ترامپ میگوید تا ۳ نوامبر حملهای در کار نیست؛ گذشته ۲ بار خلافش را نشان میدهد
ترامپ اعلام کرده تا پیش از انتخابات ۳ نوامبر به ایران حمله نمیکند، اما سوابق گذشته و هشدارهای نظامی احتمال فریب تاکتیکی را تقویت میکند.
روز سهشنبه ۱۴ مهر (۶ اکتبر)، فرمانده ستاد کل ارتش اسرائیل با شماری از مقامهای ارشد آمریکایی بهصورت تلفنی گفتوگو کرد.
طبق گزارش اکسیوس و شبکه ۱۲ اسرائیل، آمریکاییها به سپهبد ایال زمیر گفتند از کاخ سفید و پنتاگون دستور گرفتهاند برای حملهای گسترده به ایران در سه هفته آینده آماده شوند.
زمیر در پاسخ گفت که واکنش موشکی ایران به چنین حملهای میتواند برگزاری انتخابات در اسرائیل را به تاخیر بیندازد.
این روایت از منابع ناشناس است و ارتش اسرائیل نه تأییدش کرده و نه تکذیب.
اما دو روز بعد، پنجشنبه ۱۶ مهر (۸ اکتبر)، دونالد ترامپ در تروث سوشال نوشت که پیش از انتخابات میاندورهای ۳ نوامبر (۱۲ آبان) به ایران حمله نخواهد کرد.
سه هفته پس از آن تماس، دقیقا مصادف با ۲۷ اکتبر (۵ آبان)، یعنی روز رایگیری در اسرائیل است.
کل بازه زمانی مورد اشاره زمیر به پیش از ۳ نوامبر مربوط میشود و سخن ترامپ نیز دقیقا ناقض همین امر است. این وضعیت برای کسی که سالها بیانیههای بانکهای مرکزی را دنبال کرده آشناست: وقتی سیاستگذاری عبارت «نخواهم کرد» را به کار میبرد، نخست باید پرسید این موضعگیری به چه کار او میآید؟
سابقه جواب خوبی نمیدهد. در ۲۹ خرداد ۱۴۰۴ (۱۹ ژوئن ۲۰۲۵) کاخ سفید اعلام کرد که ترامپ «ظرف دو هفته» درباره پیوستن به جنگ اسرائیل تصمیم میگیرد.
اکسیوس مینویسد او در همان لحظه تصمیم حمله به سایتهای هستهای را گرفته بود و سه روز بعد -۱ تیر- عملیات چکش نیمهشب اجرا شد.
بار دوم، در ۸ اسفند ۱۴۰۴ (۲۷ فوریه ۲۰۲۶)، ترامپ گفت هنوز تصمیم نگرفته است. کمتر از ۲۴ ساعت بعد جنگ شروع شد.
دو بار، دو اظهار علنی و هر دو بار دستور حمله پیشاپیش صادر شده بود. این دیگر لغزش نیست، الگو است.
با این حال، این بار استدلالی موجه به سود او مطرح است که باید منصفانه سنجیده شود. حمله به بخش انرژی و زیرساختهای ایران که طبق منابع اکسیوس از اهداف احتمالی به شمار میرود، آن هم در فاصله چند هفته مانده به رایگیری، بهای نفت را افزایش خواهد داد.
دولتی که میخواهد قیمت بنزین را پایین ببیند نمیتواند یک ماه قبل از انتخابات بازار را بترساند.
حتی یکی از مقامهای اسرائیلی در گفتوگو با اکسیوس تأکید کرده که احتمال وقوع حمله پیش از انتخابات چندان زیاد نیست، اما پس از انتخابات میاندورهای قوت میگیرد؛ رویکردی که نشان میدهد این اظهارات از منطقی سیاسی پیروی میکند.
مشکل اینجاست که همین منطق، جمله را بیارزش هم میکند. گفتن «حمله نمیکنم» هم قیمت نفت را پایین نگه میدارد، هم ایران را آرام میکند و هم برای کسی که شاید بخواهد حمله کند، مزیت غافلگیری را حفظ میکند.
به اذعان مقامات آمریکایی و اسرائیلی، ایران دو بار غافلگیر شده و مایل نیست این تجربه برای بار سوم تکرار شود. با این حال، بیانیهای که برای هر دو سناریوی حمله یا عدم حمله به یک اندازه کاربرد دارد، اطلاعات چندانی از قصد و نیت واقعی آشکار نمیکند.
چند نکته دیگر هم وجود دارد. ترامپ گفته «ما» حمله نمیکنیم و نقش اسرائیل را روشن نکرده است.
به اذعان وبگاه اکسیوس، در مذاکراتی که از آن سخن به میان آمده نشانهای از نزدیک شدن مواضع به چشم نمیخورد و محاصره نیز کماکان ادامه دارد. در همین حال، تایمز اسرائیل به نقل از یک مقام کاخ سفید گزارش داده که در گفتوگوی ترامپ و نتانیاهو اشارهای به ایران نشده؛ ادعایی که این روزنامه خود آن را بعید دانسته و احتمال داده بخشی از یک پیامرسانی برای گمراه ساختن تهران باشد.
هرچند این مطلب تحلیل روزنامه است و نه خبر، اما نشان میدهد که ناظران نیز سخن ترامپ را صرفا بر مبنای ظاهر آن نمیپذیرند.
پس جواب کدام است؟ به نظر احتمال حمله پیش از ۳ نوامبر از بعد از آن کمتر است، چون هزینه نفتیاش واقعی است؛ اما کمتر به معنای صفر نیست.
جمله ترامپ را باید نشانهای از اولویت سیاسی فعلیاش خواند، نه تعهدی که بتوان روی آن برنامهریزی کرد. اگر قرار است چیزی را جدی گرفت، رفتارها را باید دید و نه حرفها را: جابهجایی ناوها و بمبافکنها، هشدار سفر به اتباع، تخلیه دیپلماتها و تغییر ناگهانی در برنامهی دیپلماتیک.
تا آن نشانهها نیامده، سه هفته پیش رو برای هر دو طرف همان چیزی است که همیشه بوده: زمان انتظار با انگشت نزدیک ماشه.