ایرانی‌ها کمتر از همیشه ازدواج می‌کنند؛ کمترین آمار پس از انقلاب

شنبه 23 خرداد 1405 - 08:30
مطالعه 4 دقیقه
14050317
سال گذشته خیلی چیزها بوی جنگ هشت ساله را می‌داد حتی جشن‌های عروسی. انگار خداحافظی‌های مشترک جای پیوندهای ابدی را می‌گیرند.
تبلیغات

چند سالی است که جشن طلاق در ایران هم مد شده است، بعید نیست که جای جشن عروسی را هم بگیرد وقتی رشد ازدواج کمتر از طلاق باشد. هر کسی هم این اتفاق را به روش خودش تحلیل می‌کند و برایش دلیل می‌آورد. اگر اجازه بدهید ما هم دلیل خودمان را داشته باشیم ولی قبلش بیایید ببینیم چه اتفاق مهمی افتاده است؟

بازگشت به آمار دهه‌های گذشته

به گزارش زومان، سال گذشته برای بسیاری یادآور روزهای سخت جنگ هشت‌ساله بود، اما در کمال تعجب، آمارهای ازدواج هم ما را به همان دوران می‌برد؛ البته نه از نظر شکل و شمایل مراسم دهه ۶۰، بلکه دقیقاً از نظر اعداد و ارقام. طبق جدیدترین داده‌های به‌روزرسانی شده سازمان ثبت احوال، تعداد ازدواج‌های کشور در سال ۱۴۰۴ با یک افت ۸.۲ درصدی نسبت به سال قبل مواجه شده است. تعداد ازدواج‌های رخ داده در این سال معادل ۴۳۱ هزار و ۷۹۳ مورد بوده است.

برای درک عمق ماجرا، باید بدانید که اگر سال ۱۳۷۲ را در نظر نگیریم، چنین عدد پایینی از سال ۱۳۶۸ تاکنون بی‌سابقه بوده است. با این حال، وقتی این ارقام را نسبت به کل جمعیت می‌سنجیم، رکوردها ابعاد تازه‌ای پیدا می‌کنند. اکنون در هر ۱۰ هزار نفر، تنها حدود ۵۱ ازدواج ثبت می‌شود. این یعنی بازگشت به روزهای انقلاب در سال ۱۳۵۷ و ثبت کمترین رکورد در ۴۷ سال گذشته.

در نقطه مقابل، با وجود اینکه تعداد طلاق‌ها نسبت به سال قبل کمی کاهش یافته، اما عدد آن همچنان بالاست و در سال گذشته حدود ۱۸۱ هزار و ۶۸۵ مورد طلاق ثبت شده است. وقتی این دو شاخص را کنار هم می‌گذاریم، می‌بینیم به ازای هر یک طلاق، تنها حدود ۲.۳ ازدواج شکل گرفته است. این نسبت به همراه آمار سال ۱۴۰۲، به کمترین سطح خود در ۶۰ سال اخیر، یعنی از سال ۱۳۴۴ تاکنون رسیده است.

رقابت طنزآلود جشن طلاق و عروسی!

خب می بینید؟ در برابر هر جشن طلاق انگار جشن عروسی‌های کمتری نسبت به سال‌های قبل برگزار شده‌است. دلایلش متفاوت است، بعضی‌ها انگشت اتهام را به سمت تغییر سبک زندگی می‌گیرند که عامل مهمی هم است. جوان ۳۰ ساله امروز همانند جوان ۳۰ ساله سه دهه قبل زندگی نمی‌کند و مطلوبیت‌ها و ترجیحات متفاوتی در زندگی دارد.

اما یک پای مهم قضیه هم اقتصاد است، جشن طلاق در نهایت یک دورهمی دوستانه با یک کیک تیره و کمی موسیقی است که با پایان شب تمام می‌شود و کسی هم انتظار هدیه‌های گران‌قیمت ندارد! اما جشن عروسی تازه نقطه شروع یک صورت‌حساب بی‌پایان است. شما فقط پول لباس و تالار نمی‌دهید، بلکه در حال امضای یک قرارداد سنگین برای تأمین هزینه‌های سرسام‌آور مسکن، خوراک و پوشاک سال‌های آینده هستید.

نااطمینانی؛ ترمزی برای تصمیم‌های بزرگ

از شوخی که بگذریم، مقصر اصلی فراتر از این حرف‌هاست. در واقع، متهم ردیف اول «نااطمینانی اقتصادی» است. نااطمینانی اقتصادی یعنی وضعیتی که نمی‌توانید قیمت فردای کالاها را پیش‌بینی کنید. در این شرایط، تورم و نرخ دلار مدام در حال نوسان و بالا و پایین شدن هستند. وقتی تورم در مرز ۸۴ درصد ایستاده است، اقتصاد در یکی از سطوح بالای بی‌ثباتی قرار دارد. در چنین فضایی، احتمالاً زور عشق هم به قدرت خرید از دست‌رفته مردم نچربیده است.

البته، هزینه‌های حیاتی دیگری مانند مسکن و خوراک هم در این عقب‌نشینی دسته‌جمعی تأثیرگذارند. جالب اینجاست که در سال گذشته، سرعت رشد قیمت مسکن از سرعت افزایش قیمت خوراکی‌ها کمتر بوده است، اما به نظر می‌رسد مجموع این فشارها، تصمیم‌گیری برای یک تعهد طولانی‌مدت را تحت الشعاع قرار داده است.

عروس و دامادهایی که پیرتر می‌شوند

مجموع عوامل اجتماعی و اقتصادی، فقط تعداد ازدواج‌ها را کم نکرده، بلکه سن افراد را هم هنگام این تصمیم‌ها بالا برده است. در سال ۱۳۳۵، میانگین سن اولین ازدواج برای مردان چیزی حدود ۲۵ سال بود. اما این عدد با یک روند صعودی، در سال گذشته به ۲۸.۴ دهم سال رسید که بالاترین سطح در تاریخ ثبت آمار است. به نوعی به پیرترین دامادهای تاریخ رسیدیم!

زنان نیز از این قاعده مستثنی نبوده‌اند. در حالی که در سال ۱۳۳۵ میانگین سن ازدواج زنان تنها ۱۹ سال بود، این عدد اکنون در سال ۱۴۰۳ به ۲۴.۱۱ صدم سال رسیده و باز هم رکوردی جدید ثبت کرده است. در نهایت، به نظر می‌رسد در دورانی که هیچ‌چیز قابل پیش‌بینی نیست، آدم‌ها ترجیح می‌دهند با احتیاط بیشتری برگه‌های سرنوشت‌ساز زندگی‌شان را امضا کنند و این احتیاط را در بالا رفتن سن می‌شود دید.

نظرات

© 1404 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب زومان تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.