ارسال پیامک اعتبار کالابرگ برای ۴۰ میلیون نفر، جستوجوی نام و نشانی سامانههای دولتی را در گوگل بهطور کمسابقهای افزایش داد.
از روز دوشنبه، همزمان با آغاز ارسال پیامکهای دولتی درباره مرحله جدید افزایش اعتبار کالابرگ، یک اتفاق قابلتوجه در گوگل افتاد: جستوجوی عبارتهای مرتبط با کالابرگ، خوداظهاری و سامانههای دولتی به شکل چشمگیری بالا رفت.
حدود ۴۰ میلیون نفر در گروه هدف این مرحله قرار گرفتهاند و سازمان برنامه و بودجه، سازمان امور مالیاتی و وزارت تعاون در پیامهای مرتبط، مردم را برای بررسی وضعیت یا تکمیل اطلاعات به سامانههای مشخصی هدایت کردهاند.
اصل این اتفاق تازه نیست. هر بار که پای یارانه، کمک معیشتی، سهمیه بنزین یا پرداختهای حمایتی به میان آمده، جستوجوی عبارتهایی مثل «یارانه»، «ثبتنام» یا «استعلام» هم بالا رفته است. اما این بار یک تفاوت جلب توجه میکند: دامنه عبارتهای جستوجوشده گستردهتر شده و در کنار عبارتهای فارسی، کلیدواژههای لاتین، نام دامنهها و حتی عبارتهای کوتاهی مثل «my» هم وارد فهرست جستوجوهای پرتکرار شدهاند.
این تغییر در نگاه اول شاید جزئی به نظر برسد، اما پشت آن دو روایت متفاوت وجود دارد؛ نگاه اول میگوید ما فقط اثر یک موج اطلاعرسانی را میبینیم، اما نگاه مقابل معتقد است اندازه همین موج، از فشار معیشتی جامعه میگوید.
چرا این بار انگلیسیها هم ترند شدند؟
سادهترین توضیح این است که خود دولت بخشی از این رفتار را ساخته است.
در پیامکهایی که برای مشمولان ارسال شد، آدرس اینترنتی سامانههای مربوط به ثبت اطلاعات و خوداظهاری درج شده بود. وقتی میلیونها نفر تقریباً همزمان پیامی درباره پول، یارانه و احتمال افزایش اعتبار دریافت میکنند، طبیعی است که بخشی از آنها بهجای کلیک مستقیم روی لینک، عبارت یا بخشی از آدرس را در گوگل جستوجو کنند.
از این زاویه، بالا آمدن عبارتی مثل «my» الزاماً نشانه تغییر اجتماعی یا ورود یک طبقه تازه به جمع دریافتکنندگان حمایت نیست؛ ممکن است فقط کوتاهترین مسیر برای پیدا کردن یک آدرس اینترنتی باشد.
رفتار کاربران در برابر پیامکهای دولتی هم این توضیح را تقویت میکند. با فراگیر شدن پیامکهای جعلی و لینکهای فیشینگ، بسیاری از کاربران ترجیح میدهند روی لینک داخل پیامک کلیک نکنند و نام سامانه را خودشان در گوگل جستوجو کنند. در چنین شرایطی، جستوجوی URL یا بخشی از نام انگلیسی سامانه حتی میتواند نشانه احتیاط دیجیتال باشد.
اما پشت پرده این ماجرا چیست؟
روایت اول؛ طرحهای حمایتی همیشه جذاب
اولین عامل ترس از جاماندن است. طرحهای حمایتی همیشه در هر نقطه و هر زمان از جذابیت برخوردارند و با اقبال عمومی رو به رو می شوند.
وقتی مشخص نیست چه کسانی دقیقاً مشمول افزایش اعتبار خواهند شد، حتی خانواری که الزاماً خود را نیازمند حمایت فوری نمیداند ممکن است برای اطمینان از وضعیتش جستوجو کند. در برنامههای حمایتی، مردم معمولاً نمیخواهند احتمالی برای دریافت یک حق یا امتیاز را از دست بدهند.
از همین رو، یک روایت میگوید ترند گوگل بیش از هر چیز شاخص توجه است، نه شاخص نیاز. همانطور که پس از وقوع یک زلزله، جستوجوی کلمه «زلزله» جهش میکند، بدون اینکه بتوان از تعداد جستوجوها درباره شدت خسارت نتیجهگیری کرد، پیامک کالابرگ هم میتواند بهتنهایی موج بزرگی از جستوجو ایجاد کند.
با این حال همین نکته نیز باید با احتیاط تفسیر شود. تقریباً همه کاربران تلفن همراه امروز کیبورد انگلیسی دارند و تایپ چند حرف لاتین بهتنهایی اطلاعات قابل اتکایی درباره طبقه اجتماعی، درآمد یا سطح تحصیلات فرد نمیدهد.
