هفته چهارم جنگ است. ایران پیشنهاد آتشبس را رد میکند. آمریکا مهلت میدهد. در این نبرد انگار هیچکدام قصد عقب نشینی ندارند
ترجمه مطالب از رسانههای خارجی به معنای تایید آن محتوا نیست. هدف صرفا اطلاع مخاطب از رویکرد و نگاه رسانههای جهان به جنگ کنونی است.
به گزارش زومان به نقل از واشنگتن پست، تنگه هرمز تقریباً بسته است. ایران آن را نیمهمسدود کرده و بازارهای انرژی جهان را به هم ریخته. ترامپ روز شنبه مهلت داد: ۴۸ ساعت تا این آبراه دوباره باز شود، وگرنه «نیروگاههای کشور نابود خواهند شد.» تهران جواب داد—اما نه جواب مثبت.
این وضعیت وقتی پیچیدهتر میشود که بدانید هر دو طرف فکر میکنند دارند برنده میشوند. آمریکا بیش از پانزده هزار هدف را در سراسر ایران زده. اسرائیل در یک هفته چهار مقام ارشد ایرانی را ترور کرده، از جمله علی لاریجانی—مردی که تنها کانال ارتباطی واقعی ایران با غرب بود. اما ایران هنوز نه به مذاکره تن داده، نه تنگه را باز کرده. و روز به روز، حملاتش بیشتر میشود.
حساب ایران
یک دیپلمات ایرانی که حاضر نشد نامش برده شود، موضع تهران را ساده توضیح داد: «ما تنها هستیم در برابر بزرگترین ابرقدرت نظامی تاریخ.» در این وضع، گزینه دیگری جز گران کردن قیمت جنگ برای آمریکا وجود ندارد.
منطق ایران این است: اگر بتوان درد اقتصادی را بالا برد—از طریق بستن تنگه، حمله به تأسیسات انرژی همسایگان، ترساندن بازارهای جهانی—شاید دولت ترامپ زودتر از آنچه فکرش را میکند عقب بنشیند. دو دیپلمات اروپایی مستقر در منطقه این ارزیابی را تأیید کردند. آلن ایر، پژوهشگر مؤسسه خاورمیانه و سخنگوی فارسی زبان وزارت خارجه امریکا در دوران اوباما، هم می گوید:: «ایران هنوز پیام خود را نرسانده و هنوز هزینهها بالا می رود.»
این استراتژی تا اینجا کار کرده—دستکم از نگاه تهران. ایران قطر، عربستان و کویت را زده. یک تأسیسات گازی قطری میلیاردها دلار خسارت دیده. وزارت خزانهداری آمریکا جمعه تحریمهای نفتی ایران را برای آرام کردن بازار برداشت—یعنی اقتصاد جهانی دارد فشار را حس میکند.
چرا مذاکره نمیشود
قطر و عمان هفته گذشته تلاش کردند. ارزیابی آنها این بود که آمریکا و اسرائیل نمیتوانند بهزودی رژیم ایران را سرنگون کنند، پس بهتر است راهی برای توقف جنگ پیدا شود. ایران پاسخ داد: فقط در صورتی وارد گفتگو میشویم که حملات متوقف شود. و فهرستی از شروط گذاشت—از جمله تضمینهای کتبی «عدمتجاوز» و غرامت مالی برای خسارتهای جنگی.
یکی از دیپلماتهای اروپایی گفت: «تا وقتی این رژیم هست، میتواند در منطقه ناامنی ایجاد کند و با قیمت نفت بازارهای بینالمللی را بترساند. از نظر آنها، این یعنی پیروزی. هیچ فشاری هم برای مذاکره احساس نمیکنند.»
ترور لاریجانی هم در این معادله نقش داشت. او تنها کسی بود که میتوانست با غرب صحبت کند—سالها یک کانال ارتباطی از طریق اروپا داشت و حتی پیش از ترورش دنبال راهی برای تماس با دولت ترامپ از طریق مسکو میگشت. یک مقام اروپایی گفت این ترورها «آزمونی برای سیستمی است که برای دوام آوردن فراتر از افراد ساخته شده»، اما در کوتاهمدت انگیزه مذاکره را از بین برده.
پشت قاب قهرمانی
اما در آستانه نوروز رئیس مجلس در پیام نوروزیاش گفت سال جدید «سالِ وارد کردن ضربهای قوی به دشمنان ایران خواهد بود.»
رائول مارک گرشت، افسر سابق اطلاعاتی آمریکا، میگوید پشت این ظاهر قاطع، نگرانیهای جدی وجود دارد. در یک جنگ طولانی، تقریباً هیچ چیز درست کار نخواهد کرد.
اما یک جمله از او مانده: «لحظههای بحرانی برای آنها زمان جنگ نیست؛ زمانی است که بمباران متوقف میشود.»
یعنی ممکن است بزرگترین ریسک برای ایران نه قدرت هوایی آمریکا باشد، نه موشکهای اسرائیل. بلکه سکوتی که بعد از آن میآید.