جنگ ومحاصره فقط دخل مغازه‌ها و درآمد خانوارها را کم نمی‌کند. وقتی فروش یک کسب‌وکار می‌خوابد، دولت هم مالیات کمتری می‌گیرد، بعضی دستگاه‌ها درآمدهایشان را از دست می‌دهند ، در حالی که هزینه‌هایشان سر جای خود می‌ماند و چه بسا بیشتر هم شده. اینجاست که یک مسئله قدیمی دوباره خودش را نشان می‌دهد: وقتی دخل کم می‌شود، خرج را از کجا باید تأمین کرد؟

بخشی از پاسخ، در ترازنامه بانک مرکزی دیده می‌شود. وقتی که برای جبران کسری‌ها در نیمه نخست امسال این بانک روزی حدود ۶ هزار میلیارد تومان پول چاپ کرده است.

روزی نزدیک به ۵ هزار میلیارد تومان

به گزارش زومان، براساس اطلاعات رسیده به این رسانه، در پنج ماه نخست امسال حدود ۷۶۱ همت به پایه پولی اضافه شده است. با در نظر گرفتن ۱۵۴ روز از ابتدای فروردین تا پایان مرداد، این افزایش معادل متوسط روزانه حدود ۴ هزار و ۹۴۰ میلیارد تومان است.

رقم پایه پولی نیز با این حساب از ۲ هزار و ۹۰۰ همت عبور کرده است. اما این اعداد وقتی معنای بیشتری پیدا می‌کنند که کنار گذشته قرار بگیرند.

بر اساس مقایسه‌ای که از آمارهای پولی انجام شده، پایه پولی در پنج ماه نخست امسال حدود ۳۴ درصد افزایش یافته است. این میزان رشد تنها در پنج ماه، حتی از رشد ثبت‌شده در شش‌ماهه نخست تمام سال‌های موجود در داده‌های قابل مقایسه، از ابتدای دهه ۱۳۵۰ تاکنون، بیشتر است.

به بیان دیگر، اقتصاد ایران در پنج ماه نخست امسال رشدی در پایه پولی تجربه کرده که در بیش از نیم‌قرن داده‌های در دسترس، حتی طی شش ماه نخست سال‌ها نیز سابقه نداشته است.

البته مرز این مقایسه را باید روشن نگه داشت: داده‌های قابل مقایسه زومان از ابتدای دهه ۱۳۵۰ در دسترس است؛ بنابراین این یافته به معنای «بالاترین رشد تاریخ اقتصاد ایران» نیست، بلکه بالاترین رقم در دوره‌ای است که امکان مقایسه آماری آن وجود دارد.

البته «افزایش پایه پولی» دقیقاً به این معنا نیست که بانک مرکزی هر روز دستگاه چاپ اسکناس را روشن کرده و اسکناس تازه تحویل اقتصاد داده است.پایه پولی مجموعه‌ای از پول پرقدرت شامل اسکناس و مسکوک در دست مردم و ذخایر بانک‌ها نزد بانک مرکزی است که در نهایت می‌تواند مبنای ایجاد پول بانکی قرار گیرد. برای همین در زبان روزمره از تعبیر چاپ پول استفاده می‌شود، اما مسئله مهم‌تر از چاپ اسکناس است: این پول تازه بعد از ورود به سیستم چه مسیری را طی می‌کند؟

اگر افزایش پایه پولی به گسترش سریع‌تر سپرده‌ها و نقدینگی منجر شود، ظرفیت بیشتری برای فشار بر قیمت‌ها ایجاد می‌کند. اما اگر بخش بیشتری از منابع در قالب ذخایر بانک‌ها باقی بماند و امکان خلق اعتبار محدود شود، اثر آن متفاوت خواهد بود. بنابراین ۷۶۱ همت ابتدای داستان است، نه پایان آن.

روند صعودی نرخ چاپ پول کشور در پنج ماهه نخست سال ۱۴۰۵ بر اساس داده‌های بانک مرکزی.

چرا پایه پولی بالا رفت؟

اما یک توضیح در گزارش‌های مربوط به این افزایش طیق اطلاعات رسیده، افزایش سپرده قانونی بانک‌ها بوده است. بانک‌ها بخشی از منابع خود را نزد بانک مرکزی نگه می‌دارند و وقتی نسبت سپرده قانونی بالا می‌رود، منابع بیشتری باید در حساب بانک‌ها نزد بانک مرکزی قرار بگیرد.

اینجا یک نکته ظریف وجود دارد: افزایش سپرده قانونی می‌تواند همزمان با رشد پایه پولی دیده شود، اما لزوماً به همان اندازه نقدینگی ایجاد نمی‌کند. اتفاقاً یکی از کارکردهای این ابزار این است که دست بانک‌ها برای تبدیل منابع به وام و سپرده‌های جدید را محدودتر کند. بنابراین اگر بانک مرکزی برای تأمین ذخایر مورد نیاز بانک‌ها پول بیشتری وارد سیستم کند، پایه پولی بالا می‌رود، ولی افزایش سپرده قانونی می‌تواند بخشی از اثر این پول بر نقدینگی را خنثی کند. اما همچنان اطلاعی از بخش های دیگر نیست . چنانچه این رشد پایه پولی از مسیر کسری دولت و بانک ها باشد می توند تبعات تورمی جدی ای داشته باشد.

فشار پولی به کجا می‌رود؟

حالا مهم‌ترین بخش ماجرا شروع می‌شود. رشد پایه پولی وقتی برای تورم خطرناک‌تر می‌شود که بتواند خودش را به نقدینگی منتقل کند. در مردادماه، براساس آمار عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی، رشد نقطه‌به‌نقطه نقدینگی به حدود ۵۴ درصد رسیده بود؛ رقمی که در مقایسه با سال‌های اخیر بسیار بالاست. پس همچنان رشدنقدینگی که مهم ترین عامل تورم زایی در کشور به شمار می رود بالاست.

حالا این وضعیت را کنار تورم نقطه‌به‌نقطه ۸۳.۹ درصدی شهریور، بر اساس رقم مورد اشاره در گزارش، بگذارید. در چنین شرایطی دیگر بحث فقط درباره یک عدد در ترازنامه بانک مرکزی نیست؛ مسئله این است که هزینه فشارهای مالی امروز، تا چه اندازه ممکن است در ماه‌های بعد خودش را در قیمت کالاها و خدمات نشان دهد.

به نظر شما اگر درآمد دولت و کسب‌وکارها در دوره جنگ کاهش پیدا کند، بهتر است این فشار از چه مسیری جبران شود؟