جنگ لزوما شبیه جنگ قبلی نخواهد بود. دو بازی جنگی در فارن پالیسی نشان میدهند که حملات متمرکز میتواند محاسبات دفاعی آمریکا را پیچیدهتر کند.
جنگ با ایران شاید متوقف شود، اما آیا خطر جنگ بعدی هم از میان خواهد رفت؟ فارنپالیسیمیگوید پاسخ منفی است. از نگاه فارنپالیسی، حتی اگر در ماههای آینده توافقی حاصل شود، چشمانداز صلح پایدار میان ایران و آمریکا همچنان تیره خواهد بود.
برنامه هستهای ایران، زرادخانه موشکی و پهپادی و گروههای همپیمان منطقهای آن همچنان پابرجا هستند. کنترل تنگه هرمز نیز محل مناقشه باقی مانده و حمایت روسیه و چین به بازسازی سریع توان نظامی ایران کمک میکند.
در مقابل، جنگ آسیبپذیریهای آمریکا در خاورمیانه و محدودیت ذخایر مهماتش را آشکار کرده است. فارنپالیسی میگوید نیروهای آمریکایی نیز فرسوده و با تجهیزات و مهمات کاهشیافته از جنگ خارج شدهاند.
نویسنده میگوید آمریکا این بار با ایرانی طرف است که از تجربه هفت ماه جنگ درس گرفته و کارآمدی موشکها و پهپادهایش را آزموده، میان اسرائیل و همسایگان عرب آن شکاف ایجاد کرده و با استفاده از مینها، قایقهای کوچک، پهپادها و موشکها، تنگه هرمز را تا حد زیادی بسته است.
فارنپالیسی میگوید جنگ نهتنها ایران را از روسیه و چین دور نکرده، بلکه همکاری صنایع دفاعی این کشورها را تقویت کرده است.
پرسش اصلی این نشریه این است: اگر جنگ دوباره آغاز شود، آیا آمریکا میتواند از خسارتهایی بهمراتب سنگینتر جلوگیری کند؟
جنگی فرضی در سال ۲۰۲۷؛ ایران با زرادخانهای تازه
فارپالیسی برای پاسخ به این پرسش، دو بازی جنگی برگزار کردهاند؛ دو شبیهسازی از جنگ. نتایج هر دو به نوشته فارنپالیسی نگرانکننده بوده است.
سناریوها در اواخر سال ۲۰۲۷ اتفاق میافتند؛ زمانی که تلاش اسرائیل برای اجرای راهبرد «چمنزنی»، یعنی حملات دورهای برای تضعیف توان نظامی ایران ، دور تازهای از درگیری را آغاز میکند.
در این سناریوی فرضی، روسیه و چین به ایران کمک کردهاند زرادخانه موشکی و پهپادی خود را بازسازی و پیشرفتهتر کند. ایران نیز با بهرهگیری از تاکتیکهای تهاجمی روسیه، حملات مرگبارتری طراحی کرده است.
در سوی مقابل، فرض بر این گذاشته شده که آمریکا و متحدان منطقهایاش سامانههای ضدپهپادی بیشتری در اختیار دارند و ذخایر موشکهای رهگیر پاتریوت، تاد، اسام-۳ و اسام-۶ خود را تکمیل کردهاند.
فارنپالیسی فرض دوم را خوشبینانه میخواند و مینویسد: بازسازی واقعی ذخایر موشکی آمریکا احتمالاً دستکم تا سال ۲۰۲۹ زمان میبرد.
با وجود چنین امتیازهایی برای طرف آمریکایی، نتیجه هر دو شبیهسازی برای واشنگتن نامطلوب بود.
در یکی از شبیهسازیها، تیم قرمز به عنوان نماینده ایران و نیروهای همپیمانش، پایگاههای نظامی آمریکا را هدف قرار داد. در بازی دیگر، تمرکز حملات بر زیرساختهای حیاتی و پایگاههای هوایی اسرائیل بود.
در هر دو سناریو، موشکهای بالستیک باند فرودگاهها را تخریب کردند و پهپادها و موشکهای کروز به انبارها، سوخت، هواپیماها و رادارهای پدافندی آسیب زدند. در نتیجه، پایگاههای آمریکایی از عملیات بازماندند.
پایگاههای هوایی اسرائیل نیز موقتاً تعطیل شدند، هرچند استحکامات دفاعی، میزان خسارت را محدود کرد.
