روزنامه نیویورکر در تحلیلی نوشت تحولات ماههای اخیر خاورمیانه منطقه را بهطور جدی دگرگون کرده؛ اما شاید نه آنطور که دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو تصور میکردند. سؤال اصلی که نیویورکر مطرح میکند این است: آیا پروژهای که قرار بود اسرائیل را در قلب نظم جدید منطقه قرار دهد، حالا با موانعی تازه روبهرو شده است؟
از «خاورمیانه جدید» تا واقعیت جنگ
نیویورکر یادآوری میکند که تنها چند هفته پیش از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳، بنیامین نتانیاهو در مجمع عمومی سازمان ملل از چیزی سخن گفت که آن را «خاورمیانه جدید» مینامید؛ چشماندازی که قرار بود با تکیه بر توافقهای ابراهیم، روابط اسرائیل با کشورهای عربی را گسترش دهد و مسیر همکاریهای اقتصادی و امنیتی تازهای را باز کند.
در آن زمان، نتانیاهو با نمایش نقشهای از منطقه، از عادیسازی روابط میان اسرائیل و کشورهای عربی مانند امارات، بحرین و مصر بهعنوان نشانهای از یک «چرخش تاریخی» یاد کرد. او همچنین امیدوار بود کشورهایی مانند عربستان سعودی و سودان نیز به این مسیر بپیوندند.
نتانیاهو در آن سخنرانی، ایران را تهدید اصلی منطقه معرفی کرد و گفت همانطور که زمانی درباره «خطر ایران هستهای» هشدار داده بود، اکنون از «برکت یک خاورمیانه جدید» سخن میگوید؛ منطقهای که اسرائیل و کشورهای عربی در آن به هم نزدیکتر میشوند.
اما به نوشته نیویورکر، واقعیتهای بعدی مسیر متفاوتی را رقم زد.
جنگها، بحرانها و منطقهای بیثباتتر
تحولات پس از جنگ غزه و تنشهای گستردهتر منطقهای، نهتنها آرامش را به خاورمیانه بازنگرداند، بلکه در برخی نقاط بحران را تشدید کرد. لبنان در هفتههای اخیر با موجی از خشونت روبهرو شد؛ هزاران نفر کشته و بیش از یک میلیون نفر آواره شدند.
همزمان، تنگه هرمز پس از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، به یکی از کانونهای اصلی تنش تبدیل شد؛ موضوعی که نگرانیها درباره امنیت انرژی و ثبات بازارهای جهانی را افزایش داد.
نیویورکر میگوید برخلاف تصور برخی تحلیلگران که گمان میکردند نزدیکی کشورهای عربی و اسرائیل میتواند ایران را در منطقه منزوی کند، تحولات اخیر ممکن است در برخی پروندهها حتی به افزایش نقش و نفوذ تهران منجر شده باشد.
جنگ غزه و توقف مسیر عادیسازی
یکی از مهمترین پیامدهای سیاسی جنگ غزه، کند شدن روند عادیسازی روابط میان اسرائیل و عربستان سعودی بوده است؛ مسیری که پیش از جنگ، یکی از مهمترین اهداف دولت ترامپ و نتانیاهو به شمار میرفت.
در سطح بینالمللی نیز فشارها بر دولت اسرائیل افزایش یافته و برخی ابتکارهای دیپلماتیک آمریکا در منطقه با دشواری روبهرو شدهاند. از جمله طرح بازسازی غزه که به نوشته نیویورکر، با کمبود منابع مالی و توقف بخشی از فعالیتها مواجه شده است.
از سوی دیگر، تلاشهای واشنگتن برای گسترش توافقهای ابراهیم و جلب حمایت کشورهای منطقه از یک چارچوب صلح گستردهتر نیز آنطور که انتظار میرفت پیش نرفته است.
اختلافهای پنهان میان واشنگتن و تلآویو؟
در این میان، روابط میان ترامپ و نتانیاهو نیز بدون تنش نبوده است. طبق گزارش آکسیوس که نیویورکر به آن اشاره میکند، ترامپ در یکی از تماسهای تلفنی از ادامه درگیریها ابراز نارضایتی کرده و نسبت به تشدید تنشها خشمگین بوده است.
منطقه در حال تغییر؛ بلوکهای جدید در راهاند؟
نیویورکر در ادامه به یک تغییر مهمتر اشاره میکند: شکلگیری آرایشهای تازه در منطقه.
به گفته برخی تحلیلگران، امارات و عربستان سعودی دیگر الزاماً در همه پروندهها نگاه یکسانی ندارند. امارات روابط خود را با اسرائیل و هند توسعه داده، در حالی که عربستان همکاریهای امنیتی با پاکستان را تقویت کرده و به ترکیه و مصر نیز نزدیکتر شده است.
دو بلوک راهبردی در حال شکلگیریاند: یکی «هند–ابراهیمی» و دیگری «هند–اسلامی». اختلاف اصلی این دو رویکرد هم بر سر یک سؤال کلیدی است: تهدید اصلی منطقه دقیقاً چیست و با آن چگونه باید برخورد کرد؟- محمد سلیمان، پژوهشگر مؤسسه خاورمیانه
در همین فضا، برخی تحلیلگران معتقدند کشورهای عربی ممکن است در آینده نقش پررنگتری در مدیریت رابطه با ایران ایفا کنند؛ تغییری که حتی میتواند به کاهش تدریجی حضور نظامی آمریکا در منطقه منجر شود.
آیا «خاورمیانه جدید» شکست خورده است؟
پل سالم، تحلیلگر مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، میگوید چشماندازی که بر پایه ادغام اسرائیل در منطقه طراحی شده بود، فعلاً دیگر مانند گذشته روی میز نیست.
در همین حال، برخی کارشناسان اسرائیلی نیز معتقدند اهداف اصلی تلآویو—از مهار کامل ایران گرفته تا عادیسازی گسترده روابط با جهان عرب—آنطور که انتظار میرفت محقق نشده است.
نیویورکر در نهایت این پرسش را مطرح میکند: آیا مفهوم سنتی «خاورمیانه» هنوز برای توضیح واقعیتهای جدید کافی است؟ یا منطقه بهسمت ساختاری گستردهتر در قالب «غرب آسیا» حرکت میکند؛ جایی که پیوندهای اقتصادی و امنیتی با جنوب آسیا و مدیترانه اهمیت بیشتری پیدا کردهاند؟