خبر عبدالناصر همتی از هر طرف که بخوانیم کم است اما مسئله این بار همین کم بودن است. به گزارش زومان، رئیس کل بانک مرکزی گفته نقدینگی در شهریور فقط ۱.۳ درصد بیشتر شده و رشد آن در ششماهه اول سال به ۲۰.۷ درصد رسیده است. رشد نقدینگی از رکوردزنی ۵۰ سالهاش عقب نشسته و به ۵۱.۶ درصد کاهش یافته است.
تا اینجا حرف همتی درست است؛ سرعت رشد نقدینگی کمی پایین آمده. اما باید دید بقیه اقتصاد با چه سرعتی حرکت کرده است. در همین یک سال، قیمت کالا و خدمات حدود ۸۶.۵ درصد بالا رفته و دلار تا پایان شهریور بیش از ۱۳۲ درصد گران شده است.
این یعنی نقدینگی هنوز سریع رشد میکند، اما دلار و تورم با سرعت خیلی بیشتری از آن جلو زدهاند.
حسابی که پرتر شد، اما خرید کمتری داشت
فرض کنید سال گذشته ۱۰۰ میلیون تومان در حسابتان داشتید. امسال این پول ۵۰ درصد بیشتر شده و به ۱۵۰ میلیون تومان رسیده است. در نگاه اول، اوضاع بهتر شده؛ چون عدد حساب بانکی شما بزرگتر است.
اما اگر چیزی که سال قبل ۱۰۰ میلیون تومان قیمت داشت، امسال ۱۸۶ میلیون تومان شده باشد، دیگر با پول جدیدتان هم نمیتوانید آن را بخرید. شما پول بیشتری دارید، اما قدرت خریدتان کمتر شده است.
همین اتفاق در اقتصاد ایران افتاده است. حجم نقدینگی در پایان شهریور به حدود ۱۸ هزار و ۸۰۰ همت رسیده و طی یک سال ۵۱.۶ درصد بالا رفته است. با این حال قیمتها حدود ۸۶.۵ درصد رشد کردهاند. به همین دلیل، قدرت خرید واقعی این نقدینگی نزدیک ۱۹ درصد پایین آمده است.
برای فهم بهتر ماجرا میتوانیم نقدینگی را بر شاخص قیمت مصرفکننده تقسیم کنیم. نتیجه چیزی است که به آن «نقدینگی واقعی» میگوییم؛ یعنی پول موجود در اقتصاد واقعاً چقدر کالا و خدمات میتواند بخرد.
نقدینگی واقعی ایران اکنون به کمترین سطح ۱۲ سال گذشته رسیده است. البته فرض ثابت ماندن قیمت ها دیگر از محالات شده که یعنی جبران این فاصله چقدر دشوار است.
مقدار فعلی نقدینگی حدود ۳۲ درصد پایینتر از میانه ۱۲ سال گذشته است. به بیان دیگر، برای اینکه نقدینگی واقعی فقط به سطح میانه این دوره برگردد، با فرض ثابتماندن قیمتها باید حدود ۴۷ درصد افزایش پیدا کند.
بنابراین، کاهش سرعت رشد نقدینگی در این شرایط لزوما تحولی مثبت به شمار نمیرود. این روند هرچند ممکن است بخشی از تقاضای مازاد را مهار کند، اما همزمان میتواند به تشدید کمبود پول واقعی برای مردم و بنگاهها منجر شود.
کارخانهای که برای همان تولید، دو برابر پول میخواهد
یک کارخانه را در نظر بگیرید که سال گذشته برای خرید مواد اولیه، پرداخت حقوق و پرکردن انبار خود به ۱۰۰ میلیارد تومان نیاز داشت. اگر قیمت مواد اولیه، قطعات، انرژی، حملونقل و دستمزد بالا برود، همین کارخانه ممکن است امسال برای حفظ همان میزان تولید به ۱۸۰ یا ۲۰۰ میلیارد تومان احتیاج داشته باشد.
این پول اضافه الزاماً قرار نیست تولید را بیشتر کند. کارخانه فقط میخواهد همان کاری را انجام دهد که سال قبل انجام میداد.
اگر بانک به آن تسهیلات ندهد، احتمالاً خرید مواد اولیه را کم میکند، تولیدش را پایین میآورد یا پرداختهایش عقب میافتد. از آن طرف اگر بانک تسهیلات بدهد، حجم پول و سپردههای بانکی بیشتر میشود و نقدینگی دوباره بالا میرود.
دولت هم با داستان مشابهی روبهروست. وقتی قیمت کالا، دارو، تجهیزات، حقوق و خدمات بالا میرود، دولت برای انجام همان تعهدات قبلی به ریال بیشتری نیاز دارد. بانکها نیز با افزایش نیاز مشتریان و فشار سپردهگذاران روبهرو میشوند.
به همین دلیل، نقدینگی فقط یک شیر آب نیست که بانک مرکزی بتواند آن را ببندد. میشود فشار آب را کمتر کرد، اما اگر کسری دولت، ناترازی بانکها و نیاز بنگاهها به سرمایه در گردش باقی مانده باشد، فشار از جای دیگری بیرون میزند.