اگر قرار باشد فرضیه «تغییر مخاطبان حمایت» جدی گرفته شود، باید مشخص شود سهم جستوجوهای لاتین در شهرهای بزرگ، استانهای برخوردار و مناطق کمبرخوردار چقدر بوده و آیا این الگو واقعاً با دورههای پیشین تفاوت معناداری دارد؟
روایت دوم؛ وقتی وسعت جستوجو خودش نشانه است
اما توضیح فنی تمام ماجرا نیست.
اگر روایت اول میگوید پیامک دولت و درج آدرس سامانهها دلیل اصلی جهش جستوجوهاست، روایت دوم یک سؤال مهمتر مطرح میکند: چرا یک حمایت معیشتی باید برای چنین بخش بزرگی از جامعه تا این اندازه مهم شده باشد؟
پاسخ را باید کمی عقبتر جستوجو کرد؛ در مسیری که فقر و فشار هزینههای زندگی طی سالهای اخیر طی کردهاند.
طی سالهای ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸، سالانه حدود ۵ میلیون نفر به جمعیت زیر خط فقر افزوده شد؛ بهگونهای که تنها ظرف دو سال، نزدیک به ۱۰ میلیون نفر به این آمار اضافه شدند و در پایان ۱۳۹۸ نرخ فقر تا حدود ۳۰ درصد بالا رفت و جمعیت زیر خط فقر در حوالی ۳۰ میلیون نفر قرار گرفت.
از سال ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۳، این نسبت در محدوده ۳۰ درصد باقی ماند؛ اما در سال ۱۴۰۳ ورق برگشت و نرخ فقر با جهشی حدود ۶ واحد درصدی به نزدیک ۳۶ درصد رسید.
برآوردها درباره سالهای ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ نیز خوشبینانه نیست. اگر فشار تورمی و افت قدرت خرید با همین مسیر ادامه پیدا کرده باشد، جمعیت زیر خط فقر میتواند به محدوده ۴۰ درصد جمعیت کشور نزدیک شده باشد.
این یعنی مسئله دیگر فقط گروه کوچکی در پایینترین دهکهای درآمدی نیست؛ بخش بزرگی از جامعه در معرض فشار مستقیم یا خطر سقوط بیشتر قدرت خرید قرار گرفته است.
نزدیک نیمی از مردم برای خرید کالاهای اساسی مشکل دارند
پیگیری زومان از نتایج برخی افکارسنجیها نیز تصویر مشابهی ارائه میکنند.
در ششماهه نخست سال گذشته، حدود ۲۷ درصد مردم گفته بودند برای تأمین کالاهای اساسی با مشکل روبهرو هستند. این نسبت در سال جاری به حدود ۴۷ درصد رسیده؛ یعنی نزدیک به نیمی از جامعه.
فشار در حوزه درمان حتی بیشتر است. طبق همین دادهها، ۵۱ درصد مردم اعلام کردهاند در تأمین هزینههای درمان با مشکل مواجهاند.
این اعداد معنای موج جستوجوی کالابرگ را تغییر میدهند. گوگل ترندز همچنان نمیتواند به ما بگوید چه کسی فقیر است یا چه کسی واقعاً به حمایت نیاز دارد؛ اما وقتی تقریباً نیمی از جامعه از دشواری تأمین کالاهای اساسی میگویند، افزایش حساسیت عمومی به یک برنامه حمایتی دیگر چندان عجیب نیست.
به زبان ساده، پیامک ممکن است مردم را به گوگل فرستاده باشد، اما اهمیت خودِ کالابرگ را شرایط زندگی تعیین میکند.
چالش دولت برای دایره مشمولان کالابرگ
گستردگی جامعه هدف، دولت را هم با یک مسئله دشوار روبهرو کرده است: چه کسانی باید در فهرست حمایت باقی بمانند و چه کسانی حذف شوند؟
یکی از سناریوهای مطرح این بود که اطلاعات درآمدی سازمان امور مالیاتی مبنای بازنگری فهرست مشمولان کالابرگ قرار گیرد. بر اساس ارزیابیهای انجامشده، اگر فقط دادههای درآمدی مبنا قرار میگرفت، حدود ۴.۵ میلیون نفر امکان حذف از فهرست مشمولان را داشتند.
اگر معیارهایی مانند مالکیت خودرو و ملک هم به شاخصهای درآمدی اضافه میشد، این تعداد میتوانست تا حدود ۱۱ میلیون نفر افزایش پیدا کند.
با این حال، فعلاً پروژه حذف مشمولان کنار گذاشته شده است. در عوض، مأموریت طراحی شاخصهای جدید برای شناسایی و بازنگری مشمولان به وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی سپرده شده تا در مراحل بعدی، فرآیند حذف بر اساس معیارهای تازه انجام شود.
