ملانیا ترامپ پنج روز پیش، ۲۰ اوت، پس از ۳۲ روز غیبت از انظار عمومی دست در دست دونالد ترامپ مقابل دوربینها برگشت و با کنایه گفت: «شنیدم دلتان برایم تنگ شده؛ من اینجام.» اما پشت این شوخی، یک واقعیت غیرمعمول قرار دارد: بانوی اول آمریکا در دوره دوم ریاستجمهوری همسرش، آگاهانه بخش بزرگی از نقش عمومی و تشریفاتی خود را کنار گذاشته و تنها در میدانهایی ظاهر میشود که خودش انتخاب کرده است.در دوره غیبت او نیوزویک نوشت در حالی که مجریان برنامههای شبانه دربارهی غیبت او شوخی میکنند، کارِ او روی اتحاد دوبارهی کودکان اوکراینی نشان میدهد کمبودن حضور عمومی شاید بیش از هر چیز بازتابِ انتخاب او برای استفاده از این جایگاه باشد، نه نبودِ استفاده از آن.
طبق سوابق رسمی عکسهای کاخ سفید، آخرین حضور تاییدشدهی او به نوزدهم ژوئیه برمیگردد؛ زمانی که همراهِ دونالد ترامپ در فینال جام جهانی فیفا در ورزشگاه متلایف در نیوجرسی حاضر شد. از آن زمان، دوربینها عمدتا چیزی برای ثبت نداشتهاند. طبق گزارش نیوزویک، جیمی فلن، مجری تلویزیون، کمدین و بازیگر آمریکایی روز دوشنبه شوخی کرد که بانوی اول ۲۹ روز است که به صورت علنی دیده نشده و یکی از ماندگارترین خط روایتها دربارهی ملانیا ترامپ، یعنی معمای «کجا رفته؟»، دوباره زنده شده است.
این مجله میگوید که فلن هم کاملا بیراه نرفته بود، چون مرور بر برنامهی عمومیِ تابستانیِ او در همان بازه نشان داد که حضورهای ثبتشدهی بانوی اول بهمراتب سبکتر از برنامههای هیلاری کلینتون، لورا بوش، میشل اوباما و جیل بایدن بوده است. با این حال، ملانیا ترامپ در عمل گم نشده است. کاخ سفید در سیام ژوئیه اعلام کرد که او دورِ پنجمِ اتحادهای خانوادگی را دربارهی کودکان اوکراینی و روسیِ جداشده از بستگانشان در جریان جنگ تسهیل کرده است. به گفتهی دفتر او، در آن دور پنج کودک دوباره به خانوادههایشان پیوستند.
در میانهی اوت، یک کودکِ اوکراینیِ دیگر هم از طریق همین تلاش به خانوادهاش رسید و مجموعِ اعلامشدهی پیوندخورده با ابتکار او به ۳۴ نفر رسید. به نظر میرسد ملانیا ترامپ در حال محدود کردن نقش بانوی اول به بخشهایی است که خودش میخواهد.
او به جای حضورهای روتین، ترجیح میدهد دایرهی نفوذ دفتر خود را برای مجموعهی محدودتری از آرمانها حفظ کند. چنین شیوهای برای ایفای یکی از قابلدیدنترین نقشهای غیرقابلانتخاب در واشینگتن، رویکردی که غیرعادی است و کاملا بر اساس خواستِ خود او بهنظر میرسد.
برنامهی عمومیِ ملانیا ترامپ، استثنا در میان بانوان اول
مرورِ آرشیوهای ریاستجمهوری و کاخ سفید توسط نیوزویک، تعاملات حضوریِ ثبتشده و علنی را در یک بازهی ۳۱ روزهی تابستانی، یعنی از نوزدهم ژوئیه تا هجدهم اوت، برای ملانیا ترامپ و چهار بانوی اولِ اخیر مقایسه کرد. برای هیلاری کلینتون، لورا بوش و میشل اوباما، این مقایسه سال دومِ دور دومِ ریاستجمهوریِ همسرانشان را در نظر میگیرد؛ یعنی ۱۹۹۸، ۲۰۰۶ و ۲۰۱۴. برای جیل بایدن هم مبنا سال ۲۰۲۲، دومین سالِ تنها دورهی ریاستجمهوریِ جو بایدن بوده است. شمارشِ انجامشده فقط تعاملات عمومیِ متمایزی را در بر میگیرد که بتوان تأیید کرد واقعا رخ دادهاند.
