معمای پول‌های فراری؛ چرا بانک‌ها جای جذابی برای سرمایه نیستند؟

یک‌شنبه 10 خرداد 1405 - 13:15
مطالعه 5 دقیقه
شعبه بانک
چرا گذاشتن پول در بانک، آخرین انتخاب ماست؟ در این گزارش می‌خوانیم که چگونه تورم، ارزش پول ما را می‌بلعد و راه نجات اقتصاد چیست.
تبلیغات

اگر در این شرایط اقتصادی مقداری پس‌انداز داشته باشید، با آن چه می‌کنید؟ طلا می‌خرید؟ اگر بتوانید، پولتان را به دلار تبدیل می‌کنید؟ یا شاید به خرید زمین و ماشین فکر کنید. احتمالا آخرین گزینه‌ای که به ذهن بسیاری می‌رسد، سپرده‌گذاری بلندمدت در بانک است. چرا؟ چون اغلب مردم به صورت تجربی احساس می‌کنند سرعت رشد قیمت‌ها از سودی که بانک می‌دهد بیشتر است.

وقتی یک شهروند عادی چنین تصمیمی می‌گیرد، یک سرمایه‌گذار یا تولیدکننده هم تقریبا با همین منطق فکر می‌کند. او هم می‌داند در اقتصادی که آینده تورم، ارز و هزینه تولید قابل پیش‌بینی نیست، نگه داشتن سرمایه در یک پروژه بلندمدت همیشه جذاب‌ترین انتخاب نیست. در چنین فضایی، نرخ بهره حقیقی منفی به یکی از مهم‌ترین موتورهای فرار سرمایه از فعالیت‌های مولد تبدیل می‌شود؛ هرچند تنها عامل آن نیست و نااطمینانی‌های سیاسی و اقتصادی نیز نقش مهمی دارند.

خط‌کش پنهان اقتصاد؛ نرخ بهره حقیقی چیست؟

به گزارش زومان، دلیل اصلی اینکه بسیاری از مردم بانک را انتخاب نمی‌کنند، مفهومی به نام «نرخ بهره حقیقی» است. فرض کنید بانک به شما وعده سود ۲۴ درصد در سال را می‌دهد. در نگاه اول شاید این عدد جذاب به نظر برسد، اما وقتی قیمت کالاها در همان سال بیش از ۷۰ درصد رشد می‌کند، ماجرا کاملا تغییر می‌کند.

اقتصاددان‌ها به فاصله میان سود بانکی و تورم، «نرخ بهره حقیقی» می‌گویند؛ یعنی اینکه پول شما بعد از در نظر گرفتن تورم، واقعا چقدر ارزش خود را حفظ کرده است.

در محاسبه ساده، اگر تورم از سود بانکی جلو بزند، نرخ بهره حقیقی منفی می‌شود؛ یعنی حتی اگر عدد حساب بانکی شما بزرگ‌تر شود، قدرت خریدتان کوچک‌تر شده است.

نموداری که مشاهده می‌کنید دقیقا همین وضعیت را نشان می‌دهد. هرچه خطوط نمودار پایین‌تر می‌روند، یعنی فاصله میان تورم و سود بانکی بیشتر شده و نگه داشتن پول در بانک، نسبت به رشد قیمت‌ها زیان‌ده‌تر شده است. در ماه‌های اخیر نیز نرخ بهره حقیقی دوباره وارد محدوده‌های عمیقا منفی شده؛ وضعیتی که معمولا با افزایش تقاضا برای دارایی‌هایی مانند طلا، ارز، خودرو و ملک همراه می‌شود.

نرخ بهره فقط یک عدد بانکی نیست؛ بلکه در عمل، بازدهی نگه داشتن پول ملی را نشان می‌دهد. وقتی مردم احساس کنند سرعت رشد قیمت‌ها از سود نگه داشتن ریال بیشتر است، طبیعی است که به دنبال راه‌های دیگری برای حفظ ارزش دارایی خود بروند؛ از دلار و طلا گرفته تا ملک و خودرو.

الاکلنگ ترسناک اعداد و فرار سرمایه‌ها

در عالم اقتصاد، سرمایه‌گذار از یک چیز بیشتر از ضرر کردن می‌ترسد: «بلاتکلیفی». در کشور ما، سود بانکی معمولا روی یک عدد نسبتا ثابت نگه داشته می‌شود، اما تورم با هر شوک اقتصادی یا سیاسی می‌تواند جهش کند. همین مسئله باعث می‌شود نرخ بهره حقیقی دائما مثل یک الاکلنگ بالا و پایین برود.

وقتی سرمایه‌گذار نداند شش ماه بعد قیمت ارز، مواد اولیه، مالیات یا حتی سیاست‌های اقتصادی چه تغییری می‌کند، طبیعی است که خرید دلار، طلا یا ملک را کم‌ریسک‌تر از ساخت کارخانه یا توسعه کسب‌وکار بداند.

در چنین شرایطی، چشم‌انداز آینده تیره‌تر می‌شود و سرمایه‌ها به جای پروژه‌های بلندمدت، بیشتر به سمت بازارهای کوتاه‌مدت و نقدشونده حرکت می‌کنند؛ بازارهایی که امکان خروج سریع از آن‌ها وجود دارد. به همین دلیل است که در دوره‌های بهره حقیقی منفی، معمولا تب سفته‌بازی و خرید دارایی افزایش پیدا می‌کند.

چه کسی جیب چه کسی را خالی می‌کند؟

نرخ بهره حقیقی منفی، یک پیامد مهم دیگر هم دارد؛ انتقال آرام و خاموش ثروت.

