نمودار تازهی مرکز پژوهشهای مجلس از رفتار تورمی در ایران، دو تصویر متفاوت از تورم را کنار هم میگذارد؛ تصویری که مردم از قیمتهای آینده دارند و تصویری که از گرانیِ تجربهشده در زندگی روزمره شکل میگیرد. اختلاف میان این دو، فقط یک تفاوت آماری نیست و بهخوبی نشان میدهد چرا بعضی پیامهای سیاسی خیلی زود روی ذهن جامعه اثر میگذارند، اما تغییر واقعی در سفره و سبد خرید بهمراتب دیرتر دیده میشود.
بهگزارش Bloomberg، دادههای مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد «انتظارات تورمی» و «ادراکات تورمی» دو مسیر جداگانه دارند. اولی از پاییز ۱۴۰۰ صعود کرد و در تابستان ۱۴۰۱ به اوج رسید، سپس با نوسانهایی محدود وارد روندی عمدتا کاهشی شد. دومی اما پس از یک دوره نزولی، از پاییز ۱۴۰۳ دوباره رو به افزایش گذاشت؛ تفاوتی که ریشهاش را باید در تجربه خرید، حافظه قیمتی و حساسیت بیشتر ذهن به افزایش قیمتها جستوجو کرد.
انتظار از فردا، تجربهی دیروز
مرکز پژوهشهای مجلس در نظرسنجی خود دو متغیر را دنبال کرده است. «انتظارات تورمی» نشان میدهد مردم درباره تورم یکسالهی آینده چه تصوری دارند، و «ادراکات تورمی» بیانگر آن چیزی است که تصور میکنند در یکسال گذشته دیدهاند. همین تفکیک، یکی از مهمترین گرههای فهم تورم در اقتصاد ایران را باز میکند. ذهن میتواند نسبت به آینده سریع واکنش نشان دهد، اما تجربهی گرانی در گذشته، دیرتر از حافظه پاک میشود.
در هفتهی دوم اردیبهشت ۱۴۰۴، همزمان با آغاز مذاکرات، انتظار مردم از تورم یکسالهی آینده بهسرعت کاهش یافت و به سطوح پیشین برگشت. پیام آن تغییر روشن بود. برای جابهجا شدن تصور جامعه از آینده، لازم نیست چند ماه افت قیمت در بازار رخ دهد. گاهی فقط خبر تازه درباره مسیر سیاسی کشور کافی است تا برداشت مردم از ماههای پیشرو عوض شود.
از همین زاویه، انتظارات تورمی رو به جلو نگاه میکند و ادراک تورمی در آینهی عقب شکل میگیرد. همین تفاوت، رفتار مردم را از واکنش به اخبار سیاسی تا قضاوت درباره قیمت کالاهای روزمره توضیح میدهد.
جنگ، امید را شکننده کرد
چند ماه بعد، جهت حرکت دوباره عوض شد. مرکز پژوهشها میگوید در تابستان ۱۴۰۴، تحت تاثیر جنگ ۱۲روزه و نتایج نامطلوب مذاکرات سیاسی، انتظارات تورمی بار دیگر افزایشی شد. در عمل، همان نیرویی که در بهار تصور مردم از آینده را آرام کرده بود، در تابستان بخشی از اثر خود را از دست داد.
این رفتوبرگشت، بخش مهمی از روایت تورم در ایران را نشان میدهد. بهبود انتظاراتی که از تغییر چشمانداز سیاسی میآید، الزاما پایدار نمیماند. خبر امیدوارکننده میتواند ذهن را آرام کند، اما بازگشت نااطمینانی هم میتواند همان آرامش را پس بگیرد. از همین رو، مسئله فقط پایین آوردن انتظارات تورمی نیست و پایدار نگه داشتن آن دشوارتر به نظر میرسد.
البته همزمانی این تحولات بهتنهایی رابطهی علت و معلولی قطعی را ثابت نمیکند، اما خود مرکز پژوهشهای مجلس کاهش بهار و افزایش تابستان ۱۴۰۴ را بهطور مشخص در ارتباط با مذاکرات و سپس جنگ و نتایج سیاسی آن توضیح داده است.
چرا کاهش تورم دیرتر احساس میشود
خط دوم نمودار داستان دیگری دارد. «ادراک تورمی» پس از پایین آمدن، از پاییز ۱۴۰۳ دوباره افزایش یافته است. توضیح مرکز پژوهشها به یک سازوکار آشنا برمیگردد؛ تجربهی خرید شخصی. مردم هنگام قضاوت درباره تورم، به کالاها و خدماتی که هر روز میخرند وزن بیشتری میدهند. بهعلاوه، افزایش قیمتها در ذهن برجستهتر از قیمتهایی میماند که ثابت ماندهاند یا پایین آمدهاند.
همین رفتار، فاصلهای میان برداشت ذهنی مردم از تورم و آمار رسمی ایجاد میکند. یک سوءتفاهم رایج هم از همینجا میآید. کاهش نرخ تورم به معنای پایین آمدن قیمتها نیست. اگر سرعت رشد قیمتها کمتر شود، سطح قیمتها همچنان بالا میماند و خانوار هنوز با همان بار گرانی روبهروست. بنابراین ممکن است دادههای رسمی از کاهش تورم خبر دهند، اما تجربهی خرید چیز دیگری را به خانواده منتقل کند.
منطق اقتصادی پشت دو شاخص
کنار هم قرار دادن این دو شاخص یک نتیجهی روشن دارد. جامعه میتواند نسبت به آیندهی قیمتها امیدوارتر شود و در همان زمان، همچنان احساس کند زندگی گران است. تناقضی در کار نیست. یکی به افق پیشرو مربوط میشود و دیگری از خریدهای دیروز و امروز تغذیه میکند.
برای سیاستگذار، همین تفاوت اهمیت عملی دارد. بهبود چشمانداز سیاسی شاید سریعتر انتظارات را آرام کند، اما برای تغییر ادراک مردم از تورم، صرفِ خبر خوب کافی نیست. تجربهی واقعی خرید هم باید عوض شود. تا زمانی که قیمت کالاها و خدمات در سبد روزمره مردم پایین نیاید یا دستکم فشار رشد آن کاهش محسوسی پیدا نکند، ذهن عمومی بهسادگی قانع نمیشود.
دادههای این نظرسنجی تا تابستان ۱۴۰۴ ادامه دارد و بنابراین درباره سطح انتظارات تورمی در شهریور ۱۴۰۵ چیزی نمیگوید. با این حال، ارزش نمودار در جای دیگری است. نشان میدهد ذهن تورمی جامعه یک متغیر واحد نیست و دو زمان متفاوت را همزمان حمل میکند؛ زمانِ امید به فردا و زمانِ خاطرهی گرانی.
امید به قیمتهای فردا ممکن است در چند هفته تغییر کند، اما پاک شدن خاطرهی گرانی زمان بیشتری میخواهد.
نظر شما درباره اثر مذاکرات و جنگ بر انتظارات تورمی چیست؟