همین عقبنشینی موقت نیز نشان میدهد تعیین مرز میان «برخوردار» و «نیازمند حمایت» در اقتصادی که درآمد و هزینه با سرعتهای متفاوت حرکت کردهاند، دیگر کار سادهای نیست.
دریافت کمک دیگر استثنا نیست
گستردهتر شدن برنامههای حمایتی یک اثر اجتماعی دیگر هم دارد: کاهش انگ دریافت کمک.
زمانی که یارانه یا حمایت فقط به گروه کوچکی تعلق میگیرد، برخی افراد ممکن است دریافت آن را نشانه ضعف مالی تلقی کنند. اما وقتی میلیونها خانوار در یک برنامه قرار میگیرند، آن حمایت به بخشی عادیتر از زندگی اقتصادی تبدیل میشود.
پژوهشهای مربوط به «انگ اجتماعی دریافت حمایت» نشان دادهاند که عمومیتر شدن برنامهها میتواند مانع روانی درخواست کمک را کاهش دهد. به زبان ساده، وقتی نیمی از جامعه درباره یک حمایت صحبت میکنند، پرسیدن درباره آن دیگر رفتار غیرعادی محسوب نمیشود.
این مسئله هم میتواند بخشی از گستردگی جستوجوهای این دوره را توضیح دهد.
گوگل تا کجا میتواند حال جامعه را نشان دهد؟
گوگل ترندز تعداد واقعی جستوجوها را منتشر نمیکند. عدد صفر تا ۱۰۰ در این ابزار فقط شدت نسبی محبوبیت یک عبارت را در یک زمان و مکان مشخص نشان میدهد.
ضمن اینکه همه ایرانیان از گوگل استفاده نمیکنند و نحوه اتصال کاربران -از جمله استفاده از ابزارهای تغییر مسیر اینترنت-میتواند نمونه جغرافیایی را مخدوش کند. بنابراین نمیتوان از یک نمودار ترندز مستقیماً نتیجه گرفت چند میلیون نفر یک عبارت را جستوجو کردهاند یا این افراد به کدام طبقه درآمدی تعلق دارند.
تجربه جهانی نیز درباره چنین برداشتهایی هشدار داده است. پروژه معروف Google Flu Trends زمانی قرار بود از روی جستوجوی علائم بیماری، شیوع آنفلوانزا را سریعتر از دادههای رسمی پیشبینی کند. اما بعدها مشخص شد اخبار، نگرانی عمومی و تغییر رفتار کاربران میتواند جستوجو را بهشدت بالا ببرد، بدون اینکه افزایش مشابهی در بیماری واقعی رخ داده باشد.
در مقابل، نمونههایی هم وجود دارند که جستوجو واقعاً با وضعیت اقتصادی همراه شده است. پس از بحران مالی ۲۰۰۸ آمریکا، پژوهشگران ارتباطی میان افزایش جستوجوی عباراتی مانند «مزایای بیکاری» و بالا رفتن بیکاری پیدا کردند. تفاوت مهم این بود که آنجا روند در یک دوره زمانی بررسی شد، نه صرفاً یک جهش چندروزه.
تجربه ایران هم همین احتیاط را میطلبد. در ثبتنام یارانه نقدی سال ۱۳۸۹، شمار بزرگی از خانوارها برای دریافت یارانه اقدام کردند؛ از جمله خانوارهایی که الزاماً در پایینترین سطوح درآمدی قرار نداشتند. بنابراین ثبتنام گسترده یا جستوجوی زیاد همیشه مترادف با فقر نیست.
هرچند هر دو گروه استدلالهای خود را دارند، اما نکته کلیدی این است که در اقتصادی با چند سال متوالی تورمِ بیش از ۴۰ درصد، چنین نشانههایی از فشار درآمدی بر طبقات مختلف جامعه حکایت میکند.
تورم الزاماً همه خانوارها را فقیر نمیکند، اما فاصله امن آنها از فقر را کم میکند. خانواری که چند سال قبل بدون نیاز به حمایت دولتی زندگی میکرد، ممکن است امروز با یک هزینه درمانی، افزایش اجاره یا جهش قیمت مواد غذایی، بخش بزرگی از حاشیه مالی خود را از دست بدهد.
این همان وضعیتی است که در ادبیات اقتصادی از آن با عنوان «آسیبپذیری در برابر فقر» یاد میشود؛ یعنی خانوار هنوز رسماً زیر خط فقر نیست، اما یک شوک کافی است تا به آن نزدیک شود.
از همین منظر، ورود حدود ۴۰ میلیون نفر به جامعه هدف مرحله جدید کالابرگ فقط یک عدد اجرایی نیست. این حجم از پوشش، با اقتصادی سازگار است که فشار معیشتی از پایینترین دهکها فراتر رفته و بخشی از طبقه متوسط را هم درگیر کرده است.