بسته‌های نجومی ایلان ماسک ممکن است فقط او را ثروتمندتر نکرده باشند؛ داده‌های تازه نشان می‌دهد این بسته‌ها در حال تبدیل‌شدن به معیاری تازه برای تعیین دریافتی مدیران بزرگ آمریکا هستند.

به گزارش زومان، میانگین جبران خدمات مدیران عامل شرکت‌های حاضر در شاخص اس‌اندپی ۵۰۰ در سال ۲۰۲۵ با جهشی ۲۱ درصدی به ۲۲.۸ میلیون دلار رسید؛ بالاترین رقمی که از زمان آغاز ثبت این داده‌ها در دهه ۱۹۹۰ گزارش شده است. با فرض دلار ۱۸۰ هزار تومانی، این رقم برای هر مدیرعامل به‌طور متوسط معادل حدود ۴ هزار و ۱۰۰ میلیارد تومان است.

این رکورد حتی بدون احتساب ایلان ماسک به دست آمده است. اما گزارش تازه رویترز، بر پایه مطالعه فدراسیون کارگری آمریکا، یک عامل دیگر را نیز برجسته می‌کند: گسترش بسته‌های جبران خدمات بسیار بزرگی که مقام‌های این نهاد کارگری آنها را الهام‌گرفته از الگوی ماسک می‌دانند.

می‌توان این روند را «پاداش‌های ماسکی» نامید؛ بسته‌هایی که بخش بزرگی از آنها نه حقوق نقدی، بلکه سهام و مشوق‌های بلندمدتی است که معمولاً به عملکرد مدیر یا شرکت گره می‌خورد. مسئله اصلی در اینجا فقط بزرگی دریافتی ماسک نیست؛ این است که یک رقم استثنایی چگونه می‌تواند خط‌کش مقایسه در اتاق هیئت‌مدیره شرکت‌های دیگر را جابه‌جا کند.

وقتی ماسک تبدیل به خط‌کش می‌شود

تسلا برای ماسک بسته‌ای طراحی کرده که در صورت تحقق همه اهداف می‌تواند ارزشی تا یک تریلیون دلار داشته باشد. سهامداران تسلا نیز آبان سال گذشته طرح اعطای سهام مشروطی را تصویب کردند که خود شرکت ارزش آن را ۱۵۸ میلیارد دلار برآورد کرده است.

اثر آماری همین یک مورد خیره‌کننده است. مطالعه سالانه «پی‌واچ» فدراسیون کارگری آمریکا می‌گوید اگر رقم مربوط به بسته ماسک در محاسبات وارد شود، متوسط جبران خدمات مدیران عامل اس‌اندپی ۵۰۰ از ۲۲.۸ میلیون دلار به ۳۴۰.۱ میلیون دلار می‌رسد.

با همان نرخ فرضی دلار ۱۸۰ هزار تومانی، ۳۴۰.۱ میلیون دلار معادل حدود ۶۱ هزار و ۲۰۰ میلیارد تومان است.

البته این مقایسه تومانی صرفاً برای ملموس‌شدن ابعاد ارقام برای مخاطب ایرانی است؛ نه اینکه بتوان قدرت خرید یا ساختار دستمزد در اقتصاد آمریکا را مستقیماً با ایران مقایسه کرد.

فرد ردموند، دبیر خزانه‌دار فدراسیون کارگری آمریکا، نکته اصلی مطالعه را این‌گونه توضیح داده است: بسته جبران خدمات ماسک هنگام بررسی بسته‌های مدیران دیگر، «معادله را تغییر می‌دهد» و هیئت‌مدیره‌ها از آن به‌عنوان یک مرجع استفاده می‌کنند.

به بیان دیگر، بحث فقط درباره یک مدیر فوق‌ثروتمند نیست. اگر یک بسته بسیار بزرگ به نقطه مرجع تبدیل شود، ممکن است تصور هیئت‌مدیره‌ها از اینکه چه رقمی «بیش از حد بزرگ» است نیز تغییر کند.

آمار تغییرات حقوق مدیران ارشد شاخص S&P 500 و شکاف درآمدی آن‌ها با کارکنان در بازه زمانی اخیر.

شکاف مدیرعامل و کارگر چقدر شده است؟

روی دیگر ماجرا، فاصله میان مدیران و کارکنان است.بدون احتساب بسته ماسک، متوسط نسبت جبران خدمات مدیرعامل به کارگر در شرکت‌های اس‌اندپی ۵۰۰ در سال ۲۰۲۵ به ۳۱۲ به یک رسیده است؛ این نسبت یک سال قبل ۲۸۵ به یک بود.

با واردکردن بسته ماسک به محاسبات، نسبت به ۵۳۸۷ به یک می‌رسد. این عدد البته بیش از هر چیز نشان می‌دهد یک مورد فوق‌العاده بزرگ تا چه اندازه می‌تواند میانگین را جابه‌جا کند و نباید آن را به این معنا گرفت که یک مدیرعامل معمولی در اس‌اندپی ۵۰۰ بیش از پنج هزار برابر کارگر خود دریافتی دارد.

داده دیگری نیز به این شکاف معنا می‌دهد. متوسط دستمزد سالانه همه کارکنان آمریکایی تا ماه مه ۲۰۲۵ حدود ۶۹ هزار و ۷۷۰ دلار بوده و تنها ۳ درصد نسبت به سال قبل افزایش یافته است. با نرخ دلار مورد استفاده در این گزارش، این رقم حدود ۱۲.۶ میلیارد تومان در سال می‌شود.

