نیویورکر در گزارشی میگوید جریان نفت در تنگه هرمز دوباره جان گرفته؛ برخی برآوردها نشان میدهد اکنون روزانه حدود ۱۰ میلیون بشکه نفت از این مسیر عبور میکند. درحالیکه پیش از جنگ این رقم دستکم ۱۶ میلیون بشکه بود.
در نگاه اول شاید تصور کنید مهمترین اهرم ایران در جنگ ضعیف شده و خطر برای بازار انرژی کمتر شده است. اما صنم وکیل، مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در اندیشکده چتمهاوس، در گفتوگو با نیویورکرروایت متفاوتی دارد: به اعتقاد او ایران و آمریکا هنوز در یک بنبست گرفتارند و احتمال بازگشت به یک جنگ بزرگ همچنان بالاست.
فشار اقتصادی ایران را به عقبنشینی میکشاند؟
محاسبه واشنگتن این است: هرچه محاصره و تحریمها فشار بیشتری بر اقتصاد ایران وارد کنند، تهران در نهایت مجبور میشود برای رسیدن به توافق امتیاز بدهد.
وکیل میگوید دولت ترامپ در اجرای تحریمها و فشار اقتصادی حتی از دولتهای قبلی آمریکا نیز فراتر رفته است. اما از نگاه او یک مشکل در این محاسبه وجود دارد: جمهوری اسلامی الزاماً مانند یک دولت غربی به فشار اقتصادی واکنش نشان نمیدهد.
کاهش رشد، سقوط ارزش پول یا تورم شدید برای ایران هزینه دارد و زندگی مردم را دشوار میکند، اما به گفته وکیل، تصمیمهای اصلی حاکمیت بیشتر براساس «امنیت، ثبات و بقا» گرفته میشوند.
به همین دلیل، او معتقد است تهران ممکن است فشار اقتصادی را تحمل کند تا شرایط مذاکره برایش بهتر شود، اما حاضر نیست صرفاً زیر فشار ترامپ تسلیم شود.
نکته جالب اینجاست که وکیل میگوید هر دو طرف توافق میخواهند، اما هیچکدام حاضر نیستند به اندازه کافی کوتاه بیایند. در همان حال که برای مذاکره آماده میشوند، برای دور بعدی جنگ نیز آمادهاند.
بیاعتمادی؛ مانعی که بزرگتر شده است
وکیل معتقد است توافقی که اوایل تابستان روی میز ایران قرار گرفت، احتمالاً یکی از بهترین پیشنهادهایی بود که تهران میتوانست به دست آورد. با این حال، بخشی از ساختار قدرت در ایران عمیقاً به آمریکا و اسرائیل بیاعتماد است.
تجربه خروج ترامپ از توافق هستهای در دوره اول ریاستجمهوریاش و همچنین حملات نظامی در دوره مذاکرات، دلیلی است برای اینکه به تضمینهای واشنگتن اعتماد نکنند.
اما وکیل یک روی دیگر ماجرا را هم میبیند: اگر تهران هیچگاه نتواند از این نگاه عبور کند، همین بیاعتمادی میتواند به یک پیشبینی محققشونده تبدیل شود؛ یعنی انتظار شکست توافق، خودش امکان رسیدن به توافق را از بین ببرد.
چرا فشار نفتی ترامپ را عقب نراند؟
یکی از محاسبات ایران این بود که اختلال در هرمز، قیمت نفت را بالا میبرد و مخصوصاً در آستانه انتخابات میاندورهای آمریکا، ترامپ را برای پایان جنگ تحت فشار قرار میدهد.
اما به گفته وکیل، تهران از اینکه ترامپ ظاهراً چندان تحت تأثیر این فشار قرار نگرفته، غافلگیر شده است. او احتمال میدهد ترامپ حاضر باشد هزینه اقتصادی جنگ را بپذیرد تا به نتیجهای برسد که بتواند آن را یک دستاورد تاریخی معرفی کند.
در عین حال، وکیل میگوید دولت آمریکا هنوز بهروشنی توضیح نداده هدف نهایی جنگ چیست. اگر مسئله فقط بازکردن هرمز نیست، واشنگتن دقیقاً چه میخواهد و تحت چه شرایطی حاضر است جنگ را پایان دهد؟
هرمز باز شده، اما ایران بیاهرم نشده است
افزایش عبور نفتکشها هم الزاماً به معنای از دست رفتن کنترل ایران نیست.
به گفته وکیل، آمریکا برای ایجاد مسیر امن به کشتیها کمک میکند، اما همزمان برخی کشتیها دستگاههای ردیابی خود را خاموش میکنند و ممکن است برای عبور، توافقهای غیررسمی با ایران داشته باشند.
مهمتر اینکه «کنترل هرمز» به این معنا نیست که ایران مانند مأمور راهنمایی، ورود و خروج هر کشتی را کنترل کند. اهرم ایران، توانایی ایجاد اختلال است و این توانایی همچنان وجود دارد.
پس چرا تهران فعلاً فشار را بیشتر نکرده است؟ وکیل دو دلیل احتمالی مطرح میکند: نخست، مذاکراتی که با میانجیگری قطر و عمان برای بازگشت ایران و آمریکا به مذاکرات هستهای جریان دارد؛ دوم، تحولات یمن و حوثیها.
او معتقد است ایران فعلاً نمیخواهد همزمان هرمز و مسیر دریای سرخ را به دو نقطه بحرانی تبدیل کند، چون چنین اقدامی میتواند دوباره جنگ گسترده را فعال کند.
جنگ بعدی چقدر نزدیک است؟
در همین حال، درگیری حوثیها با نیروهای دولت یمن و تنش با عربستان، کشتیرانی در دریای سرخ را نیز مختل کرده است. وکیل میگوید ایران تاکنون مستقیماً وارد این درگیریها نشده و احتمالاً نمیخواهد در زمانی که دیپلماسی جریان دارد، دامنه جنگ را گسترش دهد.
اما چشمانداز او برای ماههای آینده خوشبینانه نیست.
وکیل معتقد است انتخابات میاندورهای آمریکا الزاماً بنبست را حل نمیکند و دور دیگری از درگیری نظامی با ایران محتمل است؛ پرسش از نگاه او بیشتر این است که این اتفاق پیش از انتخابات رخ میدهد یا پس از آن؟
از طرف دیگر، باز نگهداشتن هرمز برای آمریکا هم ارزان نیست. اسکورت کشتیها به نیروی نظامی، تجهیزات و پول زیادی نیاز دارد و منابعی را که واشنگتن میتواند در بحرانهای دیگر به کار بگیرد، درگیر میکند.
خطر نهایی از نگاه وکیل همینجاست: اگر هیچیک از دو طرف عقبنشینی نکند، جنگ میتواند بهجای یک بحران کوتاه، به درگیری فرسایشی و طولانی تبدیل شود؛ سناریویی که هم برای ایران و هم برای کل منطقه هزینه سنگینی خواهد داشت.