اکونومیست: آمریکا و ایران به خانه اول بازگشتند

چهارشنبه 14 مرداد 1405 - 14:10
مطالعه 4 دقیقه
موشک‌های بالستیک نصب شده روی خودروی نظامی
درگیری ایران و آمریکا دوباره شعله‌ور شده و آتش‌بس یک‌ماهه نیز خیلی زود زیر فشار حملات و اختلاف بر سر هرمز فروریخته است.

به گزارش زومان، تقویم می‌گوید جولای است، اما تیترها بیشتر به آوریل شباهت دارند. جنگ میان آمریکا و ایران فروکش کرده، اما پایان نیافته و تنگه‌ی هرمز عملا بسته مانده است، هرچند دولت‌های خلیج فارس برای میانجی‌گری و بازگشایی موقت آن تلاش می‌کنند. دونالد ترامپ از تهدید خود برای آغاز یک «حمله‌ی بزرگ» علیه ایران عقب نشست و مدعی شد مذاکرات خوب پیش می‌رود، اما ایران آخرین طرح پیشنهادی را رد کرد و دور تازه‌ای از موشک‌ها را شلیک کرد.

به‌گزارش اکونومیست، این همان وضعیت بیشتر روزهای بهار بود تا زمانی که آمریکا و ایران در ۱۷ ژوئن یک توافق صلح موقت امضا کردند. بر پایه‌ی مفاد آن یادداشت تفاهم، دو کشور باید تقریبا کارِ مذاکرات برای رسیدن به یک پیمان جامع و پایان‌دادن به پنج دهه دشمنی را به پایان می‌رساندند اما در عمل، دوباره سرِ هرمز چانه می‌زنند و حتی اگر دیپلمات‌ها راه‌حلی پیدا کنند، که بعید به نظر می‌رسد، آن راه‌حل فقط وصله‌ای بر توافقی خواهد بود که از همان آغاز هم فرسوده بود.

اکونومیست مدعی‌ست این تفاهم در ۶ جولای شروع به فروپاشی کرد، زمانی که ایران به چند نفتکش و کشتی حامل گاز حمله کرد. هدف، مهار ترافیک رو‌به‌افزایش در بخش جنوبی هرمز بود؛ بخشی که در آب‌های سرزمینی عمان قرار دارد و بنابراین کنترل ایران بر این گذرگاه را کم می‌کند. سپس آمریکا نزدیک به دو هفته، هر روز حملات هوایی انجام داد که عمدتا مواضع نظامی و زیرساخت‌های اقتصادی در جنوب ایران را هدف می‌گرفت. سپاه پاسداران هم موشک و پهپاد به پایگاه‌های آمریکا در خلیج فارس و اردن شلیک کرد.

با این حال، در ۲۴ جولای، ترامپ ناگهان کارزار بمباران را متوقف کرد. اکونومیست می‌نویسد مقام‌های آمریکایی در ظاهر می‌گفتند می‌خواهند به دیپلماسی فرصت بدهند، اما در خفا بعضی‌ها نگران کاهش ذخایر رهگیرهای پدافندی هم بودند و احساس می‌کردند حملات محدود ارزش چندانی ندارد. ایران نیز حمله به کشتی‌های تجاری را متوقف کرد، هرچند شاید علتش فقط نبودِ هدف بود، چون شمار شناورها در مسیر جنوبی هرمز تقریبا به صفر رسیده است.

هفته گذشته هیاتی از مقام‌های عمانی برای گفت‌وگو به تهران رفت. هرچند ایران مستقیم با آمریکایی‌ها صحبت نمی‌کند، عمان نقش میانجی را بر عهده گرفته است. مسقط پیشنهادی ارائه داد که شامل یک آتش‌بس رسمی، شاید به مدت ده روز، و طرحی برای بازگشایی تنگه می‌شود. بر اساس این طرح، ایران و کشورهای عربی ساحلی از طریق یک سازوکار مشترک آن را اداره می‌کنند. کشتی‌ها برای عبور عوارضی نمی‌پردازند، اما کنسرسیوم می‌تواند برای خدمات ناوبری، خدمات زیست‌محیطی و موارد مشابه «مشارکت‌های داوطلبانه» جمع‌آوری کند؛ چیزی شبیه الگوی کشورهای جنوب‌شرقی آسیا در تنگه‌ی مالاکا.

روی کاغذ، چنین پیشنهادی برای همه نوعی مصالحه‌ی حفظ آبرو فراهم می‌کرد.

ایران می‌توانست بگوید ترتیبات تازه‌ای را بر هرمز تحمیل کرده، در حالی که آمریکا ادعا می‌کرد خواسته‌ی ایران برای کنترل کامل و دریافت هزینه‌ی اجباری را نپذیرفته است. دولت‌های خلیج فارس هم از عبور آزاد بهره‌مند می‌شدند. مشکل این‌جاست که عمان پیش‌تر هم طرحی مشابه را مطرح کرده بود و ایران بارها آن را رد کرده بود.

