تا به حال شده در اثر یک بیماری تب موقت شدید داشته باشید؟ این تبها با یک استراحت موقت عموما پایین میآیند. حالا اگر تب ماندگار شد چه؟ آن وقت است که لرزیدنتان یعنی سرما به استخوان رسیده است. اما تب که فقط مختص آدمها نیست. قیمتها یا بازارها هم تب میکنند. شاید بگویید تب سنج قیمتها همان تورمی است که بانک مرکزی منتشر میکند. پاسخ منفی است. برخی معتقدند این عدد همه واقعیت را بیان نمیکند برای همین هم به سراغ نماگر دیگری میروند؛ تورم هسته به سبک میانه وزنی!
هستهایترین بخش تورم
در روش تورم میانه وزنی، تمام کالاها بر اساس رشد قیمت، از کم به زیاد مرتب میشوند. کالایی که در مرز ۵۰ درصد از وزن کل اقتصاد قرار میگیرد، نماینده تورم هسته است. برخلاف تورم کل کشور، این شاخص یک میانگین ساده نیست. رکوردزنی و افزایش آن نشان میدهد رشد قیمت دستکم نیمی از سبد خانوار از این عدد بیشتر بوده است. پایه محاسباتی این شاخص را بانکهای فدرال رزرو کلیولند و دالاس توسعه دادهاند. در این روش، تکانههای موقت یا رشد موقتی یک کالا، دخالتهای دستوری دولت و کاهشهای فریبنده قیمتها فیلتر میشوند. دولتها گاهی با یارانه یا مهار فصلی، قیمت چند کالای خاص را سرکوب میکنند تا میانگین تورم کل کاهش یابد. بااینحال، تورم میانه وزنی تحتتاثیر این اقدامات قرار نمیگیرد.
در این میان البته، تحلیل رشد قیمتها در سطح اقلام خردتر، حتی تصویر واقعیت کف بازار را دقیقتر هم میکند. یعنی به جای تمرکز بر گروههای درشت (مثل خوراکی، پوشاک و…) که تغییرات قیمت در بازار را پنهان میکنند، سبد به اجزای ریزتری مثل کرم دست یا خمیردندان تجزیه میشود.
لنگرگاه تورمی مسکن در زمستان پیش از جنگ
به گزارش زومان، طبق دادههای پژوهشکده پولی و بانکی بانک مرکزی، در بهار و تابستان ۱۴۰۴، تورم هسته روندی صعودی داشت اما همچنان بین ۲.۰۲ تا ۴.۲۶ درصد در نوسان بود. در تمام این ماهها، «ارزش اجاری مسکن شخصی» بود که در میانه سبد خانوارها بود. این شاخص تغییر قیمت مسکن را نشان میدهد. مسکن با سهم عظیم ۲۸.۴ درصدی خود از سبد خانوار، مانند یک وزنه سنگین، میانه تورم را روی خود قفل کرده بود. ضروریتر بودن مسکن موجب میشود تا برخی اقتصاددانان این قفلشدگی را علامتی از چسبندگی تورم در آن دوره بدانند.
با رسیدن زمستان ۱۴۰۴، آرایش قیمتها تغییر کرد. حذف ارز ترجیحی از سوی دولت، تورم کل را بهشدت تکان داد؛ اما ارقام هستهایتر تورم نشان میدهند که مرکز ثقل سبد خانوار در آن روزها چندان تغییر نکرد. فقط چند کالا که در ابتدای صف قیمتها بودند، رشد زیادی را تجربه کردند و قیمت بقیه کالاها چندان افزایش نیافت. حتی مسکن نیز دیگر در مرکز تورم خانوار قرار نداشت. طبق فرضیه پژوهشکده پولی و بانکی، رکود بازار مسکن در آن زمان زیرگروه مسکن را به سطوحی پایینتر از میانه وزنی کشاند. در مقابل، اقلام خرد جایگاه میانه را گرفتند. در آذر خمیردندان، در دی باتری خودرو و در بهمنماه شهریه کلاسهای تقویتی در این جایگاه قرار داشتند. با آغاز جنگ، آرایش قیمتها نیز رنگوبوی نظامی گرفت.
سبقت خودروی ایرانی از خارجی در تورم
در روزهای جنگ زده فروردین ۱۴۰۵، اقلام ضروری قیمتشان بالاتر رفت و تورم خوراکی تنها در یک ماه ۸.۹۴ درصد شد. اما در اقلام خانوارها اگر دقیقتر بشویم اعداد بالاتری هم در آن روزها میبینیم. زیرگروه خودروهای داخلی ۳۴.۷۳ درصد و تجهیزات تلفن و فکس ۳۰.۳۲ درصد رشد قیمت داشتند. یعنی در آن روزها خودروی ایرانی داشت روزی یک درصد گرانتر میشد! دلایلش متعدد است برخی هم متهم را آسیب به زیرساختها و افزایش هزینه تولید میدانند. اما آن چه مهم است این است که سه گروه ملتهب به تنهایی حدود یک چهارم (بیش از ۲۴.۶۸ درصد) از کل وزن سبد مصرفکننده را اشغال کردند.
میبینید؟ خوراکیها و خودروهای داخلی آن قدر رشدشان بالا آمد که حتی مرکز ثقل سبد را هم با خودشان بالا کشیدند. این پدیده «اثر تغییر چیدمان» نام دارد؛ مکانیزمی که در آن جهش قیمت چند گروه سنگین، جایگاه ریاضی تمام اقلام را تغییر میدهد.
«خودروی خارجی» با تورم ماهانه ۴.۴۷ درصدی، میانه وزنی تورم فروردین لقب گرفت. در روزهایی که تقریبا بازارها قفل بودند و نرخ ارز هم هنوز بالا نرفته بود ظاهرا انتظارات تورمی ناشی از شوک تب خودروی خارجی را هم بالا برد.
تورم هسته به عددی رسید که دستکم در ٩ سال گذشته سابقه نداشت. این وضعیت نشان میدهد تب گرانی در روزهای آغاز محاصره دریایی ایران ماندگارتر شده و تورم بیشتر به درون ساختار اقتصاد راه یافته است. در همین روزها، تورم خودروی داخلی دستکم ۷ برابر مدل خارجی بود.