در سناریوی مربوط به اسرائیل، صدها موشک و پهپاد به شبکه برق و یک تأسیسات آبشیرینکن حمله کردند؛ حملاتی که به قطع برق و سهمیهبندی آب انجامید.
۳۰۰ موشک و پهپاد علیه یک هدف
فارنپالیسی میگوید مهمترین یافته این شبیهسازیها، خطر حملات گسترده و متمرکز ایران بود.
پس از چند روز نخست جنگ سال ۲۰۲۶، ایران بهطور متوسط روزانه ۳۰ تا ۵۰ موشک و ۱۰۰ پهپاد شلیک میکرد که در نقاط مختلف منطقه پراکنده بودند اما در بازیهای جنگی شبیهسازیشده، تیم ایرانی معمولاً ۱۵۰ تا ۳۰۰ سلاح را تنها بهسوی یک هدف پرتاب میکرد.
تفاوت تعیینکننده همین تمرکز حملات بود. موجهای بزرگ و پیاپی، موشکهای رهگیر آماده شلیک را مصرف میکردند و پیش از آنکه سامانههای دفاعی دوباره بارگذاری شوند، شمار بیشتری از موشکها و پهپادها به هدف میرسیدند.
در این سناریو، ذخایر ایران برای ادامه چنین حملاتی طی هفتهها و حتی ماهها کافی بود، اما طرف آمریکایی تنها چند نوبت ذخیره موشک رهگیر داشت.
آمریکا و متحدانش در هر دو بازی، صدها موشک پیشرفته پاتریوت، تاد و خانواده استاندارد را ظرف چند روز مصرف کردند.
سامانههای ضدپهپادی گاهی توانستند از اهداف مشخص محافظت کنند. موشکهای APKWS که از هواپیماهای گشتی دفاعی شلیک میشدند، انعطافپذیرترین ابزار مقابله با پهپادها بودند؛ اما حتی این تجهیزات هم زیر فشار حملات چندلایه و چندموجی از توان افتادند.
فارنپالیسی میگوید این تهدید دور از واقعیت نیست. صنایع دفاعی آمریکا نمیتوانند موشکهای رهگیر پیشرفته مصرفشده در جنگ ۲۰۲۶ را با سرعت کافی جایگزین کنند. از سوی دیگر، راهبرد نابود کردن پرتابگرهای ایران پیش از شلیک نیز دشوارتر از انتظار بوده است. حملات هوایی مشترک آمریکا و اسرائیل نتوانستهاند تمام موشکها و پهپادهای ایران را از میان ببرند.
استقرار هواپیماهای آمریکایی در پایگاههای دورتر، از اردن و اسرائیل تا مناطق دیگر نیز شناسایی، و شکار پرتابگرهای کوچک و متحرک ایران را دشوارتر میکند.
سه تغییر ضروری در دفاع آمریکا
به نوشته فارنپالیسی، در این وضعیت احتمالی، کشورهای حاشیه خلیج فارس به شبکه یکپارچهتری برای شناسایی تهدیدها و مقابله با آنها نیاز دارند. وقتی تنها چند دقیقه برای واکنش به حملات موشکی و پهپادی وجود دارد، شناسایی زودهنگام اهمیت حیاتی پیدا میکند.
آمریکا تاکنون نقش اصلی را در تبادل اطلاعات میان کشورهای منطقه داشته، اما تردید برخی شرکا درباره مشارکت و اشتراک اطلاعات، مانع همکاری کامل شده است.
آمریکا از خاورمیانه چه میخواهد؟
بااینحال، فارنپالیسی تاکید میکند که واشنگتن ابتدا باید روشن کند که هدفش از حضور نظامی در خاورمیانه چیست.
آمریکا نمیتواند همهجا حضور داشته باشد و شاید دفاع از برخی پایگاهها که در برد تعداد زیادی از تسلیحات کوتاهبرد ایران قرار دارند، عملاً ممکن نباشد.
کاخ سفید و کنگره باید تصمیم بگیرند که نیروهای آمریکایی صرفاً مسئول حفاظت از مسیرهای حملونقل و کشتیرانی خواهند بود یا باید از متحدان منطقهای نیز در برابر حملات آینده دفاع کنند.
پاسخ این پرسش، نوع سامانههای پدافندی مورد نیاز آمریکا و فوریت تهیه آنها را تعیین خواهد کرد.
فارنپالیسی در پایان تأکید میکند که بازیهای جنگی آینده را پیشبینی نمیکنند؛ بلکه محیطی امن برای شکست خوردن، شناخت ضعفها و یادگیری فراهم میکنند.