برآورد بلومبرگ از واکنش تهران؛ حمله به تأسیسات نفتی محتملتر از عقبنشینی
هیئت تحریریه بلومبرگ معتقد است فشار اقتصادی ممکن است تهران را به حمله به تأسیسات نفتی منطقه سوق دهد، نه پذیرش خواستههای آمریکا.
فشار اقتصادی قرار است تصمیمهای تهران را تغییر دهد؛ اما اگر پاسخ تصمیمگیران، گسترش درگیری باشد چه؟ هیئت تحریریه بلومبرگ در سرمقالهای، احتمال حمله به تأسیسات نفتی خلیج فارس را بیشتر از تسلیمشدن تهران در برابر فشار اقتصادی ارزیابی کرده است. استدلال نویسندگان این است که جریان مسلط بر تصمیمگیری در تهران، رویارویی کنونی را نبردی برای بقای خود میبیند؛ محاسبهای که میتواند نتیجه فشار بیشتر را از انتظار واشنگتن دور کند.
به گزارش زومان، این مطلب در ۵ اکتبر ۲۰۲۶ (۱۳ مهر ۱۴۰۵) با عنوان «نگذارید غرور مانع پایان جنگ ایران شود» منتشر شده است. امضای آن، هیئت تحریریه بلومبرگ است؛ بنابراین با موضع جمعی سردبیران این رسانه مواجهیم، نه صرفاً تحلیل یک ستوننویس. پیشنهاد سرمقاله برای پایان جنگ نیز بر همین ارزیابی استوار است: آمریکا باید به دنبال توافق آتشبسی بهتر باشد، زیرا اصرار بر تسلیم بیقیدوشرط ممکن است به جنگی گستردهتر بینجامد.
وقتی فشار، پاسخ دیگری میگیرد
در نگاه هیئت تحریریه بلومبرگ، حلقه نامطمئن سیاست فشار، فاصله میان آسیب اقتصادی و تصمیم سیاسی است. واردشدن هزینه به اقتصاد ایران لزوماً به این معنا نیست که تصمیمگیران تهران برای پایاندادن به آن، خواستههای واشنگتن را میپذیرند. نویسندگان معتقدند جریان تندروی مسلط بر حکومت، موضوع را به بقای خود گره زده و رنج اقتصادی مردم نیز الزاماً محاسبات آن را تغییر نمیدهد.
از همینجا، سرمقاله به سناریوی حمله به تأسیسات نفتی منطقه میرسد. در این ارزیابی، تهران ممکن است در برابر فشار اقتصادی، دامنه درگیری را افزایش دهد و هزینه بیشتری به طرف مقابل و منطقه تحمیل کند. این، پیشبینی هیئت تحریریه درباره رفتار احتمالی تهران است؛ متن از تصمیم قطعی یا برنامه عملیاتی مشخصی برای چنین حملهای خبر نمیدهد.
نویسندگان خطر را به واکنش ایران محدود نمیکنند. به اعتقاد آنها، ازسرگیری بمباران آمریکا نیز میتواند درگیری را گسترش دهد و به جهش قیمت انرژی، آسیب بلندمدت به زیرساختهای منطقه و تلفات بیشتر نیروهای آمریکایی منجر شود. در چنین وضعیتی، فشار و پاسخ متقابل ممکن است دو طرف را از توافق دورتر کند.
نفت برگشته، هزینه بحران باقی مانده است
این ارزیابی در حالی مطرح میشود که بلومبرگ از نتیجهدادن بخشی از اقدامات آمریکا سخن میگوید. طبق روایت سرمقاله، تهران پس از امضای تفاهمنامه بازگشایی هرمز، به نفتکشها حمله کرد؛ اقدامی که نویسندگان آن را به ترس از ازدسترفتن اهرم فشار ایران پیوند میدهند. آمریکا کشتیها را به عبور نزدیک ساحل عمان، بهجای پذیرش نظارت ایران، سوق داده بود.
واشنگتن در مقابل، صادرات نفت ایران را مسدود و تحریمها را تشدید کرد و همزمان بازکردن مسیری امن برای کشتیرانی از دیگر کشورهای خلیج فارس را آغاز کرد. سرمقاله با استناد به برآوردهای جیپیمورگان و گلدمنساکس مینویسد جریان صادرات نفت خام منطقه، با احتساب مسیرهای جایگزین، به نزدیکی سطح پیش از جنگ بازگشته است.
