محسن نامجو، خواننده و آهنگساز و از چهرههای شناختهشده موسیقی تلفیقی ایران، پس از نزدیک به دو دهه زندگی در خارج از کشور، پنجم شهریور ۱۴۰۵ به ایران بازگشت؛ بازگشتی غافلگیرکننده که فقط بهدلیل شهرت نامجو خبرساز نشده است. او زمانی ایران را ترک کرد که فعالیت هنریاش با محدودیت روبهرو بود و بعدها نیز غیابی به پنج سال زندان محکوم شد. اکنون بازگشت او درست در مقطعی اتفاق افتاده که دولت از تلاش برای فراهمکردن زمینه بازگشت بیش از ۱۰۰ چهره فرهنگی، هنری و فکری خارج از کشور سخن میگوید.
خود نامجو اما توضیح سادهتری دارد: «غربت بسه».او در ویدئویی که پیش از بازگشت منتشر کرد، گفت به مرحلهای از زندگی رسیده که بودن در ایران، کنار خانواده، خواهران، اقوام و دوستانش، برایش از امکان ادامه فعالیت موسیقایی و فرهنگی مهمتر شده است. نامجو برای عملیکردن این تصمیم، کنسرتهای برنامهریزیشده خود در تورنتو، واشینگتن و نیویورک را نیز لغو کرد؛ اجراهایی که فروش بلیت آنها آغاز شده بود.
محسن نامجو کیست و چرا بازگشتش خبر است؟
محسن نامجو، متولد ۱۳۵۴ در تربت جام خراسان، خواننده، آهنگساز و نوازنده سهتار است که از ترکیب موسیقی کلاسیک و محلی ایران با راک، بلوز و جاز و استفاده متفاوت از شعر فارسی، سبک ویژهای برای خود ساخت. دانشگاه استنفورد او را از چهرههای پیشرو موسیقی معاصر ایران توصیف کرده و موسیقیاش را آمیزهای از شعر حافظ، مولانا و سعدی با موسیقی غربی میداند.
نامجو از میانه دهه ۱۳۸۰ از ایران خارج شد و ابتدا در اروپا و سپس آمریکا فعالیت خود را ادامه داد. در سال ۱۳۸۸، در حالی که خارج از کشور بود، دادگاهی در تهران او را در پروندهای مربوط به استفاده از آیاتی از قرآن در یکی از آثارش، غیابی به پنج سال حبس محکوم کرد.
همین سابقه یکی از مهمترین ابهامهای بازگشت کنونی اوست. تا زمان تنظیم این گزارش، مقامهای قضایی، امنیتی و وزارت ارشاد توضیح عمومی روشنی درباره وضعیت آن حکم، شرایط ورود نامجو یا محدودیتهای احتمالی او پس از بازگشت منتشر نکردهاند.
روایت نزدیک به نامجو: هیچ مذاکرهای در کار نبود
تقریباً بلافاصله پس از انتشار خبر بازگشت نامجو، گمانهزنی درباره احتمال هماهنگی قبلی او با نهادهای رسمی یا امنیتی آغاز شد. بهمن بابازاده، خبرنگار حوزه موسیقی و مدیر رسانه بیلبورد فارسی که اخبار و تصاویر بازگشت نامجو را منتشر کرده، این روایت را رد کرده است.
بابازاده ساعت ۱۶:۲۰ پنجم شهریور در کانال تلگرامی خود نوشت بلیت نامجو از هفته قبل و به درخواست خود او در استانبول رزرو شده و «هیچ گفتوگو و مذاکرهای با هیچ مرجع و مقامی» صورت نگرفته است. او تلاش جریانهای سیاسی و دولتی برای نسبتدادن این تصمیم به خود را «مصادره» تصمیم شخصی نامجو خواند.
این روایت اهمیت دارد، اما یک محدودیت نیز دارد: فعلاً روایت یک منبع نزدیک به ماجراست و مقامهای مسئول درباره جزئیات حقوقی بازگشت نامجو توضیح ندادهاند. بنابراین میتوان گفت مدرکی علنی از مذاکره یا توافق پیش از بازگشت در دست نیست، اما هنوز نمیتوان درباره همه مقدماتی که امکان ورود او را پس از سالها فراهم کرده با قطعیت سخن گفت.
چرا نامجو برگشت؟
برای بازگشت نامجو احتمالاً نمیتوان یک علت واحد پیدا کرد، اما گفتههای خود او، مواضع گذشتهاش و زمانبندی این اتفاق، چند زمینه را برای تحلیل تصمیمش فراهم میکند.
انگیزه شخصی؛ تصمیمی که یکشبه گرفته نشده است
روشنترین توضیح را خود نامجو ارائه کرده است. او میگوید دیگر ادامه زندگی در غربت را نمیخواهد و بودن کنار خانواده و دوستان را حتی به ادامه فعالیت حرفهای ترجیح میدهد.
اما یک گفتوگوی قدیمی نشان میدهد این میل بسیار قدیمیتر از تصمیم این هفته است. نامجو در سال ۲۰۱۲ در مصاحبه با یورونیوز گفته بود از نظر عاطفی «هر لحظه» تمایل دارد به ایران بازگردد، اما شرایط این اجازه را به او نمیدهد. او همان زمان گفته بود عمیقاً امیدوار است روزی امکان بازگشت فراهم شود.
