زیان سود برای مردم ایران: روایت یک مقام سابق از سوتفاهم سیاستمداران

سه‌شنبه 16 تیر 1405 - 20:29
مطالعه 4 دقیقه
طهماسب مظاهری در روز تودیع خود در حال خوش و بش با احمدی نژاد. پرویز داودی نظاره گر است
ایرانی ها سالهاست زیان نحوه تعیین نرخ سود را پرداخت کرده اند اما از مواهب این متغیر بهره مند نبوده اند چرا؟

بیست سال قبل در دولت محمود احمدی نژاد گروهی از تصمیم‌گیران اقتصادی معتقد بودند اگر نرخ سود بانکی پایین بیاید، هزینه وام برای بنگاه‌ها کم می‌شود، تولید جان می‌گیرد، قیمت تمام‌شده کالاها پایین می‌آید و در نهایت تورم هم آرام می‌شود.آنها خواهان کاهش نرخ سود به ۹ درصد بودند. استدلال ساده بود و در نگاه اول منطقی به نظر می‌رسید؛ پول ارزان‌تر، تولید ارزان‌تر، تورم کمتر.

اما طهماسب مظاهری، رئیس کل وقت بانک مرکزی،می گوید آنها وقتی حرف خود را اجرا کردند با سونامی ها غیر قابل پیش بینی روبرو شدند و ناچار شدند از تصمیم های قبلی خود عقب نشینی کنند هر چند که کار خود کردند و در ذهن احمدی نژاد بذر گرایش به کاهش نرخ سود را کاشتند.

نزدیک به دو دهه گذشته و بحث نرخ سود هنوز در اقتصاد ایران به همان گره قدیمی بازمی‌گردد؛ فقط صورت مسئله عوض شده است.آن روز بحث بر سر کاهش نرخ سود بود. امروز بحث بر سر افزایش آن است.

اختلاف بر سر نرخ نبود؛ بر سر نگاه بود

در روایت مظاهری، اصل اختلاف فقط بر سر عدد ۹ درصد نبود. دعوا بر سر این بود که نرخ سود را از کدام زاویه باید دید.

اگر از زاویه یک بنگاه نگاه کنیم، کاهش نرخ سود جذاب است. وام ارزان‌تر می‌شود، هزینه مالی پایین می‌آید و شاید تولیدکننده نفس بیشتری بکشد.اگر از زاویه بانک‌های ناتراز نگاه کنیم، افزایش نرخ سود ترسناک است. هزینه تجهیز منابع بالا می‌رود، فشار به ترازنامه بانک‌ها بیشتر می‌شود و نظام بانکی شکننده‌تر به نظر می‌رسد.

اگر از زاویه وام‌گیرنده نگاه کنیم، نرخ سود بالا یعنی هزینه بیشتر.اما اقتصاد فقط بنگاه نیست. فقط بانک هم نیست. اقتصاد مجموعه‌ای از رفتارهای به‌هم‌پیوسته است؛ سپرده‌گذار، تولیدکننده، بانک، دولت، بازار ارز، بازار طلا، بازار مسکن و انتظاراتی که هر روز در ذهن مردم شکل می‌گیرد.

سوءتفاهم از همین‌جا آغاز می‌شود؛ از جایی که نسخه مناسب برای یک بخش از اقتصاد، به نسخه کل اقتصاد تبدیل می‌شود.

پرسشی که کمتر پرسیده شد

سال‌هاست وقتی بحث افزایش نرخ سود مطرح می‌شود، بیشتر نگاه‌ها به هزینه‌های آن می‌رود. گفته می‌شود بانک‌ها زیر فشار می‌روند، تولید گران‌تر تأمین مالی می‌شود و وام‌گیرندگان آسیب می‌بینند.

این نگرانی‌ها بی‌اعتبار نیستند. در اقتصادی با بانک‌های ناتراز، افزایش نرخ سود می‌تواند مسئله‌ساز باشد. اما پرسش دیگر این است: پایین نگه داشتن نرخ سود چه هزینه‌ای دارد؟

وقتی تورم بالا می‌ماند و نرخ سود بانکی از آن عقب می‌افتد، مردم فقط سود کمتری نمی‌گیرند؛ آنها پیام دیگری از اقتصاد دریافت می‌کنند. پیام این است که نگه داشتن پول در بانک، ارزش دارایی را حفظ نمی‌کند. در چنین وضعیتی، رفتار مردم تغییر می‌کند. بخشی از پول به سمت ارز، طلا، مسکن و بازارهایی می‌رود که بیشتر نقش پناهگاه دارایی را بازی می‌کنند تا مسیر تولید.

