تردید؛ مهمترین انتخاب اعراب در پاسخ به حملات ایران
ترجمه مطالب از رسانههای خارجی به معنای تایید آن محتوا نیست. هدف صرفا اطلاع مخاطب از رویکرد و نگاه رسانههای جهان به جنگ کنونی است.
به گزارش زومان به نقل از وال استریت ژورنال، روز چهارشنبه، موشکهای بالستیک ایران به راس لفان رسیدند—همانجایی که قطر بخش بزرگی از گاز خود را از آن صادر میکند. آتش، دود، و بعد یک واکنش دیپلماتیک: کشورهای عربی خلیج فارس وابستههای نظامی سفارتهای ایران را اخراج کردند. اما سفیرها؟ آنها ماندند. در همان ساختمانها، پشت همان میزها.
این یک جزئیات کوچک دیپلماتیک نیست. این یک پیام است—هم به تهران، هم به واشنگتن. پیامی که میگوید: ما ناراضیایم، اما هنوز آماده نیستیم. سؤال اینجاست: آماده چه چیزی؟ و تا کِی؟
چرا این کشورها نگران فردا هستند
احتیاط کشورهای عربی خلیج فارس از هوا نیامده. آنها میدانند که بمبارانها روزی تمام میشود—و بعد از آن، باید با همان ایران در همسایگی زندگی کنند. آمریکا هم سابقه خوبی ندارد؛ بایدن عربستان را به باد انتقاد گرفته، و امارات درست زمانی که با اسرائیل رابطه برقرار کرد—توافقی که به نام «توافق ابراهیم» شناخته میشود را امضا کرد—به هدف حملات تبدیل شد.
اما چیزی در این معادله عوض شده. ایران دیگر فقط تهدید نمیکند—حمله میکند. به پالایشگاهها، به بنادر، به میادین گاز. تنگه هرمز هم زیر سایه توقف است. اگر ایران بتواند این مسیر را ببندد، یعنی توانسته صادرات انرژی این کشورها را خاموش کند. این در حالی است که درآمد نفتی برای این کشورها مثل نفس کشیدن است. بدون آن، اقتصادشان فرو میریزد. پس منافعشان در شکست تهران، دیگر یک مفهوم انتزاعی نیست در عمل به آن احتیاج دارند.
سرنوشت پولهای ایرانی در بانکهای دبی
سادهترین اقدام، مالی است. ایران سالهاست از دبی به عنوان دروازه فرار از تحریمها استفاده میکند. شبکههای مالی پیچیدهای در امارات فعالاند که پولهای ایرانی را جابجا میکنند، آن هم در حالی که موشکهای ایران به بنادر امارات نزدیک میشوند.
والاستریت ژورنال در همان هفته نخست گزارش داد که امارات «در حال بررسی» مسدود کردن میلیاردها دلار دارایی ایرانی است. اما امارات پنجشنبه فقط علیه یک شبکه پولشویی وابسته به حزبالله اقدام کرد—نه بیشتر. داراییهای سپاه پاسداران، که مثل یک صندوق مالی شخصی برای ایران عمل میکند، همچنان دستنخورده ماندهاند.
عمان اما داستان دیگری دارد. این کشور حمله آمریکا و اسرائیل به ایران را محکوم کرده و به رهبر جدید ایران تبریک گفته است. همزمان، ایران به بنادر عمان حمله کرده و برخی شهروندان این بنادر جان خود را بر اثر این حملات از دست دادهاند. با این حال، این اتفاق ضربهای به روابط ایران و عمان نزدهاند. بانکهای تحریمشده ایرانی هنوز در خاک عمان فعالند.
هشتاد میلیارد دلار که هنوز کافی نبوده
عربستان سعودی سالانه نزدیک به ۸۰ میلیارد دلار برای ارتشش هزینه میکند—بیشتر از ایران. وزیر خارجهاش روز پنجشنبه گفت کشورش «حق اقدام نظامی علیه ایران را برای خود محفوظ میداند.» اما ایران وقعی ننهاده و همچنان به پالایشگاهها و میادین نفتی سعودی حمله میکند.
امارات هم نیروی هوایی پیشرفتهای دارد با جنگندههای اف‑۱۶. ارتشهای عربی خلیج فارس با فرماندهی مرکزی آمریکا یکپارچه شدهاند—یعنی هماهنگی عملیاتی بین آنها وجود دارد. خلبانان آموزشدیده، هواپیماهای آمریکایی، و مهمات مشترک. خبری از کمبود ابزار و ادوات جنگی در این کشور نیست.
کشورهای خلیج فارس همچنین میتوانند با نفوذ خود به عنوان صادرکنندگان انرژی، مشتریانشان—ژاپن، کره جنوبی، هند—را هم وارد ائتلافی برای بازگشایی تنگه هرمز کنند. حتی چین، که بزرگترین خریدار نفت خلیج فارس است، شاید اگر آمریکا اجازه عبور آزاد نفتکشهای ایرانی را ندهد، فشار خودش را روی تهران بیاورد.
پرسش آخر:
پرسش آخر این نیست که آیا این کشورها توانایی دارند. پرسش این است که چه چیزی باید بسوزد تا تردید تمام شود. راس لفان سوخت. بنادر عمان آسیب دید. خط لولههای سعودی هدف گرفته شدند. اگر اینها کافی نیست—پس چه چیزی کافی است؟