از این منظر، بازگشت سال ۱۴۰۵ را میتوان نه شکلگیری ناگهانی میل به بازگشت، بلکه عملیشدن خواستهای قدیمی دانست. سؤال مهمتر در نتیجه این نیست که چرا نامجو دلتنگ ایران شده؛ بلکه این است که چه چیزی تغییر کرده که اکنون تصمیمی را عملی کرده که ۱۴ سال پیش میگفت شرایط آن مهیا نیست.
همزمانی معنادار با سخنان وزیر ارشاد
این سؤال با زمانبندی بازگشت نامجو اهمیت بیشتری پیدا میکند.عباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، درست در همین مقطع از تهیه فهرستهایی شامل نام بیش از ۱۰۰ چهره فرهنگی، هنری و فکری خارج از ایران برای «تسهیل بازگشت» آنها خبر داده است. به گفته صالحی، این فهرستها در اختیار نهادهای مرتبط با بازگشت ایرانیان خارج از کشور قرار گرفتهاند؛ با این حال، نام افراد حاضر در فهرست و معیار انتخاب آنها اعلام نشده است.
فاصله زمانی اندک میان این سخنان و بازگشت یکی از مشهورترین هنرمندان ایرانی خارج از کشور، طبیعی است که توجه رسانهها و کاربران شبکههای اجتماعی را جلب کند.
فعلاً هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد نامجو در فهرست وزارت ارشاد بوده یا بازگشت او نتیجه این طرح است. روایت بابازاده نیز هرگونه مذاکره مستقیم را رد میکند. با این حال، این دو گزاره الزاماً متناقض نیستند. تصمیم بازگشت میتواند شخصی باشد و در عین حال، تغییر فضای سیاسی و اداری پیرامون بازگشت ایرانیان خارج از کشور، ریسک عملیکردن چنین تصمیمی را کاهش داده باشد.
به بیان دیگر، باید میان «انگیزه بازگشت» و «امکان بازگشت» تفاوت گذاشت. درباره اولی، خود نامجو توضیحات نسبتاً روشنی داده است؛ درباره دومی هنوز اطلاعات کافی نداریم.
نامجویی که از دستهبندیهای سیاسی فاصله گرفته است
عامل دیگری که به بازگشت او رنگ سیاسی داده، مواضع سالهای اخیر خود نامجو است. او در مقاطع مختلف نهتنها منتقد جمهوری اسلامی بوده، بلکه با بخشهایی از مخالفان حکومت نیز مرزبندی کرده و در اظهارات اخیر خود علیه برخی جریانهای اپوزیسیون مواضع تندی گرفته است.
این سابقه باعث شده گروههای مختلف سیاسی بازگشت او را از زاویه خود تفسیر کنند. اما سیاسیشدن تفسیر یک تصمیم، لزوماً به معنای سیاسیبودن انگیزه آن نیست. بر اساس آنچه خود نامجو گفته، فعلاً قویترین شاهد درباره انگیزه شخصی او همان چیزی است که سالها پیش نیز از آن سخن گفته بود: میل به بازگشت و زندگی در ایران.
آزمون واقعی پس از بازگشت آغاز میشود
بازگشت محسن نامجو پس از نزدیک به دو دهه بهخودیخود اتفاق مهمی است؛ بهخصوص در مقطعی که وزارت ارشاد از تلاش برای بازگرداندن شماری از چهرههای فرهنگی خارج از کشور سخن میگوید. اما ارزش و معنای واقعی چنین بازگشتی را نه لحظه عبور از مرز، بلکه آنچه پس از آن اتفاق میافتد مشخص خواهد کرد.
خود نامجو گفته حتی اگر نتواند در ایران فعالیت موسیقایی یا فرهنگی داشته باشد، بودن کنار خانواده و دوستان برایش اولویت دارد. این میتواند انتخاب شخصی او باشد؛ اما برای سنجش سیاستی که با عنوان «تسهیل بازگشت» معرفی میشود، معیار بلندپروازانهتری وجود دارد.
بازگشت زمانی معنای کاملتری پیدا میکند که فرد پس از ورود بتواند زندگی عادی خود را از سر بگیرد: هنرمند بتواند فعالیت حرفهای داشته باشد، اثر تولید کند، درباره مسائل مختلف حرف بزند و دیدگاههایش را بیان کند؛ همان حقوق و محدودیتهایی را داشته باشد که برای دیگر شهروندان وجود دارد و صرف سابقه زندگی یا فعالیتش در خارج از کشور به محدودیتی مضاعف تبدیل نشود.
از این منظر، داستان نامجو با فرود هواپیمای او در تهران تمام نشده است. تازه از اینجا میتوان فهمید «بازگشت» در سیاست تازهای که درباره ایرانیان خارج از کشور مطرح میشود دقیقاً چه معنایی دارد: امکان عبور از مرز، یا امکان دوباره زندگیکردن در داخل مرزها.
اگر نامجو بتواند در ایران بخواند، اثر منتشر کند، حرف بزند و حتی نقد کند، بازگشت او معنایی فراتر از تصمیم شخصی یک هنرمند پیدا خواهد کرد. اگر چنین امکانی وجود نداشته باشد، باز بودن در ورود لزوماً به معنای باز شدن فضای زندگی نخواهد بود.