به همین دلیل،نرخ سود یکی از مهم‌ترین سیگنال‌هایی است که به مردم می‌گوید پول خود را کجا ببرند، چقدر صبر کنند و چقدر ریسک بپذیرند.

خطایی که فقط یک خاطره نیست

وقتی طهماسب مظاهری از اشتباه گرفتن اقتصاد خرد با اقتصاد کلان سخن می‌گوید، در واقع فقط یک اختلاف علمی را روایت نمی‌کند؛ او از نوعی نگاه به سیاست‌گذاری اقتصادی حرف می‌زند که به باور او هنوز هم بر تصمیم‌های پولی کشور سایه انداخته است.

اقتصاد خرد می‌تواند نشان دهد که کاهش هزینه وام برای یک بنگاه، به کاهش هزینه تولید کمک می‌کند. اما اقتصاد کلان پرسش دیگری مطرح می‌کند؛ اگر میلیون‌ها نفر هم‌زمان انگیزه خود را برای سپرده‌گذاری از دست بدهند، اگر رفتار سرمایه‌گذاران تغییر کند و اگر انتظارات تورمی تشدید شود، نتیجه برای کل اقتصاد چه خواهد بود؟

تفاوت این دو نگاه، تفاوت میان دیدن یک بنگاه و دیدن کل اقتصاد است. ممکن است یک تصمیم برای یک بخش مفید باشد، اما هم‌زمان هزینه‌هایی را به بخش‌های دیگر اقتصاد تحمیل کند.

شاید به همین دلیل است که بحث نرخ سود در ایران، بعد از نزدیک به دو دهه هنوز به پایان نرسیده است.

در همه این سال‌ها، بخش بزرگی از بحث‌ها بر هزینه افزایش نرخ سود متمرکز بوده است؛ فشار بر بانک‌های ناتراز، افزایش هزینه تأمین مالی و دشوارتر شدن سرمایه‌گذاری. این نگرانی‌ها واقعی‌اند و نمی‌توان آنها را نادیده گرفت.

اما در مقابل، پرسشی کمتر مطرح شده است؛ پایین نگه داشتن نرخ سود در اقتصادی که سال‌ها با تورم مزمن زندگی کرده، چه هزینه‌ای داشته است؟

کاهش جذابیت سپرده‌گذاری، حرکت بخشی از سرمایه به بازارهای دارایی، دشوارتر شدن حفظ ارزش پس‌انداز خانوارها و تقویت انتظارات تورمی، تنها بخشی از پیامدهایی است که بسیاری از اقتصاددانان درباره آن هشدار داده‌اند. شاید به همین دلیل باشد که بخش قابل توجهی از جامعه، بدون آنکه مستقیماً درگیر تصمیم‌های سیاست پولی باشد، پیامدهای آن را در کاهش قدرت خرید، بی‌ثباتی بازارها و تغییر رفتار سرمایه‌گذاری تجربه کرده است.

سال‌ها پیش هِنری هازلیت، اقتصاددان و روزنامه‌نگار آمریکایی، در کتاب «اقتصاد در یک درس» نوشت تفاوت اقتصاددان خوب و بد در این است که یکی فقط اثر فوری یک سیاست را می‌بیند، اما دیگری پیامدهای بلندمدت آن را برای همه گروه‌های جامعه دنبال می‌کند.

شاید همین جمله، بهترین جمع‌بندی برای روایت مظاهری باشد. اختلاف بر سر نرخ سود، فقط اختلاف بر سر یک عدد نیست؛ اختلاف بر سر این است که هنگام تصمیم‌گیری، همه هزینه‌های یک سیاست دیده می‌شود یا فقط هزینه‌هایی که زودتر به چشم می‌آیند.

نظرات

© 1404 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب زومان تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.