اما احیای جریان نفت، هزینه بحران را از بین نبرده است. نمودار همراه مطلب نشان میدهد نفت برنت در ابتدای اکتبر همچنان بالاتر از بشکهای ۱۰۰ دلار قرار دارد. نویسندگان، ترس از بازگشت درگیری را از عوامل بالاماندن قیمت انرژی میدانند و یادآور میشوند عملیات پیچیده دریایی که عبور نفت را ممکن کرده، نمیتواند برای مدتی نامحدود ادامه یابد.
ادامه رویارویی برای توان نظامی آمریکا نیز هزینه دارد. به نوشته هیئت تحریریه، هر هفته تداوم جنگ از ذخایر مهمات میکاهد، آمادگی نظامی آمریکا در دیگر نقاط جهان را تحت فشار میگذارد و توجه پنتاگون را از چالشهای دیگر منحرف میکند. از این منظر، وضع موجود ممکن است شکنندهتر از آن باشد که در واشنگتن به نظر میرسد.
توافق قبلی، مطالبات تازه
بلومبرگ درخواست تهران برای بازگشت سریعتر به تفاهمنامه ژوئن را احتمالاً نشانه اثرگذاری فشارها میداند. بر اساس روایت این رسانه، آمریکا در آن تفاهمنامه وعده داده بود در برابر بازگشایی تنگه و بازگشت به مذاکرات هستهای، داراییهای ایران را آزاد کند و اجازه صادرات نفت بدهد.
اکنون کاخ سفید، بنا بر گزارشهایی که سرمقاله به آنها اشاره میکند، پیش از آزادسازی منابع مالی، تعهدات مشخصتری درباره برنامه هستهای میخواهد. همزمان، سومین ناوگروه هواپیمابر و هزاران نیروی دیگر در راه منطقهاند و گمانهزنی درباره احتمال ازسرگیری بمباران پس از انتخابات میاندورهای آمریکا افزایش یافته است.
نویسندگان بنبست را برای هر دو طرف قابل توضیح میدانند. تهران انگیزه چندانی ندارد که برای دریافت منافعی که قبلاً وعده داده شده، امتیاز تازهای بدهد. دولت آمریکا نیز پس از انتقادها از توافق اولیه، ماهها گرانی انرژی و کشتهشدن شش نظامی دیگر، برای بازگشت ساده به همان توافق با هزینه سیاسی روبهروست. بیاعتمادی متقابل، این اختلاف را دشوارتر کرده است.
راه خروج پیشنهادی سردبیران بلومبرگ
پیشنهاد هیئت تحریریه، بهبود توافق آتشبس بهجای اصرار بر تسلیم بیقیدوشرط است. در بخش دریایی، ترتیبات بازگشایی هرمز باید با حقوق بینالملل سازگار و بهاندازهای روشن باشد که راه برداشتهای متفاوت را ببندد. سرمقاله همچنین پیشنهاد میکند زمینه تشکیل نهادی برای اداره تنگه، با حمایت سازمان بینالمللی دریانوردی و مشارکت همه کشورهای خلیج فارس، فراهم شود؛ نه فقط ایران و عمان.
در بخش هستهای، حداقل خواسته پیشنهادی، بازگشت بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای ارزیابی وضعیت برنامه و ذخایر اورانیوم با غنای بالاست. نویسندگان همچنین خواهان آناند که تهران بداند بازسازی تأسیسات تخریبشده یا ازسرگیری غنیسازی در دوره مذاکرات برای توافق بلندمدت، با پاسخ نظامی مواجه خواهد شد.
در مقابل، آمریکا باید برای اجرای تعهدات، مشوق مالی فراهم کند؛ هرچند از نگاه سرمقاله، رفع کامل تحریمها باید به توافق هستهای پایدار موکول شود.
این بسته، توصیه نویسندگان است و نشانه پذیرش آن از سوی تهران نیست. با این حال، منطق سیاسی آن روشن است: هیئت تحریریه بلومبرگ هزینه توافق برای واشنگتن را کمتر از ادامه جنگ میداند، زیرا فشار اقتصادی، حتی وقتی اثر میگذارد، تضمین نمیکند که پاسخ بعدی تهران عقبنشینی باشد.