سناریوهای تورم آخر سال؛ از ۵۴ تا ۱۶۰ درصد
سالی که گذشت، (از خرداد ۱۴۰۴ تا اخر خرداد امسال) پر از اتفاق بود. از جنگ و محاصره دریایی گرفته تا قطعی اینترنت و افزایش نرخ ارز، هرکدام برای یک سال بد اقتصاد ایران کافی بودند. نتیجه؟ ثبت رکوردی که از زمان پدربزرگهایمان بیسابقه بود: بالاترین تورم در ۸۰ سال پیش. شاید بگویید گذشته هرچه بود، تمام شد. سوال اصلیتان احتمالا حالا این باشد که تا آخر سال، قرار است چه بر سر قیمتها و قدرت خرید ما بیاید؟
در پاسخ به این سوال اتفاقا شاید بهتر باشد که در گذشته بگردیم، گاهی برای پیشبینی آینده باید گذشته را از دل خاک بیرون آورد. تورم یک عدد است اما این بار تورم در یک عدد خلاصه نمیشود؛ بلکه در سناریوهای مختلف شش آینده نهفته است. بیایید ببینیم کدام سناریو زندگی ما را رقم خواهند زد.
سناریوی اول: برزخ؛ وقتی آتشبس جیب ما را میسوزاند
به گزارش زومان، فرض کنید همین وضعیت کجدار و مریز ادامه پیدا کند. یعنی آتشبس موقت با آمریکا، که محاصره دریایی سبک بود و زد و خوردهایی هم اتفاق افتاد. این مشابه حال و هوای خردادماه امسال است که قیمتها به طور میانگین ۵.۹ درصد در یک ماه بالا رفتند و تورم سالانه را به ۸۸.۶ درصد رساندند.
اگر این فرمان تا پایان سال حفظ شود، باید خودمان را برای تورم نقطهای سه رقمی آماده کنیم. تورم نقطهای یعنی مقایسه قیمتها در اسفند امسال با اسفند پارسال. در این سناریو، این عدد به ۱۰۳ درصد میرسد. به زبان ساده، در این سناریو کالایی که اسفند پارسال ۱۰۰ هزار تومان میخریدید، اسفند امسال بیش از ۲۰۰ هزار تومان برایتان آب خواهد خورد.
وقتی پای جنگ و محاصره در میان است
اما سناریوها میتوانند تاریکتر هم بشوند. بدترینشان وضعیتی شبیه اردیبهشتماه است: محاصره دریایی کامل بعد از جنگ. در آن ماه، تورم ماهانه با جهشی باورنکردنی به ۸.۸ درصد رسید. اگر بازهم اقتصاد کشور در آن مسیر بیفتد، با یک ابرتورم ۱۶۰ درصدی در پایان سال روبرو خواهیم شد.
یک پله بهتر، اما همچنان وخیم، سناریوی بازگشت به جنگ است البته بدون محاصره دریایی. اگر دوباره درگیریها شعلهور شود، میتوانیم به آمارهای اسفند پارسال و فروردین امسال نگاه کنیم که متوسط رشد ماهانه قیمتها حدود ۵.۳ درصد بود. نتیجهی چنین وضعیتی، تورم نقطهای ۹۲.۳ درصدی در پایان سال خواهد بود.
راه میانه: بازگشت به آرامش نسبی؟
شاید هم اوضاع نه به سمت جنگ برود و نه توافق کامل. یک حالت «نه جنگ، نه صلح» بدون محاصره دریایی را در نظر بگیرید؛ چیزی شبیه به وضعیت ما بین تیر تا آذر سال گذشته. در آن ۵ ماه، تورم ماهانه به طور متوسط ۴.۵ درصد بود که از سناریوهای قبلی قابل تحملتر است. ادامه این روند، تورم آخر سال را به حوالی ۸۰ درصد میرساند. هنوز بسیار بالاست، اما حداقل به وخامت تورمهای سه رقمی نیست. اگر هم بخواهیم میانگین تمام اتفاقات خوب و بد این دوازده ماه پرماجرا را در نظر بگیریم (که معادل رشد ماهانه ۵.۴ درصد است)، به تورم ۹۴ درصدی خواهیم رسید.
کورسوی امید ۵۰ درصدی: آیا یک «توافق» میتواند ترمز تورم را بکشد؟
و اما خوشبینانهترین سناریو: دستیابی به یک توافق جامع. برای پیشبینی اثر چنین رویدادی، باید به تاریخ نگاه کنیم. پس از توافق موقت ژنو در آذر ۱۳۹۲، متوسط تورم ماهانه در دوازده ماه بعد نصف شد؛ از ۲.۲ درصد به ۱.۱ درصد کاهش یافت.
حالا فرض کنیم تاریخ تکرار شود و یک توافق جدید بتواند تورم ماهانهی ما (که در یک سال اخیر متوسط ۵.۴ درصدی داشته) را نصف کند و به ۲.۷ درصد برساند. محاسبات نشان میدهد که حتی در این بهترین حالت ممکن، تورم نقطهای در پایان سال حدود ۵۴ درصد خواهد بود. این یعنی حتی اگر معجزهای رخ دهد و بهترین آیندهی ممکن برای اقتصاد رقم بخورد، باز هم باید خود را برای تورم بیش از ۵۰ درصدی آماده کنیم که البته خیلی بهتر از تورمهای سه رقمی است.