به گزارش زومان، مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS) در تحلیلی تازه نوشت که کشورهای عرب حوزه خلیج فارس احتمالاً از توقف درگیری میان ایران و آمریکا استقبال میکنند، اما همزمان نسبت به پیامدهای توافق احتمالی تهران و واشنگتن و نظم جدید منطقهای دچار نگرانی خواهند بود.
به نوشته این اندیشکده، با آشکار شدن جزئیات یادداشت تفاهم احتمالی میان ایران و آمریکا، دولتهای عرب خلیج فارس با ترکیبی از آسودگی از مهار جنگ و هراس از تبعات پساتوافق مواجه میشوند. CSIS معتقد است در صورت امضای این تفاهم، آتشبس ۶۰ روزه همراه آن میتواند آغازگر ترسیم نظم جدیدی در خاورمیانه باشد؛ نظمی که بازیگران منطقهای در آن میکوشند منافع خود را حفظ کرده و از دوام هر توافقی با ایران اطمینان پیدا کنند.
نگرانی از هزینههای جنگ برای کشورهای خلیج فارس
مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی در این گزارش با اشاره به سفر اخیر نویسندگانش به قطر، از تداوم آثار روانی و اقتصادی جنگ در کشورهای منطقه میگوید. این گزارش میافزاید گرچه جنگ تلفات مستقیمی برای برخی کشورهای عربی نداشته، اما حملات موشکی و پهپادی و فضای نااطمینانی، آثار روانی قابل توجهی بر ساکنان این کشورها بر جای گذاشته است.
این اندیشکده همچنین مدعی است کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در طول درگیریها با تهدیدهای جدی علیه زیرساختهای انرژی، حملونقل و تجارت خود روبهرو بودهاند. به نوشته CSIS، بستن یا ناامن شدن تنگه هرمز و حملات مستقیم به زیرساختهای انرژی، برای این کشورها تهدیدی اقتصادی و راهبردی به شمار میرود.
ادعای خسارت به زیرساختهای انرژی
در بخش دیگری از این تحلیل آمده است که همه اعضای شورای همکاری خلیج فارس بهنوعی از آسیبپذیری تأسیسات انرژی خود متأثر شدهاند.
مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی مینویسد که قطر بیشترین ضربه را متحمل شده و حملات ایران به تأسیسات «راس لفان» موجب از بین رفتن نزدیک به ۲۰ درصد تولید LNG این کشور شده است؛ ادعایی که در صورت صحت، از منظر بازار جهانی انرژی اهمیت بالایی خواهد داشت.
این اندیشکده همچنین هشدار داده که اگر درگیریها گسترش مییافت و زیرساختهای انرژی و غیرنظامی ایران هدف حملات بیشتری قرار میگرفت، مرحله بعدی جنگ برای منطقه خلیج فارس میتوانست ابعادی «فاجعهبار» پیدا کند. به نوشته این مرکز، بازگشت جنگ نهتنها تولید انرژی، بلکه برنامههای تنوعبخشی اقتصادی کشورهای عربی در حوزههایی مانند گردشگری، فناوری و هوش مصنوعی را نیز مختل میکند و میتواند سرمایهگذاری خارجی را بهشدت کاهش دهد.
چرا کشورهای عربی از دیپلماسی حمایت میکنند؟
مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی مینویسد در طول درگیریها، ایران راهبرد «تنش در برابر تنش» را در پیش گرفته و متناسب با اقدامات آمریکا و اسرائیل، اهدافی همسطح را هدف قرار داده است. این اندیشکده نتیجه میگیرد که همین الگو سبب شده قدرتهای اصلی شورای همکاری خلیج فارس، از جمله عربستان، امارات و قطر، واشنگتن را به سمت جلوگیری از تشدید تنش و پیگیری مسیر دیپلماتیک سوق دهند.
آسودگی از توقف جنگ، اضطراب از آینده توافق
به نوشته این مرکز مطالعاتی، اگرچه کشورهای خلیج فارس از متوقف شدن جنگ احساس آسودگی میکنند، اما این احساس با نگرانی عمیقی نسبت به آینده همراه است. CSIS معتقد است توافق احتمالی میتواند ایرانی را در منطقه باقی بگذارد که از نگاه همسایگان عربش، همچنان توان موشکی و پهپادی خود را حفظ کرده و در نتیجه قادر است در هر زمان، تنگه هرمز یا معادلات امنیتی منطقه را تحت تأثیر قرار دهد.
این گزارش میافزاید وابستگی شدید کشورهایی مانند قطر، بحرین و کویت به تنگه هرمز، باعث شده هرگونه تداوم ابهام درباره وضعیت این گذرگاه، برای آنها نگرانکننده باشد. به نوشته مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی، این کشورها همچنین نگران تداوم روابط ایران با بازیگران نیابتی در منطقه هستند.
مطالبه اصلی اعراب خلیج فارس: بازگشت کامل هرمز به وضعیت عادی
این اندیشکده میگوید خواسته اصلی کشورهای شورای همکاری، بازگشت تنگه هرمز به وضعیت عادی و پیشین است، اما آنها تردید دارند که این هدف در چارچوب مفاد گزارششده از یادداشت تفاهم احتمالی بهطور کامل محقق شود. در این تحلیل به نقل از یک مقام قطری آمده است:
این توافق میتواند ما را گروگان ایرانیها نگه دارد.
مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی تأکید میکند که کشورهای عربی ناچار به نوعی تعامل عملگرایانه با ایران هستند، اما شکاف بیاعتمادی میان دو طرف بسیار عمیق است. از نگاه این اندیشکده، این کشورها احتمالاً به دنبال آنند که بازگشایی کامل تنگه هرمز پیششرط هرگونه گفتوگو درباره مشوقهای اقتصادی برای ایران قرار گیرد.
سه مسیر احتمالی واکنش شورای همکاری خلیج فارس
CSIS در بخش پایانی تحلیل خود، سه روند اصلی در واکنش کشورهای خلیج فارس به شرایط جدید را ترسیم میکند:
۱) تقویت توان دفاعی
کشورهای منطقه احتمالاً برای تقویت دفاع داخلی، بهدنبال توافقهای امنیتی و دفاعی جدید با کشورهای اروپایی و شرق آسیا خواهند رفت.
۲) تغییر جهت سرمایهگذاری
این گزارش پیشبینی میکند بخشی از سرمایهگذاریهای منطقه از حوزههایی مانند فناوری و هوش مصنوعی بهسمت توسعه صنایع دفاعی و نظامی سوق پیدا کند.
۳) تعمیق همکاریهای درونمنطقهای
مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی همچنین از احتمال تقویت همکاریهای اطلاعاتی، امنیت دریایی، مینروبی و توسعه سامانههای ضدپهپادی در میان اعضای شورای همکاری خلیج فارس سخن میگوید.
این اندیشکده در جمعبندی گزارش خود تأکید میکند که از نگاه برخی محافل منطقهای، مدیریت روابط با ایران به بخشی اجتنابناپذیر از نظم جدید خاورمیانه تبدیل شده است.