پشت صحنه جنگ ایران در کاخ سفید؛ چرا کسی از این مرد حرف نمی‌زند؟

شنبه 8 فروردین 1405 - 11:14
مطالعه 4 دقیقه
مارکو روبیو دونالد ترامپ
مارکو روبیو وزیر خارجه، مشاور امنیت ملی، و تقریباً مصون از انتقاد است؛ نه به خاطر اینکه کارش بی‌نقص بوده است.

ترجمه مطالب از رسانه‌های خارجی به معنای تایید آن محتوا نیست. هدف صرفا اطلاع مخاطب از رویکرد و نگاه رسانه‌های جهان به جنگ کنونی است.

در واشنگتن این روزها یک جمله دست به دست می‌چرخد. یک سناتور دموکرات که نخواست نامش فاش شود، آن جمله را گفته: «او کم‌تر از بقیه دیوانه است. اگر اخراج شود، ترامپ کسی خیلی بدتر را جایش می‌آورد.» این جمله، به شکل عجیبی، خلاصه وضعیت مارکو روبیو در این جنگ است. نه تعریف است، نه دفاع. فقط یک واقعیت تلخ است که در قالب جمله‌ای کوتاه فشرده شده.

به گزارش زومان به نقل از پالیتیکو، از ۲۸ فوریه که عملیات نظامی علیه ایران آغاز شد، موج انتقادها به سمت ترامپ رفته، به سمت ونس رفته، به سمت هگست رفته. اما روبیو—مردی که هم وزیر خارجه است و هم عملاً نقش مشاور امنیت ملی را بر عهده دارد—تا حد زیادی دست‌نخورده مانده. این در حالی است که بخش قابل‌توجهی از آنچه درست یا غلط پیش رفته، از میز کار او گذشته است.

دو شغل، یک نفر

مشاور امنیت ملی—یعنی کسی که باید مطمئن شود همه بخش‌های دولت پیش از یک تصمیم بزرگ مثل رفتن به جنگ، هماهنگ و آماده‌اند—روبیو است. این سمت یعنی باید پرسیده می‌شد: آیا شرکت‌های نفتی خبر دارند؟ آیا متحدان آمریکا آماده‌اند؟ آیا سفارتخانه‌ها در امنیت هستند؟

اما از همان روزهای اول، روشن بود که چنین هماهنگی اتفاق نیفتاده. آمریکا در برابر جهش قیمت نفت غافلگیر شد. پهپادها به سفارت‌ها حمله کردند. مقام‌های ارشد دولت حرف‌هایشان را با هم تطبیق نداده بودند؛ هگست از مفاهیم مذهبی حرف می‌زد، در حالی که مقام‌های اطلاعاتی هنوز نمی‌توانستند بگویند ایران واقعاً تهدید فوری برای آمریکا بوده یا نه. یکی از کارکنان دفتر خاورمیانه در وزارت خارجه گفت تا قبل از آغاز جنگ هیچ وظیفه‌ای به آنها داده نشده بود: «خیلی‌ها به من پیام می‌دادند که حتماً خیلی سرت شلوغ است، و من می‌گفتم: نه، اصلاً.»

وزارت خارجه آمریکا این روایت را رد کرده و گفته بیش از ۵۰ هزار آمریکایی از طریق تیم شبانه‌روزی آنها راهنمایی و کمک سفر دریافت کرده‌اند. کاخ سفید هم گفته روبیو کاملاً هماهنگ با ترامپ و تیم امنیت ملی کار می‌کند.

چرا کسی به او حمله نمی‌کند؟

کرت میلز، از نشریه «امریکن کانسروتیو»، صریح است: روبیو باید بیشتر مورد انتقاد قرار بگیرد. اما می‌گوید در میان جمهوری‌خواهان «نوعی هاله حمایتی» دور او وجود دارد و «مد نیست که کسی به او حمله کند.»