فدراسیون کارگری آمریکا این شکاف را بخشی از مسئله گسترده‌تر نابرابری می‌داند. ردموند همچنین گسترش هوش مصنوعی و ترکیب جمهوری‌خواه هیئت ملی روابط کار آمریکا را از عواملی می‌داند که به گفته او بر وضعیت دستمزدها و قدرت چانه‌زنی نیروی کار فشار وارد کرده‌اند.

این بخش البته دیدگاه مقام فدراسیون کارگری آمریکاست و نه نتیجه مستقلی که رویترز درباره علت کندی رشد دستمزدها ارائه کرده باشد.

آیا سهامداران با این حقوق‌های نجومی مخالف‌اند؟

اینجا تصویر پیچیده‌تر می‌شود.ممکن است تصور شود سهامداران شرکت‌ها به‌طور گسترده علیه چنین بسته‌هایی رأی می‌دهند، اما داده‌های موجود چنین چیزی نمی‌گوید. کمیته‌های جبران خدمات شرکت‌ها استدلال می‌کنند که بخش بزرگی از دریافتی مدیران به عملکرد شرکت و ارزش ایجادشده برای سهامداران متصل است. از این منظر، اگر مدیر بتواند ارزش شرکت را به‌شدت افزایش دهد، سهامدار نیز ممکن است با یک بسته بزرگ موافق باشد.

آمار شرکت مشاوره‌ای سمِلر براسی نیز این استدلال را تا حدی تقویت می‌کند. متوسط حمایت سهامداران از رأی‌گیری‌های مشورتی درباره جبران خدمات مدیران شرکت‌های اس‌اندپی ۵۰۰ تا اواخر ژوئن امسال ۹۰.۶ درصد بوده است؛ در حالی که این رقم در کل سال ۲۰۲۵ حدود ۸۹.۴ درصد بود.

بنابراین افزایش دریافتی مدیران لزوماً برخلاف خواست صاحبان سهام اتفاق نمی‌افتد. در بسیاری از شرکت‌ها، اکثریت بسیار بزرگی از سهامداران همچنان بسته‌های پیشنهادی را تأیید می‌کنند.

جایی که سهامداران ترمز می‌کشند

اما میان بسته‌های معمول جبران خدمات و «جوایز ویژه» تفاوت وجود دارد.سمِلر براسی می‌گوید بسته‌های استثنایی و یک‌باره که خارج از برنامه معمول سالانه مدیران تعریف می‌شوند، به موضوعی مناقشه‌برانگیز برای سهامداران تبدیل شده‌اند.

نمونه اول گلدمن ساکس است. این بانک در سال گذشته ۱۱۸.۹ میلیون دلار به دیوید سولومون، مدیرعامل خود، پرداخت کرد که یک جایزه بزرگ برای حفظ او در سمتش نیز در آن قرار داشت. با دلار ۱۸۰ هزار تومانی، این رقم حدود ۲۱ هزار و ۴۰۰ میلیارد تومان می‌شود.

با وجود بزرگی رقم، ۷۱ درصد آرای سهامداران از این بسته حمایت کردند؛ کمتر از متوسط اس‌اندپی ۵۰۰، اما همچنان اکثریتی قابل توجه. سخنگوی گلدمن ساکس نیز گفته است این شرکت از حمایت «اکثریت قاطع» سهامداران خرسند است.

نمونه دوم بسیار افراطی‌تر است. ولتاور، شرکت سرمایه‌گذاری در املاک، بسته‌ای ۸۲۱ میلیون دلاری برای شانخ میترا، مدیرعامل خود، در نظر گرفته که قرار است بخش عمده جبران خدمات او در دهه آینده را پوشش دهد.

معادل تقریبی این رقم با نرخ مورد استفاده در این گزارش حدود ۱۴۷ هزار و ۸۰۰ میلیارد تومان است.

اینجا واکنش سهامداران کاملاً متفاوت بود: تنها ۱۹ درصد آرای ثبت‌شده از بسته حمایت کردند. ولتاور در واکنش گفته است هیئت‌مدیره و کمیته جبران خدمات شرکت به گفت‌وگو با سهامداران و دریافت بازخورد آنها ادامه خواهند داد.

«پاداش‌های ماسکی» واقعاً چه چیزی را تغییر داده‌اند؟

داده‌های رویترز دو روایت را هم‌زمان پیش روی ما قرار می‌دهد.از یک سو، متوسط جبران خدمات مدیران بزرگ آمریکا حتی بدون ماسک ۲۱ درصد افزایش یافته و رکورد زده است. بنابراین نمی‌توان تمام رشد دریافتی مدیران را به ایلان ماسک نسبت داد. از سوی دیگر، فدراسیون کارگری آمریکا می‌گوید تکثیر بسته‌های عظیم الهام‌گرفته از مدل ماسک یکی از محرک‌های این افزایش بوده و مهم‌تر اینکه خود بسته ماسک اکنون می‌تواند به نقطه مرجع هیئت‌مدیره‌های دیگر تبدیل شود.

در مقابل، شرکت‌ها استدلال می‌کنند چنین پاداش‌هایی زمانی قابل دفاع‌اند که به خلق ارزش برای سهامداران وابسته باشند؛ و آمار رأی‌گیری‌ها نیز نشان می‌دهد سهامداران هنوز در اغلب موارد با بسته‌های جبران خدمات مدیران موافق‌اند.

شاید به همین دلیل «پاداش‌های ماسکی» بیش از آنکه نامی برای حقوق‌های بسیار بزرگ باشد، توصیفی برای تغییر خط‌کش باشد: وقتی یک بسته ۱۵۸ میلیارد دلاری یا حتی وعده بالقوه یک تریلیون دلاری وارد اتاق هیئت‌مدیره می‌شود، ارقامی که زمانی غیرقابل تصور بودند، دیگر الزاماً با همان معیار گذشته سنجیده نمی‌شوند.