فرض کنید ایران با پول فروش چند محموله پتروشیمی میتوانست مقدار مشخصی ماشینآلات، قطعه و مواد اولیه از خارج بخرد. حالا همان ماشینآلات و قطعات خیلی گرانتر شدهاند، اما قیمت محصولات صادراتی ایران به همان اندازه بالا نرفته است. یعنی برای پر کردن همان سبد وارداتی قبلی، باید محموله بیشتری صادر کنیم. ماجرا شبیه این است که درآمدتان بالا رفته باشد، اما قیمت چیزهایی که میخرید سریعتر از درآمدتان رشد کرده باشد.
به گزارش زومان، داستان تجارت خارجی ایران در ۱۴ سال گذشته همین بوده است. قیمت دلاری کالاهای صادراتی ایران از سال ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۴ حدود ۸۴ درصد رشد کرده، اما قیمت دلاری کالاهای وارداتی ۷۸۱ درصد بالا رفته است. یعنی چیزهایی که از جهان میخریم بیش از ۸ برابر گرانتر شدهاند، در حالی که قیمت چیزهایی که میفروشیم هنوز دو برابر هم نشده است.
سال ۱۴۰۴؛ سالی که قدرت خرید صادرات به کف رسید
«رابطه مبادله» شاید اصطلاحی دانشگاهی به نظر برسد، اما معنایش ساده است: با پول کالاهایی که میفروشیم، چه مقدار کالا میتوانیم از خارج بخریم؟ هرچه قیمت صادرات سریعتر بالا برود، دست کشور برای خرید بازتر میشود. اگر واردات سریعتر گران شود، همان صادرات قبلی خرید کمتری انجام میدهد.
محاسبات نشان میدهد قدرت خرید یک سبد ثابت صادراتی ایران در سال ۱۴۰۴ حدود ۷۹ درصد کمتر از سال ۱۳۹۰ بوده است. به زبان سادهتر، همان صادراتی که ۱۴ سال پیش میتوانست هزینه خرید پنج دستگاه صنعتی را بدهد، حالا تقریباً پول خرید یک دستگاه را فراهم میکند.
سال ۱۴۰۴ فقط ادامه آرام یک روند قدیمی نبود. در همین یک سال، قیمت دلاری صادرات ۲٫۴ درصد کاهش یافت، اما قیمت دلاری واردات ۲۴٫۳ درصد بالا رفت. حاصل این دو حرکت، سقوط حدود ۲۱٫۵ درصدی رابطه مبادله و رسیدن آن به پایینترین سطح از سال ۱۳۹۰ بود.
از سال ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۴ نیز قیمت دلاری صادرات فقط حدود ۵ درصد افزایش یافته، اما قیمت واردات بیش از ۷۱ درصد بالا رفته است. پس مسئله اصلی این نیست که کالاهای ایران ناگهان بیقیمت شدهاند؛ مسئله این است که خریدهای خارجی با سرعت بسیار بیشتری گران شدهاند.
این افت به معنای کاهش ۷۹ درصدی کل درآمد صادراتی نیست. افزایش حجم صادرات میتواند بخشی از زیان را جبران کند؛ اما برای همان واردات باید منابع بیشتری فروخت.
فاصله عجیب قیمتهای ریالی صادرات و واردات
اگر ماجرا را با قیمتهای ریالی نگاه کنیم، فاصله بسیار بزرگتر میشود. طی این ۱۴ سال، قیمت ریالی سبد صادراتی نزدیک ۱۹۵ برابر شده است. عدد بزرگی است، اما رشد قیمت ریالی واردات از آن هم بسیار جلوتر رفته و به حدود ۱۵ هزار برابر رسیده است.
این اعداد البته قیمت یک کالای مشخص نیستند؛ میانگین سبد بزرگی از کالاها را نشان میدهند و تغییر ترکیب تجارت هم میتواند بخشی از فاصله بزرگ میان دو طرف را توضیح دهد.
افزایش شاخص کالاهای صادراتی نشاندهنده تورم سپریشده در داخل ایران است و رشد شاخص کالاهای وارداتی نیز تحولات بازار ارز را در طول این سالها بازتاب میدهد.
همه این رشد هم تورم خالص کالا نیست. ترکیب واردات تغییر کرده و هزینه حمل، بیمه، واسطهگری و انتقال پول بالا رفته است. تحریم مسیر خرید را طولانیتر میکند؛ بنابراین کالایی که در جهان چندان گران نشده، در ایران صورتحساب سنگینتری دارد.
این ماجرا مستقیم به زندگی مردم وصل میشود. بسیاری از واردات، قطعه، ماده اولیه و دستگاه کارخانه است. گرانی آنها هزینه تولید را بالا میبرد و بعد در قیمت دارو، خودرو، لوازم خانگی و مواد غذایی دیده میشود.
آیا سقوط رابطه مبادله دلار را بالا برده است؟
در نگاه اول، پاسخ مثبت است. طی ۱۴ سال، قدرت خرید صادرات پایین آمده و دلار بالا رفته است. کنار هم گذاشتن سطح دو متغیر نیز ارتباطی منفی نشان میدهد. اما این همبستگی لزوما همه چیز را توضیح نمیدهد.
بااینحال، این افت بیاثر نیست. خرید واردات به ارز بیشتری نیاز پیدا میکند و جنگ بر سر ارزهای حاصل از صادرات بیشتر شده است.
نتیجه نگرانکننده است: سال ۱۴۰۴ بدترین رابطه مبادله ۱۴ سال اخیر را ثبت کرد. ایران برای همان خرید خارجی باید بیشتر صادر کند؛ فشاری که از مسیر مواد اولیه و تجهیزات به کارخانه و سفره مردم میرسد.