشی از آخرین گفت‌وگویش با روزنامه شرق

علیدوستی که سعی داشت تا در سکوت خبری دوره درمان خود را پیش ببرد، حدود ۱۴ ماه قبل در یک گفت‌وگو از درگیری‌اش با بیماری سرطان پرده برداشت و خوشبین به آن بود که بتواند این بیماری را شکست بدهد.

در روزهای گذشته، بیماری حمید علیدوستی وارد مرحله جدیدی شد و در حالی‌که به تازگی گفته می‌شد او از بیمارستان مرخص شده اما تاب‌آوری این اسطوره دوست‌داشتنی مقابل بیماری منحوسِ سرطان به پایان رسید.

آنطور که خبر ورزشی نوشته، علیدوستی در واپسین روزهای حیات، وضعیت دشوار درمان و رنج‌های خود را تنها با حلقه محدودی از نزدیکان در میان گذاشته بود:

پزشکان برای آرام شدن دردم، مسکن‌های خیلی سنگین به من می‌دهند و چاره‌ای هم نیست. این چیزها را می‌دهند تا درد را نفهمم ولی داروها حالم را بهم می‌زنند و برایم مشکلات گوارشی درست می‌کنند. درد واقعا اذیتم می‌کند.

به محتوای این مطلب چه امتیازی میدی؟

نظر شما برامون مهمه و به بهتر شدن کیفیت مطالب کمک می‌کنه.

۱ - بسیار بد۱۰ - بسیار خوب

نظرات