وقتی تورم بسیار بالاتر از نرخ سود بانکی باشد، کسانی که به منابع مالی و وام دسترسی دارند، معمولا موقعیت بهتری برای خرید دارایی پیدا می‌کنند. اگر قیمت آن دارایی‌ها همراه تورم رشد کند، ارزش واقعی بدهی آن‌ها به مرور کاهش پیدا می‌کند.

در مقابل، افرادی که پول خود را به شکل سپرده یا نقد نگه داشته‌اند، با کاهش قدرت خرید مواجه می‌شوند. به همین دلیل است که در اقتصادهای تورمی، گاهی احساس بی‌عدالتی اقتصادی افزایش پیدا می‌کند؛ چون رشد قیمت دارایی‌ها سریع‌تر از رشد ارزش پس‌انداز مردم عادی است.

همین مسئله تقاضا برای وام و اعتبار را بالا می‌برد و گاهی منابع مالی را به جای حرکت به سمت تولید، به سمت خرید دارایی و فعالیت‌های غیرمولد هدایت می‌کند.

به زبان ساده، وقتی نگه داشتن پول در بانک زیان‌ده باشد، اقتصاد کم‌کم مردم را به سمت «حفظ ارزش پول» هل می‌دهد، نه «سرمایه‌گذاری بلندمدت».

داروی تلخ اما نجات‌بخش؛ با این شرایط چه باید کرد؟

شاید در نگاه اول، راه‌حل ساده به نظر برسد: سود بانکی را به شدت افزایش دهیم تا مردم دوباره به بانک‌ها برگردند. اما اقتصاد به این سادگی کار نمی‌کند. اگر نرخ سود بانکی بیش از حد بالا برود، هزینه تامین مالی برای تولیدکننده‌ها و کسب‌وکارها سنگین می‌شود. در چنین شرایطی، بسیاری از کارخانه‌ها و شرکت‌ها توان بازپرداخت بدهی یا ادامه سرمایه‌گذاری را از دست می‌دهند و فشار روی شبکه بانکی افزایش پیدا می‌کند.

به همین دلیل برخی اقتصاددان‌ها معتقدند اقتصاد ایران احتمالا به یک «جراحی تدریجی» نیاز دارد؛ یعنی نوعی تعدیل آرام و محدود در نرخ سود بانکی تا فاصله آن با تورم کمتر شود و از خروج شدید سرمایه‌ها از بانک جلوگیری شود.

اما واقعیت این است که درمان اصلی جای دیگری قرار دارد. تا زمانی که موتور تورم خاموش نشود، نرخ بهره حقیقی همچنان منفی باقی می‌ماند؛ حتی اگر سود بانکی چند بار افزایش پیدا کند.

برای درک این موضوع، تجربه ترکیه مثال قابل توجهی است. در سال‌های گذشته، دولت ترکیه برای مدت طولانی اصرار داشت نرخ بهره پایین بماند؛ حتی در شرایطی که تورم به شدت افزایش پیدا کرده بود. نتیجه چه شد؟ سقوط ارزش لیر، جهش قیمت کالاها و حرکت بخش بزرگی از جامعه به سمت دلار، طلا و دارایی‌های دیگر.

اما از سال ۲۰۲۳ به بعد، بانک مرکزی ترکیه مسیر متفاوتی را آغاز کرد؛ نرخ‌های بهره به شکل قابل توجهی افزایش پیدا کرد و همزمان سیاست‌های انضباطی‌تری برای کنترل تورم اجرا شد. اگرچه این سیاست در کوتاه‌مدت فشار زیادی به اقتصاد وارد کرد، اما به تدریج سرعت رشد قیمت‌ها کاهش پیدا کرد و تورم از سطوح بسیار بالا عقب نشست.

نمونه مشهورتر، آمریکا در دهه ۱۹۸۰ است. زمانی که تورم بالا اقتصاد آمریکا را گرفتار کرده بود، «پل ولکر» رئیس وقت فدرال رزرو نرخ‌های بهره را به شدت افزایش داد؛ اقدامی که ابتدا رکود و فشار اقتصادی ایجاد کرد، اما در نهایت به کاهش تورم و بازگشت ثبات به اقتصاد آمریکا کمک کرد.

البته هیچ‌کدام از این تجربه‌ها به این معنا نیست که فقط با بالا بردن نرخ بهره می‌توان اقتصاد را نجات داد. اگر دولت همچنان کسری بودجه بزرگی داشته باشد، پول پرقدرت چاپ کند یا بی‌ثباتی اقتصادی ادامه پیدا کند، حتی نرخ‌های بهره بالا هم اثر محدودی خواهند داشت.

به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران معتقدند مهار کسری بودجه، کنترل رشد نقدینگی و کاهش بی‌ثباتی اقتصادی، مهم‌تر از هر تصمیم دستوری درباره سود بانکی است.

اقتصادی که در آن نگه داشتن پول در بانک به معنای عقب ماندن از تورم باشد، به تدریج مردم را از تولید دور می‌کند و به سمت حفظ بقا می‌برد؛ جایی که خرید دلار، طلا یا ملک، منطقی‌تر از سرمایه‌گذاری بلندمدت به نظر می‌رسد. شاید به همین دلیل است که نرخ بهره، فقط یک عدد بانکی نیست؛ بلکه یکی از مهم‌ترین خط‌کش‌های اعتماد به پول ملی و آینده اقتصاد است.

نظرات

© 1404 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب زومان تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.