پرش به محتوای اصلی

هزینه ماهانه زندگی در هر دهک؛ از ۱۶ میلیون تا ۱۶۰ میلیون تومان

مطالعه ۴ دقیقه
بازار سنتی پرتردد با دسته‌های متنوع سبزیجات تازه و میوه‌ها در بازار تهران

اخیرا دولت می‌خواهد در راستای توزیع هدفمند کالابرگ برخی از دهک‌ها را حذف کند. اما دهک چیست؟ خانوارهای هر دهک چه هزینه‌ای را در ماه می‌پردازند؟

مهم نیست حقوقتان چقدر بالا رفته باشد؛ اگر دخل‌وخرجتان را مرور کنید، یک واقعیت ساده و تلخ جلوی چشمتان می‌آید: برای اینکه «دقیقاً همان زندگی پارسال» را ادامه دهید، باید تقریباً دو برابر پارسال پول بدهید. اگر سال گذشته سفره و هزینه‌های ماهانه خانه‌تان با ۲۵ میلیون تومان جمع می‌شد، امروز برای خریدن همان گوشت و مرغ، پرداخت همان اجاره‌خانه و خرید همان داروها، دخلتان باید حوالی ۴۸ میلیون تومان پر باشد. این قصه فقط روایت خانواده‌های محروم نیست؛ طبقه متوسط هم درست در مرکز همین زمین‌لرزه ایستاده است.

آمارهای رسمی نشان می‌دهند هزینه حفظ همان سبد مصرفی سال گذشته، در تمام قشرهای جامعه بین ۸۷ تا ۹۶ درصد جهش داشته است. یعنی سبد خرید دست‌نخورده مانده، اما قیمت فاکتور زیرش دو برابر شده است.

دهک دقیقاً یعنی چه؟ یک مثال کاملاً ملموس

برای اینکه این اصطلاح خشک اداری را لمس کنیم، یک صف طولانی را مجسم کنید:

فرض کنید تمام خانواده‌های کشور را بر اساس پولی که در ماه خرج می‌کنند (نه پولی که ادعا می‌کنند درآمد دارند)، از کم‌خرج‌ترین تا ولخرج‌ترین، در یک صف منظم به خط کنیم. حالا این صف را به ۱۰ بخش مساوی تقسیم می‌کنیم؛ به هر دسته ۱۰ درصدی، می‌گویند یک «دهک».

  • دهک اول (ابتدای صف): کم‌خرج‌ترین، محروم‌ترین و آسیب‌پذیرترین بخش جامعه هستند.
  • دهک‌های دوم و سوم: همچنان در کف هزینه‌ها دست‌وپا می‌زنند و زیر خط فقر مطلق‌اند.
  • دهک‌های چهارم تا هفتم: بدنه اصلی طبقه متوسط؛ کارمندها، حقوق‌بگیرها و کسبه خرد.
  • دهک دهم (انتهای صف): ۱۰ درصد پرخرج‌ترین خانواده‌های کشور.

نکته کلیدی اینجاست: مرکز آمار شما را بر اساس فاکتورهای خرج‌کردنتان می‌سنجد، نه فیش حقوقی. اجاره‌خانه، خوردوخوراک، درمان، سرویس مدرسه و شهریه دانشگاه همه با هم جمع می‌شوند تا صندلی شما در این صف مشخص شود.

شکاف دخل‌وخرج: از ته صف تا سر صف

فاصله هزینه زندگی میان فقیرترین و متمول‌ترین خانواده‌های جامعه قابل توجه است:

  • کف جامعه (دهک اول): سال گذشته به‌طور میانگین با ماهی ۸.۶ میلیون تومان صورتشان را سرخ نگه می‌داشتند. امروز برای خرید همان حداقل‌ها، باید ماهی ۱۶.۷ میلیون تومان داشته باشند.
  • سقف جامعه (دهک دهم): ماهانه حدود ۸۵.۷ میلیون تومان خرج می‌کردند که این رقم حالا به بیش از ۱۶۲.۵ میلیون تومان پرتاب شده است.

هر دو گروه جهش وحشتناکی را تجربه کرده‌اند، اما ضربه به همه یک‌جور نبوده است. تورم دهک‌های پایین حدود ۹۵ درصد حس شده، در حالی که برای ثروتمندان حوالی ۸۷ تا ۸۸ درصد بوده است. دلیلش روشن است: خانواده کم‌درآمد بیشتر پولش صرف سفره و نان شب می‌شود؛ وقتی مرغ، تخم‌مرغ و روغن دو برابر می‌شوند، ستون فقرات این خانواده خم می‌شود، در حالی که خانواده مرفه بخش زیادی از پولش صرف تفریح و خدمات می‌شود که شیب گرانی‌شان ملایم‌تر بوده است.

طبقه متوسط به کجا رسید؟

خیلی‌ها تصور می‌کنند طبقه متوسط هنوز حاشیه امنی دارد، اما اعداد کف بازار چیز دیگری می‌گویند:

  • خانواده دهک چهارم که پارسال با ۲۱ میلیون تومان اموراتش را می‌گذراند، الان برای همان کیفیت زندگی به ۴۱ میلیون تومان در ماه نیاز دارد.
  • خانواده دهک ششم که نماد بارز قشر حقوق‌بگیر متوسط است، خرج ماهانه‌اش از ۲۸.۷ میلیون تومان به ۵۴.۶ میلیون تومان رسیده است.

به همین دلیل، مرز میان برخورداری و نیازمندی را نمی‌توان فقط با نگاه کردن به حقوق اسمی یا درآمد ثبت‌شده خانوارها تعیین کرد. ممکن است خانواده‌ای هنوز درآمدی بالاتر از حد مشخص داشته باشد، اما بخش بزرگی از آن صرف هزینه‌هایی شود که یک سال قبل بسیار ارزان‌تر بودند.

این مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که صحبت از تغییر دهک‌بندی و محدود کردن حمایت‌های معیشتی به میان می‌آید. اگر قرار باشد خانواری بر اساس درآمد یا دارایی از فهرست دریافت‌کنندگان حمایت خارج شود، باید دید قدرت خرید واقعی‌اش در یک سال گذشته چه تغییری کرده است.

دهک‌ها فقط شماره‌هایی از یک تا ده نیستند؛ پشت هرکدام گروهی از خانواده‌ها با سطح متفاوتی از هزینه و توان خرید قرار دارند. در اقتصادی که هزینه حفظ زندگی در یک سال تقریباً دو برابر شده، سؤال مهم این نیست که یک خانواده سال گذشته در کدام دهک بوده؛ سؤال این است که امروز با درآمدش تا کجای همان سبد خرید را می‌تواند پر کند.

به محتوای این مطلب چه امتیازی میدی؟

نظر شما برامون مهمه و به بهتر شدن کیفیت مطالب کمک می‌کنه.

۱ - بسیار بد۱۰ - بسیار خوب

نظرات