هشدار مرکز پژوهش های مجلس: نیمی از روستاها زیر خطر فقر میروند
فرض کنید پارسال به شما گفته بودند قیمت دلار امسال حدود ۱۵۵ هزار تومان میشود، تورم هم کنترل میشود و اوضاع تقریباً قابل پیشبینی است. اما امروز که به تابلو صرافیها نگاه میکنید، دلار از ۱۸۰ هزار تومان هم عبور کرده و قیمت خیلی از کالاها با سرعتی بیشتر از انتظار بالا رفته است.
به گزارش زومان، مرکز پژوهشهای مجلس تابستان سال گذشته تصویری از اقتصاد ایران برای سال ۱۴۰۵ ترسیم کرده بود؛ تصویری که بر پایه یک فرض مهم ساخته شده بود: اینکه اتفاق غیرمنتظرهای رخ ندهد.
یعنی فروش نفت تقریباً مثل قبل ادامه پیدا کند، ارز ارزان برای کالاهای اساسی حذف نشود، قیمت بنزین ثابت بماند و تنش سیاسی تازهای هم شکل نگیرد.
فرضهای گزارش مرکز پژوهشها:
- صادرات نفت خام و میعانات گازی در سطح روزانه یک میلیون و ۶۰۰ هزار بشکه
- تخفیف ۸ دلار بر هر بشکه نفت به دلیل تحریمها
- تداوم تخصیص ارز ۲۸۵۰۰ تومانی به کالاهای اساسی
- میخکوب کردن قیمت بنزین و گازوئیل
- حفظ نرخ ارز مبادلهای در سطح ۷۰ درصد بازار آزاد
- ثابت ماندن پایههای مالیاتی
- افزایش حداقل دستمزد متناسب با تورم
اما تقریباً هیچکدام از این فرضها دوام نیاورد.
خرجی که هر سال سنگینتر میشد
دولت برای اینکه قیمت کالاهای اساسی را پایین نگه دارد، مجبور بود هر سال دلار بیشتری خرج کند.
برآوردهای مرکز پژوهشها نشان میداد این هزینه از حدود ۱۷ میلیارد دلار به ۲۵ میلیارد دلار در چند سال(۱۴۰۷) میرسید؛ یعنی چیزی نزدیک به ۸ میلیارد دلار اضافه؛ رقمی که تقریباً با ارزش بازار بسیاری از غولهای بورسی برابری میکند.
در نهایت دولت نتوانست این مسیر را ادامه دهد و تصمیم به حذف ارز ترجیحی در زمستان گرفت؛ تصمیمی که یکی از دلایل جهش قیمت کالاهای اساسی شد. هر چند دولت در پاسخ سعی کرد با کالابرگ از سفره خانوار حمایت کند.
بعد از آن، شوکها یکییکی رسیدند
اقتصاد فقط با عدد و فرمول جلو نمیرود.
قطعی اینترنت، افزایش تنشهای سیاسی، جنگ و بعد هم اختلال در صادرات نفت، یکی پس از دیگری به اقتصاد فشار آوردند. نتیجه این شد که در اردیبهشت، تورم ماهانه به حدود ۸ درصد رسید؛ یعنی اگر همین سرعت یک سال ادامه پیدا کند، قیمتها تقریباً دو و نیم برابر میشوند در حالیکه در سناریو مرکز پژوهشها، تورم بسیار آرامتر حرکت میکرد.
روی کاغذ یک چیز بود، در بازار چیز دیگری
مرکز پژوهشها تصور میکرد دلار زمستان گذشته حدود ۱۰۹ هزار تومان باشد؛ اما بازار عددی نزدیک ۱۵۲ هزار تومان را دید.
برای سال جاری هم دلار ۱۵۵ هزار تومانی پیشبینی شده بود، اما حالا از ۱۸۰ هزار تومان گذشته است.
حجم پولی که در اقتصاد گردش میکند هم بسیار بیشتر از پیشبینیها رشد کرده و همین موضوع فشار تورمی را افزایش داده است.
سختترین بخش ماجرا
شاید مهمترین هشدار این گزارش اصلاً درباره دلار نباشد؛ درباره سفره مردم باشد.
برآوردها نشان میدهد حتی در خوشبینانهترین حالت، حدود ۴ نفر از هر ۱۰ ایرانی زیر خط فقر قرار میگیرند. در روستاها وضعیت حتی نگرانکنندهتر است؛ پیشبینی شده از هر دو خانوار روستایی، یک خانوار نتواند حداقل هزینههای زندگی را تأمین کند.
تقابل سیاست تخصیص کالابرگ با اثرات تورمی جنگ، تعیینکننده جهت این شاخص خواهد بود. باید دید کالابرگ میتواند نرخ فقر را بهتر از پیشبینیهای مرکز پژوهشها کند یا خیر؟
تقابل اعداد روی کاغذ و کف بازار
نگاهی به عملکرد کل اقتصاد نشان میدهد که رشد اقتصادی ۰.۳ واحد درصد بهتر از پیشبینی بوده است.
این تفاوت کاملا وامدار بخش نفت است (رشد ۳.۱ درصدی محقق شده در برابر منفی ۰.۱ درصد پیشبینی). روی تاریک ماجرا اینجاست که در بخش غیرنفتی، رکود دقیقا مطابق پیشبینی مرکز پژوهشها رخ داده است و بخشهای کشاورزی و صنایع و معادن در واقعیت بسیار بدتر از پیشبینی عمل کردند.