چند دلیل برای این مصونیت مطرح است. اول اینکه ترامپ هدف آسان‌تر و بزرگ‌تری است؛ رئیس‌جمهور است و مسئولیت نهایی با اوست. دوم اینکه در محافل سیاست خارجی، بیشتر روبیو را به عنوان وزیر خارجه می‌شناسند، نه مشاور امنیت ملی. پس انتقادها معمولاً به تأخیر در تخلیه سفارتخانه‌ها محدود می‌شود، نه به کل ساختار تصمیم‌گیری. و سوم—شاید مهم‌تر از همه—حتی دموکرات‌ها نگران جایگزینش هستند. یک نماینده دموکرات در مجلس گفت: «در کل این حس وجود دارد که او آدم عاقل‌تر ماجراست.»

ساختاری که عمداً کوچک شد

روبیو تعداد کارکنان شورای امنیت ملی—نهادی که وظیفه‌اش هماهنگی بین وزارتخانه‌ها پیش از تصمیم‌های بزرگ است—را کاهش داده است. حساس‌ترین گفت‌وگوها حالا بین ترامپ و چند مشاور نزدیک در بال غربی کاخ سفید انجام می‌شود و سپس به نهادهای دیگر گفته می‌شود اجرا کنند، اغلب بدون اینکه ایده‌ها واقعاً بررسی شده باشند. بسیاری از کارمندان هم بعد از پاکسازی گسترده سال گذشته، از ترس اخراج بدون دستور مستقیم کاری انجام نمی‌دهند.

مدافعان روبیو می‌گویند این ساختار را ترامپ خواسته، نه روبیو.

ایوو دالدر، سفیر سابق آمریکا در ناتو، می‌گوید:

«نبود یک روند رسمی تصمیم‌گیری دقیقاً همان چیزی است که ترامپ می‌خواهد، و روبیو هم همان را به او می‌دهد.»

او اضافه می‌کند روبیو می‌توانست برای ایجاد ساختار قوی‌تر فشار بیاورد، «اما اگر این کار را می‌کرد احتمالاً خیلی زود کنار گذاشته می‌شد.»

برخی مقام‌های دولت هم ادعا می‌کنند که دایره کوچک تصمیم‌گیرندگان یک مزیت داشته: اطلاعات درز نکرد و در روزهای اول، ایران غافلگیر شد.

باور به تغییر حکومت‌ها

سناتور کریس مورفی می‌گوید روبیو در جلسات خصوصی «خودش را فردی بسیار خوش‌بین نشان می‌دهد» و به استدلال‌های ساده اخلاقی تکیه می‌کند. مورفی معتقد است شاید همین باور عمیق به تغییر حکومت‌ها باعث شده روبیو عمداً از ایجاد یک بحث جدی درباره خطرات داخل دولت خودداری کند. او می‌گوید: «اگر یک روند بررسی دقیق خطرات باعث می‌شد عملیات پرخطرتر و کم‌احتمال‌تر به نظر برسد، چرا چنین روندی را اجرا کند وقتی هدفش تغییر حکومت در ایران است؟»

روبیو از اصلی‌ترین افرادی نبود که برای حمله گسترده فشار می‌آوردند—برخلاف نتانیاهو یا سناتور لیندسی گراهام. اما مخالفت هم نکرد. معتقد بود شاید زمان مناسبی باشد. سال‌هاست ارتش آمریکا سناریوهای جنگ با ایران را شبیه‌سازی کرده—از جمله بستن تنگه هرمز. نتیجه این تمرین‌ها تقریباً همیشه یکسان بوده: خونریزی و ویرانی گسترده. روبیو همه اینها را می‌دانست.

یکی از افرادی که با دیدگاه روبیو آشناست می‌گوید در نهایت شاید تاریخ او را مهربان‌تر قضاوت کند.؛شاید. اما تاریخ معمولاً در میانه جنگ قضاوت نمی‌کند و فعلاً، مصونیت روبیو نه از جنس محبوبیت است، نه از جنس بی‌گناهی. از جنس ضرورت است. در واشنگتنی که گزینه‌های بهتر کمیاب‌اند، «این وضعیت» خودش یک نوع قدرت است.

© 1404 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب زومان تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.