در حالی که مذاکرات میان ایران و آمریکا برای پایان دادن به جنگ و رسیدن به توافق ادامه دارد، یک مانع بزرگ همچنان پابرجاست: سرنوشت ذخایر اورانیوم با غنای بالای ایران.
اما حالا یک نام غیرمنتظره وارد معادله شده است: چین.
نشریه «نیوزویک» مینویسد در شرایطی که درگیریها در خلیج فارس ادامه دارد و حملات اسرائیل در لبنان آتشبس شکننده میان تهران و واشنگتن را تحت فشار قرار داده، موضوع مواد هستهای ایران همچنان یکی از پیچیدهترین پروندهها در مسیر پایان جنگ باقی مانده است.
سؤال اینجاست: آیا پکن میتواند به شکستن این بنبست کمک کند؟
البته این سناریو چند شرط مهم دارد:
- آمریکا باید با نقشآفرینی رقیب اصلی خود موافقت کند
- ایران مداخله یک قدرت خارجی را بپذیرد
- چین هم حاضر باشد مسئولیت چنین پرونده حساسی را قبول کند
اختلاف اصلی ایران و آمریکا در مذاکرات پایان جنگ
اختلاف اصلی بر سر ذخایر اورانیوم با غنای بالای ایران است. نیوزویک در این مطلب به این موضوع اشاره میکند که دونالد ترامپ خواهان نابودی یا انتقال کامل این ذخایر شده؛ موادی که او از آنها با عنوان «گرد و غبار هستهای» یاد میکند. این موضع در ادامه حملات آمریکا و اسرائیل به تأسیسات هستهای ایران از زمان آغاز جنگ در فوریه و همچنین حملات مشترک سال گذشته مطرح شده است.
اما تهران روایت دیگری دارد.
ایران تأکید میکند بهعنوان عضو پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) حق دارد برای اهداف صلحآمیز در خاک خود اورانیوم غنیسازی کند؛ هرچند ـ در برخی نقلقولها از منابع آگاه ـ مقامهای ایرانی گفتهاند ممکن است برای مدتی فعالیتهای هستهای را متوقف کنند.
نقش احتمالی چین در مذاکرات تهران و واشنگتن
نیوزویک میگوید یکی از ایدههای مطرحشده این است که چین مدیریت یا نگهداری ذخایر اورانیوم با غنای بالای ایران را برعهده بگیرد.
چرا این گزینه مهم شده؟ چون از نگاه برخی تحلیلگران، پکن برای تهران شریک قابلاعتمادتری نسبت به بازیگران غربی است و همزمان میتواند نگرانیهای واشنگتن درباره دسترسی ایران به مواد حساس هستهای را کاهش دهد.
اما آیا آمریکا واقعاً با این ایده کنار میآید؟
جوزف راجرز پژوهشگر پروژه مسائل هستهای در مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی (CSIS) به نیوزویک گفته:
موضع ترامپ درباره نحوه برخورد با ذخایر اورانیوم ایران در طول زمان تغییر کرده است
به گفته او، پیشنهاد نقشآفرینی آژانس بینالمللی انرژی اتمی نشان میدهد دولت آمریکا تا حدی آماده هماهنگی با یک طرف سوم شده است.
با این حال، راجرز درباره عملی بودن این طرح تردید دارد. او معتقد است اگر چین بتواند کنترل یا مدیریت ذخایر اورانیوم ایران را برعهده بگیرد، این اقدام برای پکن یک دستاورد دیپلماتیک مهم خواهد بود.
بازی پرهزینه برای چین
چرا چین باید وارد چنین بازی پرهزینهای شود؟ پاسخ از منظر نیوزویک کوتاه است: انرژی و نفوذ ژئوپلیتیک. جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران برای چین فقط یک بحران سیاسی نیست؛ پیامد اقتصادی هم دارد.
ایران یکی از تأمینکنندگان مهم انرژی چین است و هرگونه اختلال در تردد نفتکشها از تنگه هرمز میتواند روی امنیت انرژی پکن و قیمتهای جهانی نفت اثر بگذارد. به همین دلیل هم مقامهای چینی بارها خواستار پایان درگیریها شدهاند.
حتی سفیر چین در آمریکا، پیش از دیدار دونالد ترامپ و شی جینپینگ در پکن، بر ضرورت توقف جنگ تأکید کرده بود.
سفارت چین در واشنگتن هم اعلام کرده پکن بر اساس چهار پیشنهاد شی جینپینگ برای بازگرداندن ثبات به خاورمیانه حرکت میکند؛ پیشنهادهایی که شامل احترام به حاکمیت کشورها، پایبندی به حقوق بینالملل، همزیستی مسالمتآمیز و تأمین توسعه و امنیت است.
تفاوت میانجیگری چین با قبل؛ این بار فرق دارد
نیوزویک یادآوری میکند که چین در سال ۲۰۲۳ نقش مهمی در توافق ایران و عربستان سعودی ایفا کرد؛ توافقی که به احیای روابط دو کشور انجامید.
اما این پرونده بهمراتب پیچیدهتر است.
چون این بار موضوع فقط میانجیگری سیاسی نیست؛ بلکه بحث مدیریت مواد هستهای حساس ایران مطرح است؛ آن هم بعد از یک درگیری نظامی گسترده.
حال این سوال مطرح میشود که آیا این طرح واقعاً مشکل را حل میکند؟ نیوزویک مینویسد که همه کارشناسان مطمئن نیستند.
جفری لوئیس استاد مرکز مطالعات عدم اشاعه در مؤسسه مطالعات بینالمللی مونتری، میگوید بدون یک توافق جامع درباره آینده برنامه هستهای ایران، چنین طرحی ممکن است اثر راهبردی محدودی داشته باشد.
اما در عین حال، این سناریو میتواند به ترامپ امکان دهد ادعا کند که در محدود کردن برنامه هستهای ایران به هدف خود رسیده است.
ریسک پنهان میانجیگری برای پکن
البته باید به این نکته توجه داشت که برای چین، در کنار فرصتها، خطر هم وجود دارد.
تونگ ژائو پژوهشگر ارشد سیاست هستهای در بنیاد کارنگی، هشدار میدهد:
اگر چین مستقیماً وارد این پرونده شود، ممکن است تهران در صورت نقض توافق یا حمله دوباره آمریکا، انتظار حمایت امنیتی از پکن داشته باشد.
به گفته او، همین ریسکهای راهبردی یکی از دلایلی بوده که چین تاکنون از ورود عمیق به بحرانهای امنیتی خاورمیانه فاصله گرفته است.
فعلاً همهچیز در حد سناریو و بحثهای پشتپرده است؛ اما اگر بنبست هستهای ادامه پیدا کند، ممکن است چین از یک بازیگر حاشیهای به یکی از مهمترین مهرههای توافق ایران و آمریکا تبدیل شود.