چند وقت پیش بود که طبق آمار متوجه شدیم رشد اقتصادی سال قبل منفی بوده است. اما اکنون در حالی که کیک اقتصاد کشور به دلیل رشد اقتصادی پایین در حال آب رفتن است، تورم (یعنی سرعت و شتاب گران شدن کالاها) هر روز بزرگتر میشود. به گزارش زومان، رشد ماهانه قیمتها در خرداد به طور متوسط ۵.۹ درصد بود؛ رقمی که برای تنها ۳۱ روز، یک جهش قابل توجه محسوب میشود. این اتفاق، تثبیت یک رکورد تاریخی ۸۰ ساله است که از اردیبهشت امسال شکسته شد و حالا وخیمتر هم شده است.
آتش در آشپزخانه؛ روغن و گوشت رکوردداران گرانی
ماجرا جایی وخیمتر میشود که بدانیم مهمترین ضربه به خوراکیها اصابت کرده است. تورم نقطهای (یعنی مقایسه قیمتها نسبت به خرداد سال قبل) در بخش خوراکیها و آشامیدنیها به ۱۳۳.۹ درصد رسیده است. به زبان ساده، پولی که پارسال برای خرید یک سبد کامل غذا میدادید، امسال حتی برای خرید نصف آن سبد هم کافی نیست. دخانیات هم با تورم ۱۷۳.۸ درصدی بالاترین رکورد را ثبت کرد.
بیایید به قلب آشپزخانه برویم. نان و غلات تورم ۱۳۸.۸ درصدی را تجربه کردهاند. گوشت قرمز و مرغ با تورم حدود ۱۷۸ درصدی برای خیلیها به یک کالای لوکس تبدیل شدهاند. اما سکاندار گرانیها متعلق به روغن و چربیهاست که با ثبت عدد ۲۷۸ درصد، به معنای واقعی کلمه در بازار نجومی شدند.
از پراید تا مبل؛ سونامی گرانی بیرون از بشقاب
البته این سونامی فقط در آشپزخانه نمانده است. در سبد غیرخوراکیها هم زلزلههای ۱۰۰ درصدی داشتیم. مبلمان و لوازم خانگی تورم ۱۱۱.۱ درصدی را ثبت کردند و بخش حملونقل به تورم ۱۰۳.۱ درصدی رسید. دلیل اصلی این شتاب در بخش حملونقل چه بود؟ خرید وسایل نقلیه. تورم این بخش به ۱۲۴ درصد رسید؛ یعنی قیمت خودرو در یک سال بیش از دو برابر شد. در این میان، کمترین تورم متعلق به بخش مسکن (شاخص اجارهبها) بود که روی عدد ۳۱ درصد ایستاد.
چرا ۷۰ درصد مردم بیشتر از میانگین ضرر کردند؟
وقتی غذا گران میشود، بیشترین آسیب به کسانی میرسد که بخش عمده درآمدشان صرف اساسیترین نیازشان یعنی خوراکیها میشود. به همین دلیل، تورم مناطق روستایی در خرداد ماه مرز ۱۰۰ درصد را رد کرد و به ۱۰۸.۱ درصد رسید. فاجعه عمیقتر در دهکهای زیر خط فقر رخ داده است. برای اولین بار حداقل از سال ۱۳۹۶ به این سو، تورم نقطهای دهک اول به ۱۰۰.۲ درصد و دهک دوم به ۱۰۱.۴ درصد رسید.
اما آمار از این هم عجیبتر است: با اینکه تورم کل کشور ۸۸.۶ درصد اعلام شده، ۷۰ درصد جامعه تورمی بسیار بالاتر از این رقم را حس کردهاند! تنها ثروتمندترها (دهکهای هشتم، نهم و دهم) تورمشان در حد همین میانگین یا کمتر بوده است. چرا؟ علم آمار پاسخ تلخی دارد: وزن کالاها در سبد مصرفی. خانوادههای کمدرآمد، درصد بسیار بیشتری از حقوق ناچیز خود را خرج غذا (که بیشترین تورم را داشته) میکنند، در حالی که ثروتمندان بخش بزرگتری از پولشان را صرف بخشهای غیرخوراکی یا پسانداز میکنند که تورم کمتری داشته است. این یعنی خروجی سیستم اقتصادی فعلی، انتقال بیشترین فشار، دقیقا روی شانههای ضعیفترین اقشار جامعه بوده است.