راز سرکشی بازار ارز در اقتصاد بحرانزده؛ سقف قیمت دلار کجاست؟
در روزهایی که سایه تنشهای منطقهای و اخبار نگرانکننده بر سر اقتصاد سنگینی میکند، نگاه برخی هم به تابلوی صرافیها دوخته شده است. در این روزها یک سوال مدام تکرار میشود: قیمت اسمی دلار در نهایت تا کجا میتواند بالا برود؟ در دنیای تئوریهای اقتصادی، پاسخ به این سوال در ظاهر ساده است؛ نرخ اسمی ارز در بلندمدت باید متناسب با اختلاف تورم حرکت کند. اما تجربه اقتصاد ایران نشان میدهد این رابطه همیشه مستقیم و قابل پیشبینی نیست. به گزارش زومان، بررسی دادههای تاریخی نشان میدهد در بازار ارز ایران، علاوه بر تورم، عواملی مانند شوکهای سیاسی، نااطمینانی و رفتار انتظاری نیز نقش مهمی در تعیین مسیر دلار دارند. به همین دلیل، بازار ارز در ایران همیشه مطابق الگوهای کلاسیک حرکت نمیکند. با این حال، حتی در چنین بازاری هم میتوان با بررسی رکوردهای تاریخی و شکاف تورمی، محدودههای روانی و سناریوهای احتمالی قیمت دلار را ترسیم کرد.
برابری قدرت خرید؛ نظریهای که در ایران کامل عمل نمیکند
برای پیشبینی آینده دلار، اقتصاددانان معمولاً به سراغ نظریهای به نام «برابری قدرت خرید» (PPP) میروند. ایده اصلی این نظریه ساده است: در بلندمدت، نرخ ارز باید متناسب با اختلاف تورم میان کشورها تغییر کند. به بیان سادهتر، اگر قیمت کالاها در ایران سریعتر از آمریکا افزایش پیدا کند، ارزش ریال نیز باید در برابر دلار کاهش یابد تا این فاصله جبران شود.
این نظریه یکی از پایههای مهم اقتصاد بینالملل است، اما وقتی دادههای ایران — از جمله نرخ اسمی دلار و شاخص قیمت مصرفکننده در ایران و آمریکا — بررسی میشود، تصویر پیچیدهتری به دست میآید. دادههای تاریخی نشان میدهد شوکهایی که به بازار ارز و سطح قیمتها وارد میشود، معمولاً موقتی نیست و اثر آن برای مدت طولانی باقی میماند. به همین دلیل، رابطه دلار و تورم در ایران همیشه به سادگی مدلهای کلاسیک و با یک الگوی ثابت عمل نمیکند.
وقتی الگوهای کلاسیک برای توضیح بازار ایران کافی نیستند
اگر نظریه برابری قدرت خرید بهصورت کامل عمل میکرد، با دو برابر شدن سطح قیمتها در ایران و ثابت ماندن آن در آمریکا، نرخ اسمی دلار نیز باید تقریباً دو برابر میشد. اما دادههای اقتصاد ایران نشان میدهد این رابطه همیشه به شکل دقیق و یکبهیک عمل نمیکند.
هرچند جهت کلی اثرگذاری همچنان برقرار است و تورم داخلی در بلندمدت به تضعیف ریال و رشد دلار منجر میشود، اما شدت و زمانبندی این اثر با پیشبینی مدلهای کلاسیک فاصله دارد. بخشی از این تفاوت به ساختار اقتصاد ایران بازمیگردد؛ اقتصادی که در آن دولت با نظام چندنرخی ارز، سیاستهای حمایتی و یارانههای گسترده در بازار مداخله میکند.
از سوی دیگر، بخش مهمی از هزینه خانوار ایرانی — مانند مسکن و بسیاری از خدمات — جزو کالاها و خدمات غیرقابل تجارت محسوب میشود و مستقیماً با نرخ ارز جهانی تنظیم نمیشود. در کنار آن، قیمت برخی نهادههای مهم مانند انرژی نیز بهدلیل یارانههای گسترده دولتی، فاصله قابلتوجهی با قیمتهای جهانی دارد. به همین دلیل، رابطه میان نرخ ارز و سطح عمومی قیمتها در ایران، نسبت به بسیاری از اقتصادها، پیچیدهتر و کمثباتتر است.
دلاری که به گذشته خودش نگاه میکند
وقتی نسخه مطلق نظریه برابری قدرت خرید توضیح کاملی برای بازار ایران ارائه نمیدهد، تحلیلگران به سراغ نسخه نسبی آن میروند. این دیدگاه میگوید تغییرات نرخ ارز در بلندمدت، عمدتاً تحت تاثیر تفاوت نرخ تورم میان کشورها قرار دارد. با این حال، بررسی دادههای بازار ایران نشان میدهد حتی در کوتاهمدت نیز اثر تورم آمریکا بر دلار ایران بسیار محدود است و تورم داخلی هم با شدت و سرعتی که مدلهای کلاسیک پیشبینی میکنند، به بازار ارز منتقل نمیشود.