این بررسی همچنین هشدارهای مربوط به رویدادهایی را که بعدا لغو شدند، بیانیههای مکتوب، فعالیتهای خصوصیِ خانوادگی و چندین محصولِ خبریِ کاخ سفید را که از یک حضورِ واحد تولید شده بودند، کنار گذاشته است. یک نکتهی دیگر هم وجود دارد؛ آرشیوها کاملا قرینه نیستند، چون دولتهای مختلفِ آمریکا برنامههای بانوی اول را با قالبهای متفاوتی حفظ کردهاند. به همین دلیل، رقمهای بهدستآمده باید بیشتر بهعنوان حداقلهای مستندِ عمومی فهمیده شوند، نه معیاری استانداردشده از سوی دولت آمریکا برای سنجشِ حجم کار. با وجود همین محدودیت هم، فاصلهی مربوط به ملانیا ترامپ آشکار است.
بانوی اولِ آلاکارته
نیوزویک میگوید که ملانیا ترامپ نوعی بانوی اولِ آلاکارته ساخته است؛ مدلی که در آن بخشهایی از دفتر را که دسترسی و تریبون برای علتهای انتخابی فراهم میکنند نگه داشته، اما بخش زیادی از دیدهشدنِ تشریفاتی و سفرهایی را کنار گذاشته که برای بسیاری از پیشینیان او نقش اصلی داشتند. البته روشن است که آن پیشینیان فقط تقویم را پر نمیکردند، بلکه از همان مسیر، هدفهایشان را هم پیش میبردند.
میشل اوباما با حضورهای تکراری، سلامتِ کودکان، خانوادههای نظامی و مسائلِ کهنهسربازان را به موضوعهایی ملی بدل کرد؛ لورا بوش از تریبونِ عمومیِ این دفتر برای پیشبردِ سوادآموزی و طرحهای مربوط به جوانان بهره گرفت؛ جیل بایدن آموزش، حمایت از خانوادههای نظامی و واکنش به بحرانها را به میدان برد؛ و هیلاری کلینتون دفتر بانوی اول را به یک سکوی سیاستگذاری در معنای واقعیِ کلمه تبدیل کرد.
به بیان دیگر، دیدهشدن فقط نمایش نبود، بلکه بخشی از قدرتِ این نقش بهشمار میرفت. یک برنامهی سبکتر میتواند حریم خصوصی و کنترل را حفظ کند، اما همزمان ممکن است فرصتهای کمتری برای ساختنِ نفوذی پایدار بهوجود آورد؛ نفوذی که واقعا تفاوت ایجاد میکند. همین نکته ریسکِ رویکردِ ملانیا ترامپ را برجسته میکند، چون شمارِ حضورهای عمومیِ او کمتر شده است.
با این حال، تلاشِ او برای اتحاد دوبارهی کودکانِ اوکراینی نشان میدهد مدلِ آلاکارته شاید هنوز بتواند به شیوهای متفاوت کار کند. دفتر او حتی در حالی که خودِ او تقریبا کاملا از دیدِ عموم پنهان مانده، همچنان در تماس با مقامهای روسی و اوکراینی فعال بوده است. او برای پیوند دادنِ دفترش به یک تلاش دیپلماتیک با نتیجهای قابلاندازهگیری، دیگر نیازی به سفر به سه ایالت یا مجموعهای از سخنرانیها ندارد.
این مجله همچنین میگوید که اگر او بتواند در حالی که فقط گاهبهگاه دیده میشود، همچنان نتیجههای ملموس تولید کند، شاید نشان داده باشد بخش بزرگی از برنامهی عمومیِ بانوی اولِ مدرن بیش از آنکه ضرورت باشد، یک سنت بوده است. اما اگر نفوذش مقطعی از آب درآید و میان مداخلهها ناپدید شود، همان شواهد روشن خواهد کرد که دیدهشدنِ کنارگذاشتهشدهاش اصلا تزئینی نبوده است.
بانوی اول هیچ تعریفِ قانونی و قانون اساسیِ مشخصی برای شغلش ندارد و افکار عمومی هم واقعا نمیتواند انتظار برنامهای معین از او داشته باشد.
با این حال، نیوزویک مینویسد که اگر پیشینهها را مبنا قرار دهیم، میتوان گفت ملانیا ترامپ باید امتدادِ کاخ سفید باشد و در نتیجه قابلدیدن بماند. او آشکارا در حال آزمودنِ این است که چهقدر از آن سنت را میتوان نادیده گرفت. چند مداخلهی موفق چیزی را ثابت نمیکند و یک تقویمِ عمومیِ خلوت هم بهمعنای بیتاثیر بودن او نیست.
بازگشت ملانیا در ۲۹ مرداد لزوماً روایت نیوزویک را نقض نمیکند؛ شاید حتی آن را تقویت کند. او ظاهراً نمیخواهد بانوی اولی باشد که باید همیشه دیده شود، بلکه میخواهد خودش تعیین کند کِی، کجا و برای چه موضوعی دیده شود. اما نیوزیویک پرسش کرده دور بودن ملانیا از ظاهر موجب دور شدن او از ذهنها می شود