دقیقا همان اتفاق باز هم تکرار شد. کاظم غریب‌آبادی، معاون وزیر خارجه ایران، در ۲۸ جولای گفت هر توافقی باید به ایران کنترل کامل بر ترافیک ورودی بدهد. همان شب، ایران رگباری از موشک‌ها را به یک پایگاه آمریکایی در اردن شلیک کرد. در مقابل ترامپ، وعده داد «به‌طرز وحشتناکی آن‌ها را له خواهد کرد». بامداد ۳۰ جولای، پنتاگون دور تازه‌ای از حملات سنگین هوایی را اجرا کرد.

تنها کمی بیش از یک ماه پس از امضا، بخش‌های بزرگی از یادداشت تفاهم عملا بی‌اعتبار به نظر می‌رسند. نخستین بند آن گفته بود آمریکا و ایران بر پایان «همیشگی» جنگ توافق کرده‌اند. اما این همیشگی آن‌قدرها هم دوام نیاورد و درگیری پایدار کمتر از سه هفته بعد از سر گرفته شد.

اختلاف دیگر بر سر ده‌ها میلیارد دلار دارایی ایران است که به‌دلیل تحریم‌ها در بانک‌های خارجی مسدود مانده‌اند. ایران انتظار داشت بخشی از این پول فورا آزاد شود، اما دولت ترامپ تأکید داشت که فقط در صورت پایبندی ایران به توافق، آن هم به‌صورت مرحله‌ای، پول را آزاد خواهد کرد.

دو طرف باید حالا در میانه‌ی ۶۰ روز گفت‌وگوی برنامه‌ریزی‌شده برای یک توافق جامع قرار می‌داشتند تا نگرانی‌های آمریکا درباره‌ی برنامه‌ی هسته‌ای ایران و مطالبه‌ی ایران برای رفع تحریم‌های بلندمدت را حل کنند. با این حال، تقریبا هیچ‌یک از مسائل اصلی را پیش نبرده‌اند. در ماه جاری هیچ گفت‌وگوی سطح بالایی هم برگزار نشده و مهلت ۶۰ روزه در ۱۶ اوت فرا می‌رسد، هرچند با توافق دو طرف می‌توان آن را تمدید کرد.

طبق گزارش اکونومیست ترامپ حالا در تنگنا قرار گرفته است. تشدید جنگ پرخطر خواهد بود و پذیرفتن کنترل ایران بر تنگه، هم در داخل آمریکا خجالت‌آور می‌شود و هم برای متحدان خلیجی او توهین‌آمیز خواهد بود. فعلا به نظر می‌رسد رئیس جمهور آمریکا می‌خواهد زمان بخرد. او ایران را بمباران و تهدید کرد تا قیمت نفت برنت در ۲۳ جولای از ۱۰۰ دلار برای هر بشکه عبور کند، سپس عقب‌نشینی کرد و قیمت‌ها سقوط کردند.

شاید ترامپ امید دارد جنگ را در سطحی کم‌دامنه نگه دارد و هم‌زمان با محاصره‌ی بنادر ایران، اقتصاد این کشور را تحت فشار بگذارد، اما حمله‌ی ایران به اردن یادآوری کرد که ترامپ به‌تنهایی تعیین‌کننده‌ی سرعت نبرد نیست.

متحدان آمریکا در منطقه نگران و سردرگم‌اند. بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، در ۲۸ جولای در کاخ سفید با ترامپ دیدار کرد، اما این دیدار برخلاف معمول بسیار محتاطانه بود. او از ورودی جانبی وارد شد و ترامپ هم از حلقه‌ی همیشگی خود با خبرنگاران در دفتر بیضی صرف‌نظر کرد. روز بعد، خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان، نیز برای یک سفر هوایی به واشنگتن رفت. پادشاهی عربستان اخیرا هم از حوثی‌ها، یک شبه‌نظامی شیعه در یمن، و هم از گروه‌های مورد حمایت ایران در عراق هدف حمله قرار گرفته است.

اکونومیست در پایان می‌افزاید که آمریکا و ایران پیش‌تر هم در چنین وضعی بوده‌اند. هر دو طرف به یادداشت تفاهم تن دادند، چون درد اقتصادی جنگ و محاصره‌های دوگانه بر سر هرمز دیگر غیرقابل‌تحمل شده بود. با این حال، زبان مبهم توافق نتوانست هیچ‌یک از مسائل ریشه‌ای را حل کند و امید چندانی هم نیست که توافق تازه بتواند کاری از پیش ببرد.

نظر شما درباره‌ی این بن‌بست چیست؟

نظرات

© 1404 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب زومان تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.