خبر سفر هیئتی قطری به تهران شامگاه یک شنبه در برخی رسانه‌ها پیچید؛ اما هیچ منبع رسمی در داخل و خارج درباره ان حرفی نزد.این خبر صبح امروز از فضای گمانه‌زنی رسانه‌ای خارج شد و به تأیید رسمی رسید. اسماعیل بقایی سخنگوی وزارت امور خارجه در نشست خبری خود حضور هیئت قطری در تهران را تأیید کرد و آن را در ادامه تلاش کشورهای منطقه برای کاهش تنش‌ها دانست.

بقایی گفت: پس از سفر هیئت‌هایی از عمان و پاکستان در هفته گذشته، هیئت قطری به تهران آمده و با عباس عراقچی وزیر امور خارجه دیدار کرده است.

بقایی گرچه به جزئیات سفر اشاره نکرد، اما در میانه افزایش تنش‌ها در منطقه، نمی تواند یک سفر روتین و رایزنی عادی باشد.

دیپلمات ها قدیمی اعتقاد دارند اهمیت سفر را زمان و ترکیب تیم مذاکره کننده تعیین می کند. شنیده‌های زومان حاکی از آن است که ذر ترکیب تیم قطری علی ذوادی میانجی معروف هم حضور داشته است؛ چهره‌ای که طی ماه‌های گذشته نامش چند بار در ارتباط با رایزنی‌های غیرمستقیم میان تهران و واشنگتن مطرح شده بود.

ذوادی در دولت قطر سمت وزارتی دارد، اما ریاست وزارتخانه مشخصی را بر عهده ندارد.

در مقاله‌ای که روزنامه بریتانیایی تلگراف در ۱۱ اکتبر با عنوان «میانجی مرموز قطری که توافق ترامپ درباره غزه را از فروپاشی نجات داد» منتشر کرد، راب کریلی نوشت که دوحه برای نجات مذاکرات صلح غزه که پس از حمله اسرائیل در آستانه شکست قرار گرفته بود، مرد ماموریت‌های دشوار خود -علی ذوادی- را به واشنگتن فرستاد؛ چهره‌ای که ارتباطی نزدیک با رئیس جمهور آمریکا دارد و به صورت مستقل نیز با او در ارتباط است.

نام ذوادی پیش‌تر نیز در میان مقام‌هایی دیده شد که دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا اعلام کرده بود با آنها درباره ایران و مسائل مرتبط با دستیابی به یک تفاهم صلح گفت‌وگوهای «بسیار خوبی» داشته است.

برخی گزارش‌های منتشرشده در آمریکا نیز حاکی از آن بود که ذوادی تنها در ۱۰ روز منتهی به اعلام تفاهم میان ایران و آمریکا، چهار بار در قالب هیئتی رسمی به تهران سفر کرده بود؛ رفت‌وآمدهایی فشرده که با میانجی‌گری مشترک قطر و پاکستان هم‌زمان شد.

حضور دوباره چنین چهره‌ای در تهران، اگر تأیید شود، می‌تواند نشانه‌ای باشد از اینکه سفر اخیر صرفاً برای تبادل نظر درباره کاهش تنش‌ها انجام نشده و حامل پیشنهادی مشخص‌تر بوده است.

پیام تازه چه می‌تواند باشد؟

بر اساس اطلاعات رسیده، هیئت قطری ظاهراً حامل پیشنهادی برای مقام‌های ایرانی بوده است. جزئیات رسمی این پیام هنوز منتشر نشده، اما ارزیابی‌های اولیه از تغییر محاسبات رئیس‌جمهور آمریکا حکایت دارد.

ترامپ ظاهراً دیگر به دنبال باز کردن دوباره پرونده همان تفاهم‌نامه پیشین نیست. تجربه سیاسی آن توافق در آمریکا -به‌ویژه میان منتقدان ترامپ- بیشتر با روایت «امتیازدهی واشنگتن» شناخته شده و همین موضوع باعث شده کاخ سفید برای بازگشت به همان نقطه، ملاحظات سیاسی بیشتری داشته باشد.

از همین رو، احتمال دارد واشنگتن به‌دنبال توافقی تازه و گسترده‌تر باشد؛ توافقی که بخشی از مسائل هسته‌ای را نیز از همان ابتدا در خود جای دهد و رسیدگی به آن‌ها را به مذاکرات بعدی موکول نکند.

در چنین سناریویی، هدف تنها احیای یک تفاهم متوقف‌شده نیست، بلکه بازنویسی چارچوب آن است. به نظر می رسد این چارچوب جدید نسبت به تفاهنامه محدود به ایران و امریکا باشد و واشنگتن فعلا علاقه ندارد در خصوص های جبهه های دیگر در توافق احتمالی با ایران تعهدی داشته باشد.

آمریکا اصرار دارد در هر توافق جدیدی تعهدات تهران فراتر از تعهدات تفاهم اسلام‌آباد باشد و برخی فعالیت‌های هسته‌ای را در برگیرد.

پنجره‌ای که تا انتخابات کنگره باز می‌ماند

در سوی دیگر معادله، نشانه‌هایی وجود دارد که ترامپ در صورت دستیابی به چنین توافقی، آمادگی اعطای امتیازهای قابل‌توجه به ایران را دارد؛ البته مشروط به آنکه توافق پیش از انتخابات کنگره نهایی شود.

زمان در اینجا صرفاً یک عامل اجرایی نیست، بلکه بخشی از خود معامله است. توافقی پیش از انتخابات می‌تواند برای ترامپ به یک دستاورد سیاست خارجی تبدیل شود؛ دستاوردی که هم در کارزار داخلی آمریکا قابل عرضه باشد و هم خطر ورود دوباره دو کشور به مسیر تقابل را کاهش دهد.

اکنون باید دید تهران چه پاسخی به این پیام‌ها و پیشنهادهای مطرح‌شده نشان خواهد داد.

سفر هیئت قطری را می‌توان نشانه‌ای از ادامه تلاش‌ها برای باز نگه داشتن مسیر دیپلماسی دانست، اما هنوز فاصله میان مواضع دو طرف برای رسیدن به یک چارچوب مشترک قابل‌توجه است.

در این مرحله، نقش دوحه بیشتر از آنکه اعلام یک توافق باشد، می‌تواند به‌عنوان تلاشی برای سنجش امکان نزدیک‌تر شدن دیدگاه‌های تهران و واشنگتن ارزیابی شود.