به گزارش زومان، بلومبرگ معتقد است ایران زیر فشار ترامپ، چین و روسیه را کنار خود می‌بیند؛ اما آیا سازمان همکاری شانگهای واقعاً می‌تواند مقابل آمریکا بایستد یا فقط یک حمایت نمادین است؟

سران چین، روسیه و ایران در کنار هند و کشورهای آسیای مرکزی به بیشکک رفتند؛ برای نشست سازمان همکاری شانگهای در قرقیزستان؛ آن هم در شرایطی که فشار اقتصادی دولت ترامپ بر تهران بیشتر شده است. سؤال مهم اینجاست: آیا این سازمان می‌تواند از ایران حمایت عملی کند یا در نهایت به صدور بیانیه‌ای نمادین بسنده خواهد کرد؟

اهمیت نشست از همین‌جا شروع می‌شود.

سازمان همکاری شانگهای که در سال ۲۰۰۱ با محوریت چین و روسیه شکل گرفت، حالا هند، پاکستان، ایران و بلاروس را هم در جمع اعضای خود دارد. ۱۵ کشور دیگر، از جمله عربستان، ترکیه، مصر و امارات، نیز شریک گفت‌وگو هستند. مجموع اعضا بیش از ۴۰ درصد جمعیت جهان و حدود یک‌چهارم اقتصاد جهانی را در اختیار دارند.

اما بزرگی این اعداد الزاماً به معنای قدرت اقدام مشترک نیست.

تهران حمایت می‌خواهد؛ شانگهای چه می‌کند؟

این بار شرایط برای سازمان متفاوت است. ایران در شرایطی وارد نشست می‌شود که فشار اقتصادی آمریکا تشدید شده و واشنگتن تهدید کرده است با تحریم‌های جدید، تهران و حامیانش را هدف قرار دهد.

در چنین شرایطی، آیا چین و روسیه حاضرند هزینه حمایت از ایران را بپردازند؟

بلومبرگ می‌گوید که نشانه‌های فعلی چندان امیدوارکننده نیست. نه شی جین‌پینگ و نه ولادیمیر پوتین تاکنون آمادگی برای حمایت نظامی از ایران نشان نداده‌اند و حمایت اقتصادی دو کشور نیز محدود بوده است. بنابراین بلومبرگ این ادعا را مطرح می‌کند: انتظار می‌رود خروجی نشست بیش از آنکه یک اقدام عملی باشد، نمایشی از همبستگی سیاسی با تهران باشد.

این همان نقطه ضعفی است که بلومبرگ روی آن دست می‌گذارد: سازمانی که قرار بود به وزنه‌ای در برابر قدرت آمریکا تبدیل شود، هنوز نتوانسته اختلاف منافع اعضایش را کنار بزند و به سازوکاری برای اقدام مشترک در بحران‌های بزرگ تبدیل شود.

تقویم شلوغ شی؛ یک دیدار مهم با پوتین

برای شی جین‌پینگ، نشست قرقیزستان فقط یک رویداد دیپلماتیک نیست؛ آغاز چند هفته فشرده است. او پس از قرقیزستان، راهی مصر می‌شود و انتظار می‌رود در اجلاس بریکس در دهلی‌نو نیز شرکت کند. بعد از آن هم برنامه سفر به واشنگتن برای دیدار با ترامپ را دارد.

در همین میان، دیدار شی و پوتین نیز اهمیت ویژه‌ای دارد. این دو از آغاز جنگ اوکراین بارها با یکدیگر ملاقات کرده‌اند و وابستگی اقتصادی روسیه به چین، پس از تحریم‌های غرب، به شکل محسوسی افزایش یافته است.

حالا ایران هم در مرکز این معادله قرار گرفته؛ اما آیا پکن و مسکو حاضرند روابط خود با واشنگتن را برای تهران پرهزینه‌تر کنند؟

هند؛ میان ایران، روسیه و آمریکا

در طرف دیگر، نارندرا مودی نیز در بیشکک حضور دارد و دیدار با پوتین برنامه‌ریزی شد. روابط هند و روسیه، به‌ویژه در حوزه انرژی، همچنان اهمیت زیادی دارد و روسیه پس از اختلال در صادرات خاورمیانه، به بزرگ‌ترین تأمین‌کننده نفت خام هند تبدیل شده است.

اما دهلی‌نو یک مشکل دیگر هم دارد: تحریم‌های آمریکا علیه ایران، استفاده هند از بندر چابهار برای دسترسی به آسیای مرکزی را دشوار کرده است.

دیدار غیررسمی میان مودی و شی هم جالب است. روابط چین و هند که پس از درگیری مرزی سال ۲۰۲۰ آسیب دیده بود، اخیراً نشانه‌هایی از بهبود نشان داده است.

بنابراین برای هند، این نشست فقط درباره ایران نیست؛ تجارت، تعرفه‌ها، انرژی، مرزهای مورد اختلاف با چین و رابطه با روسیه هم روی میز قرار دارند.

مشکل اصلی شانگهای چیست؟

شاید مهم‌ترین پرسش همین باشد: چرا سازمانی با این ابعاد اقتصادی و جمعیتی هنوز نتوانسته به یک قدرت منسجم تبدیل شود؟

بلومبرگ به چند نمونه اشاره می‌کند: سازمان همکاری شانگهای در ایجاد بانک توسعه، سازوکار پرداخت مشترک و حتی پایه‌های یکپارچگی اقتصادی موفق نبوده است. حتی افزایش رزمایش‌های نظامی مشترک اعضا نیز نتوانسته آن را به یک ائتلاف نظامی شبیه ناتو تبدیل کند.

در واقع، کشورهای عضو منافع مشترکی در مقابله با سلطه غرب دارند، اما منافعشان همیشه با یکدیگر همسو نیست.

پس نشست بیشکک یک آزمون مهم است: آیا شانگهای می‌تواند از یک باشگاه سیاسی به یک قدرت واقعی تبدیل شود؟

یا در مواجهه با فشار آمریکا بر ایران، بار دیگر مشخص می‌شود که همگرایی سیاسی اعضا بسیار بیشتر از توان اقدام مشترک آنهاست؟