به گزارش زومان چهار دهه سدسازی گسترده در ایران، حالا با نقدهای جدی روبروست. سدها که برای دههها بهعنوان نماد پیشرفت، توسعه و تابآوری معرفی میشدند، امروز در مرکز انتقادات کارشناسی قرار دارند؛ چراکه بسیاری از آنها دقیقاً همان بحرانی را عمیقتر کردهاند که قرار بود حل کنند.
گزارش امروز Iran News Update به گزارشهای رسمی و مستقل اشاره و استناد کرده و مدعی است این گزارشها نشان میدهند که بخش قابلتوجهی از سدهای کشور نهتنها کمبود آب را کاهش ندادهاند، بلکه با اختلال در جریانهای طبیعی، تشدید تبخیر، کاهش تغذیه آبهای زیرزمینی و تخریب اکوسیستمهای پاییندست، بحران را پیچیدهتر کردهاند.
مرور تجربه ایران نشان میدهد خطاهایی که «کمیسیون جهانی سدها» سالها پیش شناسایی کرده بود — از انتخاب نادرست رودخانهها و نادیده گرفتن اثرات پاییندست تا ارزیابیهای ناقص زیستمحیطی و فقدان مشارکت عمومی — در ایران بهصورت سیستماتیک تکرار شدهاند.
این در حالی است که کشور در کمربند خشک جهان قرار دارد، بارش کاهش یافته، دما بین ۱٫۵ تا ۳ درجه افزایش پیدا کرده و تبخیر سالانه بخش عظیمی از منابع آبی را از بین میبرد.
با وجود ساخت بیش از ۱۸۰ سد ملی، حدود نیمی از ظرفیت مخازن خالی مانده است؛ تناقضی که نشان میدهد سدسازی بهجای استراتژی آبی، به یک روند کمّی تبدیل شده است. نمونههایی مانند سد گتوند، شوری آب را به منابع شیرین تحمیل کردهاند و سدهای بزرگ در حوضههایی چون کارون، کرخه و دز با رسوبگذاری، کاهش کارایی و تخریب زیستمحیطی مواجه شدهاند.
برقآبی نیز که بهعنوان مزیت جانبی سدها مطرح میشد، در سالهای خشکسالی سهمی ناچیز در تأمین انرژی دارد و در اوج مصرف تابستانی عملاً غیرقابل اتکاست. در مجموع، سدها نه امنیت آبی ایجاد کردند و نه امنیت انرژی.
بحران آب ایران امروز ابعادی وجودی یافته است: فرونشست زمین، خشکشدن تالابها، مهاجرت اجباری و افزایش تنشهای آبی. تجربه چهار دهه گذشته نشان میدهد سدها برای ذخیره آب ساخته شدند، اما در بسیاری موارد، ناپدید شدن آن را شتاب بخشیدند.