رکورد کوتاهترین دبیری شعام به نام ذوالقدر
محمدباقر ذوالقدر پس از حدود چهار ماه و نیم از دبیری شورای عالی امنیت ملی کنار رفت و محسن رضایی جای او را گرفت. جابهجایی یادشده، از نظر زمانی، کوتاهترین دوره دبیری این شورا را رقم زد.
بهگزارش زومان، ذوالقدر چهارم فروردین امسال، در میانه جنگ و چند روز پس از ترور علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی شد و ۱۸ مرداد جای خود را به رضایی داد.
صندلیای که معمولا زود خالی نمیشود
دبیری شورای عالی امنیت ملی فقط اداره یک دبیرخانه نیست. دبیر شورا عملا هماهنگکننده بخشی مهمی از پروندههای امنیتی و سیاست خارجی کشور بهشمار میرود و در دورههای مختلف، وزن این جایگاه با توجه به شرایط سیاسی تغییر کرده است.
در چنین ساختاری، معمولا در طول ادوار، این پست کوتاه مدت نبوده است. ولو اینکه با تعویض دولتها، هم دبیری شورای عالی امنیت ملی لزوما تغییر نکرده است. مثلا حسن روحانی هم در دولت هاشمی رفسنجانی و هم در دولت خاتمی، این مسوولیت را به عهده داشته است. علی شمخانی نیز در دولتهای یازدهم، دوازدهم و بخشی از دولت سیزدهم صاحب این صندلی بوده است.
پیش از ذوالقدر، کوتاهترین دوره دبیری به علی لاریجانی اختصاص داشت. لارجانی در سال ۱۳۸۴ و همزمان با روی کار آمدن دولت اول محمود احمدینژاد به این پست رسید، اما اختلافات او با احمدینژاد موجب شد تا بیشتر از مهر ۱۳۸۶ دوام نیاورد. در حالیکه حسن روحانی پیش از او از سال ۶۸ تا ۸۴ در این پست مشغول بود. حتی با احتساب دوره کوتاه لاریجانی پس از جنگ ۱۲ روزه هم عمر دبیری ذوالقدر کوتاهتر است.
نمایندگان رهبری و تفاوت دو نقش
باید میان دو موقعیت تفاوت گذاشت؛ دبیر شورا با نماینده رهبری در شورا یکسان نیست. در سالهای گذشته، چهرههایی مانند حسن روحانی، علی لاریجانی، سعید جلیلی، علی شمخانی و علیاکبر احمدیان در مقاطع مختلف این دو نقش را کنار هم یا جدا از هم داشتهاند. علی لاریجانی از سال ۱۳۷۴ تا زمان دبیری نماینده رهبری در شعام بود. یا احمد خمینی از سال ۶۸ تا زمان فوت، نماینده رهبری بود، بدون اینکه دبیر باشد.
سعید جلیلی هم ابتدا در مهر ۱۳۸۶ دبیر شورا شد و حدود هفت ماه بعد، در تیر ۱۳۸۷، بهعنوان نماینده رهبری در شورا منصوب شد. علی شمخانی نیز در شهریور ۱۳۹۲ بهعنوان نماینده رهبری در شورا منصوب شد و نزدیک به یک دهه در همان جایگاه ماند. از این حیث هم به نظر ذولقدر رکوردار شده است.
شاید خبر اصلی، نه صرفا رفتن ذوالقدر، بلکه بازتعریف نقش شخصیتها و نهادها در ساختار امنیتی جمهوری اسلامی پس از جنگ باشد.
شما دلیل این جابهجایی را چه میدانید؟