سیزده روز پیش عبدالناصر همتی تصویری دشوار از منابع ارزی ایران ترسیم کرد: صادرات نفت محدود شده، بخشی از ذخایر ارزی در دسترس نیست و شرایط از سال‌های پایانی دهه ۹۰ سخت‌تر است. دلار آن زمان حوالی ۱۹۲ هزار تومان معامله می‌شد.

از آن روز، دلار از مرز ۲۰۰ هزار تومان عبور کرده، دونالد ترامپ از «فروپاشی» اقتصاد ایران گفته و مقام‌های آمریکایی فشار بر درآمدهای ارزی تهران را نشانه موفقیت جنگ اقتصادی خود معرفی کرده‌اند.

حالا رئیس‌کل بانک مرکزی با پیامی متفاوت به میدان برگشته است. همتی می‌گوید «ایران ارز دارد و به اندازه کافی هم دارد» و بانک مرکزی در صورت نیاز آماده عرضه تا ۲ میلیارد دلار به بازار است.

این تغییر لحن از نگاه رسانه‌های خارجی هم دور نماند. رویترز در گزارشی درباره سخنان تازه رئیس‌کل بانک مرکزی، اظهارات او را در متن فشارهای اقتصادی و ارزی هفته‌های اخیر قرار داد و نوشت که صحبت‌های همتی «ظاهراً با هدف اطمینان‌بخشی به بازارها» مطرح شده است.

رویترز یادآوری کرد که این اظهارات پس از آن بیان می‌شود که مقام‌های ایرانی، از جمله مسعود پزشکیان، از افزایش دشواری‌های اقتصادی ناشی از تحریم‌ها و محاصره دریایی سخن گفته‌اند. این خبرگزاری همچنین عبور نرخ دلار از مرز دو میلیون ریال در ماه اوت و رسیدن تورم سالانه به ۶۶ درصد در ژوئیه را به‌عنوان زمینه اقتصادی سخنان تازه همتی برجسته کرد.

آنچه فعلاً تغییر کرده، بیش از آنکه بتوان آن را نشانه تغییر قطعی در واقعیت‌های ارزی ایران دانست، پیام رئیس‌کل بانک مرکزی است. همتی این بار بر بخشی از ماجرا تأکید دارد که در سخنان ۲۸ مرداد کمتر برجسته شد: به گفته او، با وجود محدودیت درآمدهای نفتی و دسترسی به برخی ذخایر، بانک مرکزی همچنان منابع ارزی در اختیار دارد و در صورت لزوم می‌تواند در بازار مداخله کند.

وقتی حرف رئیس بانک مرکزی خودش ابزار سیاست می‌شود

این تغییر پیام را می‌توان از زاویه دیگری هم دید. بانک‌های مرکزی فقط با خرید و فروش ارز یا تغییر نرخ‌های سیاستی بر بازار اثر نمی‌گذارند؛ ارتباط با بازار و مدیریت انتظارات نیز بخشی از جعبه‌ابزار سیاست‌گذار است.

در بازار ارز، آنچه معامله‌گران درباره توان مداخله بانک مرکزی در آینده تصور می‌کنند می‌تواند به اندازه عرضه امروز اهمیت پیدا کند. اگر بازار باور کند سیاست‌گذار منابع کافی برای مقابله با افزایش تقاضا دارد، ممکن است رفتار خریداران و فروشندگان حتی پیش از مداخله واقعی تغییر کند.

در ادبیات اقتصادی، چنین اقدامی را می‌توان نوعی «مداخله کلامی» یا مدیریت انتظارات دانست. سیاست‌گذار تلاش می‌کند با اعلام آمادگی برای اقدام، پیش از آنکه تمام ابزار خود را به کار بگیرد، روی انتظارات بازار اثر بگذارد.

از این زاویه، رقم ۲ میلیارد دلار اهمیت دوگانه‌ای دارد. همتی نگفته این میزان ارز بالفعل وارد بازار شده؛ گفته بانک مرکزی «آمادگی» دارد در صورت نیاز تا این سقف ارز عرضه کند. بنابراین این رقم فعلاً علاوه بر یک ظرفیت اعلام‌شده برای مداخله، حامل یک پیام برای بازار است: بانک مرکزی می‌خواهد نشان دهد در برابر فشار تازه بر ریال دست خالی نیست.

۱۸ میلیارد دلار از کجا آمده است؟

همتی برای تقویت این پیام تنها به وعده مداخله اکتفا نکرد. او اعلام کرد از ابتدای سال تاکنون بیش از ۱۸ میلیارد دلار برای واردات کالاهای اساسی، دارو، نهاده‌های دامی و مواد اولیه خطوط تولید تأمین شده است.

این عدد در کنار صحبت‌های ۲۸ مرداد اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. اگر جریان درآمد نفتی با محدودیت جدی مواجه شده و بخشی از ذخایر خارجی نیز قابل دسترس نیست، تأمین نیازهای ارزی باید بیش از گذشته بر سایر منابع متکی باشد.

رئیس‌کل بانک مرکزی بخشی از پاسخ را داده است. او می‌گوید بانک مرکزی همچنان در حال وصول مطالبات ارزی است، ذخایری در داخل کشور دارد و منابع دیگری نیز در اختیار دارد که به دلایل مشخص امکان اعلام جزئیات آنها وجود ندارد.

