فرض کنید دو خانواده همزمان برای خرید از خانه بیرون میروند. خانواده اول بیشتر درآمدش را صرف اجاره، نان، برنج و سبزیجات میکند. خانواده دوم علاوه بر این هزینهها، خودرو دارد، بیشتر بنزین میزند، برای تعمیر ماشین پول میدهد و احتمالا سهم بیشتری هم برای ارتباطات، تفریح و کالاهای بادوام کنار میگذارد. در شهریور، قیمت گروه دوم کالاها سریعتر بالا رفت. برای همین تورم این ماه، برخلاف ابتدای سال، در خانه خانوار پردرآمد صدای بلندتری داشت.
دادههای مرکز آمار نشان میدهد تورم ماهانه کل کشور در شهریور به ۴.۲ درصد رسید. یعنی سبد متوسط خانوار فقط طی یک ماه بیش از چهار درصد گرانتر شد. تورم نقطهبهنقطه نیز به ۸۹ درصد نزدیک شد؛ یعنی خرید همان سبد نسبت به شهریور پارسال تقریبا ۱.۹ برابر پول میخواست.
وقتی تورم از پایین جدول به بالا رفت
به گزارش زومان، خانوارها را بر اساس هزینه و سطح رفاه به ۱۰ گروه تقسیم میکنند. دهک اول کمبرخوردارترین خانوارها و دهک دهم پردرآمدترین آنها هستند. در شهریور، تورم ماهانه دهک اول ۲.۹ درصد بود؛ اما این عدد برای دهک دهم به ۵.۳ درصد رسید. یعنی فشار افزایش قیمتها بر سبد دهک دهم تقریبا ۱.۸ برابر دهک اول بود.
این تفاوت به معنای سختترشدن زندگی ثروتمندان نسبت به فقرا نیست. خانوار کمدرآمد معمولا پسانداز و امکان حذف هزینههای کمتری دارد و حتی تورم پایینتر هم میتواند ضربه شدیدتری به زندگیاش بزند. داده فقط میگوید قیمت سبد مصرفی دهک دهم در این ماه سریعتر بالا رفته است.
برای دهک اول، مسکن با سهم ۰.۹۲ واحد درصدی، مهمترین عامل تورم ماهانه بود. سادهتر بگوییم، از تورم ۲.۹ درصدی این خانوارها، نزدیک به یکسوم مستقیما از مسکن، آب، برق، گاز و سوختهای خانگی آمد. در مقابل، برای دهک دهم حملونقل با سهم ۱.۲۷ واحد درصدی بزرگترین نقش را داشت.
افزایش قیمت خودرو و هزینه استفاده از وسیله شخصی این تفاوت را توضیح میدهد. تورم ماهانه خرید وسیله نقلیه ۱۱.۴ درصد و استفاده از وسیله حملونقل شخصی ۷.۲ درصد بود. نرخ سوم بنزین نیز از پنج هزار به ۱۰ هزار تومان رسید؛ نرخی که مصرف بیشتر از سهمیه ۱۱۰ لیتری را هدف میگیرد و طبیعتا در سبد خانوارهای دارای خودرو و پرمصرف، اثر بیشتری دارد؛ خانوارهایی که عموما در دهک دهم قرار دارند.
یک سفره، دو نوع گوشت
برای دهکهای دوم تا نهم، خوراکیها همچنان بیشترین سهم را در تورم ماهانه داشتند. اما داخل همین سفره هم تفاوت جالبی دیده میشود. سهم گروه گوشت قرمز و ماکیان در تورم شش دهک نخست منفی بود، درحالیکه در چهار دهک بالاتر مثبت شد.
یک توضیح ممکن، تفاوت نوع گوشت مصرفی است. کاهش قیمت مرغ بیشتر به سود دهکهایی تمام میشود که مرغ سهم بزرگتری در سفرهشان دارد؛ اما افزایش قیمت گوشت قرمز بیشتر در سبد خانوارهایی دیده میشود که توان خرید آن را دارند. دادههای این جدول بهتنهایی مقدار مصرف مرغ و گوشت قرمز را نشان نمیدهد، اما الگوی ثبتشده با چنین توضیحی سازگار است.
نان و غلات هم داستان مشابهی دارد. سهم این گروه از تورم دهک اول و دوم ۰.۲۶ واحد درصد بود، اما در دهک دهم به ۰.۱۲ واحد رسید. یعنی نقش نان در تورم پایین جامعه دو برابر دهک ثروتمندان است. در مقابل، سبزیجات ۰.۴۷ واحد درصد به تورم دهک اول افزود و سهم آن در دهک دهم ۰.۱۷ واحد بود. این تفاوتها یادآوری میکند که یک افزایش قیمت واحد، برای همه خانوارها اثر یکسانی ندارد؛ چون ترکیب خریدشان متفاوت است.
دلار چطور سبد ثروتمندان را جلو انداخت؟
در جزئیات کالاها، ارتباطات با تورم ماهانه ۱۴.۷ درصدی در صدر قرار داشت. پس از آن خرید وسیله نقلیه با ۱۱.۴ درصد، تفریح و فرهنگ با ۹.۶ درصد، ماهی و صدفداران با ۸.۹ درصد و کالاها و خدمات متفرقه با ۸.۵ درصد قرار گرفتند.
کالاهای بادوام نیز فقط در یک ماه ۱۳.۳ درصد گران شدند؛ درحالیکه افزایش قیمت کالاهای کمدوام ۶.۷ درصد و کالاهای بیدوام ۳.۳ درصد بود. خودرو، لوازم الکترونیکی و لوازم خانگی معمولا وابستگی بیشتری به ارز، قطعات وارداتی و هزینه جایگزینی دارند. بنابراین جهش دلار میتواند یکی از توضیحات مهم برای سبقت کالاهای بادوام باشد، هرچند این دادهها بهتنهایی سهم دقیق نرخ ارز را ثابت نمیکنند.
ماجرا در نهایت فقط درباره ثروتمندان نیست. تورم شبیه مهمانی ناخواندهای است که ممکن است ابتدا درِ یک خانه را بزند، اما همانجا نمیماند. افزایش قیمت خودرو و ارتباطات این ماه دهک دهم را جلو انداخت؛ اما اجاره، نان و سبزیجات همچنان بودجه خانوارهای ضعیفتر را فرسوده میکند. مهمتر اینکه تورم نقطهای دوباره بالا رفته و به مرز ۹۰ درصد نزدیک شده است. این یعنی کاهش موقت سرعت گرانی در تیر پایدار نمانده و خانوارها، با سبدهای متفاوت، دوباره وارد مسیر افزایش فشار قیمتها شدهاند.