کنترل شدید تسهیلات ممکن است سرعت رشد نقدینگی را پایین بیاورد، اما بهای آن میتواند کاهش تولید، کمبود سرمایه در گردش، افزایش بدهی بنگاهها و بیشترشدن وامهای معوق باشد.
این همان بخش سخت ماجراست: اگر نقدینگی با سرعت بالا رشد کند، خطر تورم بیشتر میشود. اگر در شرایط فعلی خیلی سخت مهار شود، ممکن است رکود عمیقتر شود. راهحل کمهزینه، فقط بستن مسیر وامدهی نیست؛ باید کسری بودجه، وضعیت بانکها و فشار بازار ارز هم آرام شود.
وقتی کل پول کشور فقط ۸۰ میلیارد دلار میارزد
راه دیگری هم برای دیدن این اتفاق وجود دارد. اگر حجم نقدینگی را بر نرخ دلار تقسیم کنیم، به «نقدینگی دلاری» میرسیم.
نقدینگی دلاری ایران در پایان شهریور ( که نرخ دلار ۲۳۴ هزار تومان بود) به حدود ۸۰ میلیارد دلار رسیده؛ کمترین مقدار در ۲۰ سال گذشته. این عدد به این معنا نیست که ۸۰ میلیارد دلار آماده تبدیل یا برداشت در اقتصاد وجود دارد. نقدینگی دلاری فقط نشان میدهد حجم پول ریالی در مقایسه با قیمت دلار چقدر بزرگ یا کوچک شده است.
سال گذشته، نقدینگی دلاری بیش از ۱۲۳ میلیارد دلار بود. در یک سال گذشته نقدینگی ریالی حدود ۵۲ درصد رشد کرد، اما دلار بیش از ۱۳۲ درصد بالا رفت. به همین دلیل، ارزش دلاری نقدینگی نزدیک ۳۵ درصد کاهش یافت.
نقدینگی دلاری فعلی تقریباً نصف میانه ۱۲سال گذشته است. میانه این دوره حدود ۱۵۷ میلیارد دلار بوده، درحالیکه اکنون این رقم نزدیک ۸۰ میلیارد دلار است. فاصله با میانه ۲۰سال گذشته حتی بیشتر است؛ نقدینگی دلاری فعلی فقط حدود ۴۶ درصد آن سطح است.
این فاصله بزرگ میگوید دلار خیلی سریعتر از حجم ریال بالا رفته است؛ اما الزاما نمیگوید دلار حتماً باید پایین بیاید. برای بازگشت نقدینگی دلاری به میانه ۱۲سال گذشته، اگر حجم نقدینگی ثابت بماند، دلار باید تقریباً نصف شود. راه دیگر این است که با ثابتماندن دلار، نقدینگی تقریباً دو برابر شود.
هیچکدام از این دو مسیر بهتنهایی محتمل یا بیهزینه نیست. در عمل ممکن است بخشی از فاصله با رشد نقدینگی، بخشی با ادامه تورم و بخشی با تغییر نرخ دلار پر شود. ممکن هم هست این فاصله برای مدت طولانی باقی بماند.
تا پایان سال چه چیزی در انتظار اقتصاد است؟
مسیر اول این است که دلار نزدیک همین محدوده آرام بگیرد. در این صورت، با ادامه رشد نقدینگی، نقدینگی دلاری کمکم از کف خود فاصله میگیرد. اما تورم احتمالاً فوراً پایین نمیآید؛ چون افزایش قیمت دلار با فاصله وارد قیمت مواد اولیه، حملونقل، کالاهای وارداتی و در نهایت سفره مردم میشود.
مسیر دوم، ادامه فشار در بازار ارز است. اگر دلار باز هم بالا برود، هزینه تولید و نیاز بنگاهها به پول بیشتر میشود. در این حالت تقاضای جدید برای نقدینگی ایجاد میشود. آن وقت نقدینگی با چند ماه فاصله برای جبران هزینههای تازه سرعت میگیرد. این رشد بیشتر نقدینگی الزاماً تولید بیشتری نمیسازد؛ ممکن است فقط پول بیشتری برای خرید همان مقدار کالای قبلی فراهم کند.
مسیر سوم، مهار شدید وامدهی بانکهاست. در این حالت رشد نقدینگی کمتر میشود، اما اگر هزینههای تولید و دولت همچنان بالا بماند، کارخانهها و خانوارها بیشتر تحت فشار قرار میگیرند. نتیجه ممکن است تورم کمتر، اما رکود و بیکاری بیشتر باشد.
پس کاهش رشد نقدینگی را باید کنار دلار ۲۷۰ هزار تومانی و تورم بالای ۸۰ درصد دید. عدد حسابهای بانکی هنوز بزرگتر میشود، اما نه بهاندازهای که بتواند گرانیهای تازه را جبران کند.
پس شاید سؤال اصلی اما این نیست که سرعت نقدینگی کمتر شده یا نه؟ سؤال این است که وقتی دلار و قیمتها بسیار سریعتر حرکت میکنند، این کاهش سرعت چه چیزی برای مردم و تولید باقی میگذارد؟ آیا به نظرتان این اتفاق اثر کاهشی بر تورم و دلار خواهد گذاشت؟