این توضیحات نشان می‌دهد بانک مرکزی چه تصویری از پشتوانه ارزی خود ارائه می‌کند، اما به‌دلیل منتشر نشدن جزئیات این منابع، امکان ارزیابی مستقل میزان دسترسی، نقدشوندگی و دوام آنها محدود است.

همین تفاوت مهم است. داشتن ذخیره ارزی، دسترسی عملی به آن و امکان استفاده مستمر از آن برای مدیریت بازار سه موضوع یکسان نیستند؛ به‌ویژه در اقتصادی که نقل‌وانتقال منابع خارجی آن تحت تحریم قرار دارد.

«نفت صادر نمی‌کنیم» با «ارز نداریم» یکی نیست

در عین حال، کنار هم گذاشتن سخنان ۲۸ مرداد و ۱۱ شهریور لزوماً به معنای تناقض نیست.محدود شدن درآمد جاری نفت به این معنا نیست که بانک مرکزی همان روز منابع ارزی خود را از دست می‌دهد. ذخایر قبلی، مطالبات خارجی، درآمد صادرات غیرنفتی و دیگر منابع می‌توانند برای مدتی نیازهای ارزی اقتصاد را پوشش دهند.

مسئله اصلی در چنین شرایطی بیشتر به یک جریان مربوط می‌شود: چه مقدار ارز وارد منابع قابل استفاده کشور می‌شود و در مقابل چه مقدار برای واردات، تعهدات خارجی و مداخله در بازار مصرف می‌شود.

افت درآمد نفتی اگر طولانی شود، می‌تواند این موازنه را دشوارتر کند. در این صورت سیاست‌گذار باید میان حفظ ذخایر، تأمین واردات ضروری و استفاده از ارز برای کنترل بازار تعادل برقرار کند.

به همین دلیل، اعلام آمادگی برای عرضه ۲ میلیارد دلار به‌تنهایی نمی‌تواند تصویری کامل از قدرت ارزی بانک مرکزی ارائه کند.

پاسخ مستقیم به روایت ترامپ

مخاطب سخنان تازه همتی نیز فقط معامله‌گران بازار تهران نبودند.او صریحاً گفت: «به رئیس‌جمهور آمریکا می‌گویم ایران ارز دارد و به قدر کافی هم دارد.»

این جمله مستقیماً در برابر روایتی قرار می‌گیرد که دولت آمریکا طی روزهای اخیر ساخته است. ترامپ از «فروپاشی» اقتصاد ایران سخن گفته و اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، نیز گفته تهران در حال باختن جنگ اقتصادی است.

همتی در مقابل، دشواری شرایط اقتصادی و معیشتی را پذیرفت، اما ادعای فروپاشی را رد کرد. او همچنین گفت پیش‌بینی‌هایی درباره حرکت اقتصاد ایران به سمت ابرتورم محقق نشده و بانک مرکزی توانسته شتاب تورم را در ماه‌های اردیبهشت و خرداد کنترل کند.

این بخش از سخنان همتی نیز نیازمند تفکیک است. رخ ندادن ابرتورم با پایین بودن یا مهار کامل تورم یکسان نیست. اقتصاد می‌تواند با تورم بسیار بالا روبه‌رو باشد، بدون آنکه از نظر فنی وارد ابرتورم شده باشد. خود رویترز نیز در گزارش تازه‌اش نرخ تورم سالانه ژوئیه را ۶۶ درصد ذکر کرده است.

بنابراین اختلاف تهران و واشنگتن اکنون تنها درباره یک عدد نیست؛ دو روایت متفاوت از تاب‌آوری اقتصاد ایران در برابر فشار خارجی مقابل یکدیگر قرار گرفته‌اند.

آزمون ۲ میلیارد دلاری همتی

اما بازار ارز معمولاً با روایت‌ها به‌تنهایی قانع نمی‌شود.تجربه مداخله کلامی بانک‌های مرکزی نشان می‌دهد اعتبار پیام سیاست‌گذار به این بستگی دارد که بازار تا چه اندازه باور کند در صورت لزوم، اقدام اعلام‌شده واقعاً قابل اجراست. اگر این باور شکل بگیرد، حتی ممکن است برای آرام کردن بازار نیاز کمتری به مصرف ذخایر وجود داشته باشد. اگر شکل نگیرد، سیاست‌گذار برای دفاع از پیام خود ناچار به مداخله واقعی بیشتری خواهد شد.همین مسئله سخنان تازه همتی را به آزمونی فراتر از یک سخنرانی تبدیل می‌کند.

سیزده روز پیش رئیس‌کل بانک مرکزی بیشتر درباره محدودیت‌ها حرف می‌زد: صادرات نفت آسیب دیده، دسترسی به برخی ذخایر محدود شده و شرایط از اواخر دهه ۹۰ دشوارتر است. امروز او بخش دیگری از ترازنامه را برجسته می‌کند: ۱۸ میلیارد دلار تأمین ارز، ادامه وصول مطالبات و آمادگی برای عرضه ۲ میلیارد دلار.

فعلاً آنچه با اطمینان می‌توان ثبت کرد، تغییر پیام است؛ نه تغییر قطعی در وضعیت منابع ارزی کشور.

اینکه پیام تازه همتی بتواند انتظارات بازار را تغییر دهد یا بانک مرکزی برای اثبات آن ناچار شود بخشی از همان ۲ میلیارد دلار را وارد بازار کند، به رفتار دلار در روزهای آینده بستگی دارد. آنجا مشخص می‌شود بازار برای جمله «ارز به اندازه کافی داریم» چه اعتباری قائل است.