دولت ۴۰ درصد سود میدهد؛ پایان عصر پول رانتی؟
تصور کنید به پول فوری نیاز دارید. آنقدر نیاز دارید که حاضر شوید برای گرفتنش تقریباً دو برابر نرخهای رایج بازار سود بپردازید. دقیقاً همین اتفاق این هفته در اقتصاد ایران رخ داد.
طعمهای بزرگ در غیاب بانکها
به گزارش زومان، بر اساس دادههای بانک مرکزی، دولت در اولین هفته عرضه اوراق بدهی خود موفق شد حدود ۴۵ هزار و ۸۰۰ میلیارد تومان منابع جذب کند؛ رقمی که یکی از بزرگترین فروشهای تاریخ اوراق دولتی محسوب میشود.
اما نکته مهم حجم پول نیست؛ نکته مهم قیمتی است که دولت برای این پول پرداخت کرده است.
- نرخ سود این اوراق به ۳۹.۸ درصد رسید؛ یعنی عملاً مرز ۴۰ درصد را لمس کرد. این در حالی است که تا همین چند وقت پیش، سقف نرخهای رایج بازار حوالی ۳۰ درصد قرار داشت.
با این حال، با وجود این سود وسوسهکننده، بانکها برای خرید پا پیش نگذاشتند. این غیبت نشان میدهد که نهادهای مالی احتمالاً خود با کمبود نقدینگی مواجه هستند.
در همین حین، نرخ سود بینبانکی (سودی که بانکها برای وامهای کوتاهمدت از یکدیگر میگیرند) سقفش ۲۴ درصد است. وقتی معتبرترین وامگیرنده کشور سود ۴۰ درصد میدهد، هیچ بانکی حاضر نیست پولش را با سود ۲۴ درصد قرض بدهد. این تضاد، سیگنال قطعی دولت برای اجرای سیاست انقباضی (جمعآوری پول از دست مردم برای مهار قیمتها) و تلاشی برای جبران کسری بودجه است.
سرکوب مالی و غارت خاموش
اما ماجرا به همینجا ختم نمیشود. برای درک عمق ماجرا، باید به هیولای تورم نگاه کنیم. برای فهمیدن اینکه پول شما واقعاً چقدر سود میکند، نباید فقط به سود اسمی نگاه کنید. باید تورم را هم ببینید.
فرض کنید بانک به شما ۲۴ درصد سود میدهد. اگر قیمتها در همان سال ۸۴ درصد رشد کرده باشند، آیا واقعاً ثروتمندتر شدهاید؟ پاسخ منفی است. قدرت خرید شما کاهش پیدا کرده است.
اقتصاددانها به این تفاوت، «نرخ بهره واقعی» میگویند؛ یعنی سودی که پس از کسر تورم باقی میماند. با تورمهای فعلی، حتی سود ۴۰ درصدی اوراق دولتی هم از رشد قیمتها عقبتر است. وقتی تورم نقطهبهنقطه (افزایش قیمت کالاها نسبت به زمان مشابه در سال قبل) به مرز ۸۴ درصدرسیده است، اقتصاد درگیر پدیدهای به نام سرکوب مالی (پایین نگه داشتن دستوری سود برای بلعیدن پساندازها) میشود.
این شکاف عظیم میان تورم و سود، بهشت رانتجویان را ساخته است. هرکس وام ۲۴ درصد بگیرد و به سفتهبازی (خرید سریع داراییهایی مثل طلا برای سود بیدردسر) بپردازد، برنده است و همین کار موتور تورم را روشن نگه میدارد.
فنر فشرده و آینده پولها
اوراق دولتی در واقع «کفِ لخت» نرخها (مطمئنترین سود بدون خطر در اقتصاد) محسوب میشوند. وقتی این کف به ۴۰ درصدمیرسد، داراییهای پرخطرتر نمیتوانند سود کمتری داشته باشند. سیستم بانکی ناچار است خود را با این کف جدید تطبیق دهد.
خطر فرار سپردهها بسیار جدی است. اگر سرمایهگذاران ببینند اوراق دولتی سود ۴۰ درصددارد، پول خود را از بانکها خارج میکنند. پذیرش سود ۴۰ درصد توسط دولت به اعتقاد برخی یعنی سیاستگذار بخش مالی رسماً پذیرفته که دوران پول ارزان تمام شده است. نرخ اوراق یک شاخص پیشنگر (علامتی که مسیر آینده بازار را زودتر نشان میدهد) است و بسیاری از نرخهای دیگر دیر یا زود خود را با آن تطبیق میدهند.
به همین دلیل برخی تحلیلگران معتقدند اگر این روند ادامه پیدا کند، فشار برای افزایش نرخ سود در سایر بخشهای بازار نیز بیشتر خواهد شد.
تحلیل اقتصادی برای جیب شما
اگر سپرده بانکی دارید، فقط به عدد سود نگاه نکنید. از خودتان یک سؤال ساده بپرسید: دولت امروز برای جذب پول حاضر است نزدیک ۴۰ درصد سود بدهد. من روی پولم چند درصد سود میگیرم؟
سؤال دوم حتی مهمتر است: تورم چقدر است؟
شما به این سوالات پاسخ دهید.