دلارهای بلوکهشده برای همتی است یا پزشکیان؟
به گزارش زومان، آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران با داغتر شدن فضای تفاهمهای سیاسی و اقتصادی میان ایران و آمریکا بار دیگر به یکی از موضوعات محوری در محافل اقتصادی و سیاسی تبدیل شده است.
مسئله فقط بازگشت چند رقم ارزی نیست؛ پای سازوکار توزیع، ثبت و مصرف منابعی در میان است که سالها در خارج از دسترس ماندهاند.
عبدالناصر همتی رئیس کل بانک مرکزی، به تسنیم گفته است که پس از امضا و آغاز اجرای یادداشت تفاهم، اقدامات فنی و بانکی لازم برای راستیآزمایی آزادسازی داراییها و امکان استفاده عملی از آنها انجام خواهد شد تا اطمینان کامل نسبت به دسترسی مؤثر به منابع فراهم شود.
او منابع آزادشده را جزو داراییهای بانک مرکزی دانسته و تأکید کرده است تصمیمگیری درباره نحوه مدیریت، تخصیص و مصرف این منابع در چارچوب وظایف و اختیارات قانونی بانک مرکزی انجام خواهد شد.
وقتی گفته میشود این داراییها متعلق به بانک مرکزی است، دقیقاً صحبت از چه نوع مالکیتی است؟
برای فهم پاسخ باید کمی به پشت صحنه اقتصاد نگاه کنیم؛ جایی که ماجرا از چیزی که به نظر میرسد سادهتر اما در عمل پیچیدهتر است.
وقتی رئیس کل بانک مرکزی میگوید دلارهای بلوکهشده «جزو دارایی بانک مرکزی است»، منظورش این نیست که دولت هیچ حقی روی این منابع ندارد؛ بلکه به یک واقعیت حسابداری و پولی اشاره میکند که سالهاست در اقتصاد ایران رخ میدهد.
ماجرا از این قرار است که وقتی درآمدهای ارزی کشور در خارج از دسترس قرار میگیرد، دولت همچنان هزینههایش را دارد؛ از حقوق کارمندان گرفته تا یارانهها و پروژههای عمرانی.
در چنین شرایطی، دولت نمیتواند منتظر آزاد شدن دلارها بماند. معمولاً این داراییهای بلوکهشده در اختیار بانک مرکزی قرار میگیرد و بانک مرکزی نیز معادل ریالی آن را در داخل کشور در اختیار دولت میگذارد.
منطق این فرآیند ساده است، فرض کنید اگر دولت ۱۰ میلیارد دلار در خارج از کشور داشته باشد اما به آن دسترسی نداشته باشد، بانک مرکزی این ۱۰ میلیارد دلار را در ترازنامه خود ثبت میکند و در مقابل، معادل ریالی آن را خلق کرده و به دولت میدهد تا خرج کند.
در نتیجه، زمانی که این دلارها آزاد شوند، در واقع دولت قبلاً ریال آن را دریافت و مصرف کرده است. به همین دلیل بانک مرکزی میگوید این منابع متعلق به اوست؛ زیرا در سالهای گذشته معادل ریالی آن را پرداخت کرده و اکنون آزاد شدن دلارها صرفاً به معنای تبدیل یک دارایی غیرقابل دسترس به یک دارایی قابل دسترس برای بانک مرکزی است.
اهمیت این موضوع زمانی روشن میشود که این سؤال را بپرسیم: اگر دولت بخواهد دوباره این دلارها را به ریال تبدیل کند چه اتفاقی میافتد؟
پاسخ روشن است: در آن صورت اقتصاد با یک مشکل جدی مواجه میشود. چون یک بار ریال این دلارها خلق و خرج شده است. اگر بار دوم نیز در ازای همان دلارها ریال جدیدی ایجاد شود، عملاً یک دارایی واحد دو بار پول خلق کرده است.
نتیجه چنین اتفاقی افزایش پایه پولی، رشد نقدینگی و فشار بیشتر بر تورم خواهد بود.
به همین دلیل از نگاه بانک مرکزی، آزاد شدن منابع بلوکهشده لزوماً به معنای ایجاد پول جدید برای دولت نیست. این منابع در بسیاری از موارد تنها پشتوانه پولی هستند که سالها قبل خلق و خرج شده و حالا پس از رفع محدودیتها، به دارایی نقدشونده بانک مرکزی تبدیل میشوند.