به بیان سادهتر، دلار در ایران همیشه با آمار تورم حرکت نمیکند و تا حدی مسیر خودش را میرود. واکنش بازار ارز به تورم معمولاً کند و تدریجی است. در مقابل، یکی از مهمترین عواملی که تغییرات امروز دلار را توضیح میدهد، رفتار گذشته خود دلار است. به بیان دیگر، بازار ارز نوعی حافظه و اینرسی دارد؛ یعنی افزایش قیمت در روزها و ماههای گذشته میتواند انتظارات افزایشی جدیدی ایجاد کند.
در بازاری که عمق محدود، نااطمینانی بالا و افق سیاسی مبهم دارد، اخبار سیاسی، تنشها و حتی شایعات نیز گاهی اثر پررنگتری از متغیرهای بنیادی بر رفتار معاملهگران پیدا میکنند.
ردپای شوکهای ماندگار در اقتصاد ملتهب ایران
برای بررسی دقیقتر رفتار دلار، اقتصاددانان معمولاً به سراغ «نرخ ارز واقعی» میروند؛ شاخصی که نرخ اسمی دلار را با در نظر گرفتن تفاوت سطح قیمتها و تورم میان کشورها تعدیل میکند تا تصویر دقیقتری از قدرت خرید ارائه دهد. در واقع، از این شاخص استفاده میشود تا مشخص شود آیا نرخ ارز متناسب با تفاوت تورم حرکت کرده است یا نه؟ برخلاف نظریه برابری قدرت خرید که یک رابطه تعادلی را توضیح میدهد، نرخ ارز واقعی بیشتر ابزاری برای سنجش میزان فاصله بازار از آن تعادل است. در بسیاری از مدلهای اقتصادی، انتظار میرود نرخ ارز واقعی در بلندمدت حول یک محدوده نسبتاً باثبات نوسان کند.
اما بررسی دادههای ایران نشان میدهد شوکهایی که به نرخ ارز واقعی وارد میشود، معمولاً موقتی نیست و اثر آن میتواند برای مدت طولانی باقی بماند. در اقتصادی که سالها با تحریم، نااطمینانی سیاسی و بیثباتی انتظارات مواجه بوده، بازار ارز به سختی به یک تعادل پایدار بازمیگردد.
در چنین فضایی، دلار فقط ابزار واردات یا مبادله تجاری نیست. بخشی از تقاضا برای ارز، ماهیت احتیاطی و سرمایهای پیدا میکند؛ یعنی خانوارها و فعالان اقتصادی برای حفظ ارزش دارایی یا پوشش ریسکهای آینده به خرید دلار روی میآورند. همین موضوع باعث میشود بازار ارز پس از هر شوک سیاسی یا اقتصادی، گاهی در سطوح قیمتی جدیدی تثبیت شود.
پرواز به سوی کانالهای ناشناخته؛ سقف دلار کجاست؟
با وجود محدودیت مدلهای کلاسیک در توضیح رفتار بازار ارز ایران، دادههای تاریخی همچنان میتوانند تصویری از محدودههای فشار در بازار ارائه دهند. بررسیها نشان میدهد نرخ ارز واقعی بر پایه تفاوت تورم ایران و آمریکا، در بهمنماه سال گذشته به یکی از بالاترین سطوح چند دهه اخیر رسیده است؛ سطحی که بر اساس سال پایه، معادل حدود ۳۸ هزار و ۴۳۵ تومان برآورد میشود. این رقم به معنای قیمت بازار آزاد دلار نیست، بلکه یک شاخص تعدیلشده برای مقایسه تاریخی فشار ارزی است.
به بیان سادهتر، این عدد نشان میدهد فشار واقعی واردشده به بازار ارز در آن مقطع، نسبت به گذشته تا چه اندازه سنگین بوده است. حالا اگر همان سطح از فشار دوباره در شرایط تورمی امروز تکرار شود، میتوان برآورد کرد معادل اسمی آن در بازار دلار چه محدودهای خواهد بود.
بر اساس سناریویی که در آن تورم ماهانه آمریکا بین ۰.۲ تا ۰.۹ درصد و تورم ماهانه ایران — مطابق روند یک سال اخیر — در محدوده ۳ تا ۵ درصد باقی بماند، نرخ دلار در صورت تکرار فشارهای تاریخی میتواند وارد محدوده ۱۸۴ تا ۱۸۷ هزار تومان شود.
البته این اعداد بیش از آنکه یک پیشبینی قطعی باشند، نشانهای از مرزهای روانی و تاریخی بازار ارز به شمار میروند. عبور پایدار دلار از چنین سطوحی میتواند نشانه ورود شوکهای جدید سیاسی یا شکلگیری انتظارات تازه در بازار باشد؛ وضعیتی که ممکن است بازار ارز را به سمت سطوح قیمتی جدید سوق دهد.