تورم با بستهبندی میآید؛ روایت پنهان گرانی خوراکیها
به گزارش زومان، وقتی صدای انفجارها در زیرساختهای صنعتی میخوابد، موج شوک اقتصادی تازه سفر خود را آغاز میکند؛ سفری پنهان که مقصد نهایی آن میز شام شهروندان است. در ماههای اخیر، اقتصاد ایران درگیر شوکهای دوگانه شده است. از یک سو، حذف ارز ترجیحی و از سوی دیگر، تبعات یک جنگ چهلروزه میان ایران و آمریکا، فشاری همزمان بر قیمتها وارد کردهاند.
بر اساس تازهترین یافتههای آماری، احتمالا این دو عامل دست به دست هم دادهاند تا تورم بخش خوراکیها در فروردین ماه سال ۱۴۰۵ به رقم هشداربرانگیز ۱۱۲ درصد برسد. اما ممکن است این روند همچنان ادامه داشته باشد؟
دو روی سکه گرانی در اقتصاد
برای درک ریشه این گرانیها، باید به دو روی سکه تورم نگاه کرد. اقتصاددانان تورم را در دو بخش بررسی میکنند:
- تورم تولیدکننده که همان رشد هزینههای تولید در کارخانه است
- و تورم مصرفکننده که پولی است که خانوادهها در مغازهها میپردازند.
مرکز آمار ایران اخیراً دادههای تولیدکننده در زمستان را بهروزرسانی کرده است. این آمار نشان میدهد که تورم نقطه به نقطه کل تولید در زمستان گذشته به ۶۵ درصد رسیده است؛ رقمی که بالاترین سطح در پنج سال اخیر به شمار میرود.
ترکش بر تن پتروشیمیها
طبق اعلام مرکز آمار، این دادهها مربوط به بازه زمانی یکم تا دهم اولین ماه پس از فصل مرجع است.
این ارقام، اولین تصویر رسمی از رشد هزینههای تولید در دوران جنگ چهلروزه (روزهای اول تا دهم فروردین ماه ۱۴۰۵) هستند.
در آن مقطع، یکی از مهمترین اهداف حملات، مجتمعهای پتروشیمی بودند؛ زیرساختهایی که نقش کلیدی در تامین مواد اولیه بسیاری از صنایع دارند. طبیعی بود که آسیب به این بخش، خیلی سریع خودش را در بازار نشان دهد.
اولین جایی هم که ضربه را حس کرد، صنعت لاستیک و پلاستیک بود. آمارها میگویند تورم تولیدکننده در بخش ساخت لاستیک و پلاستیک به ۶۶ درصد جهش کرده است؛ عددی که از ابتدای تابستان ۱۴۰۰ تا به امروز بیسابقه بوده و در قله پنجساله خود ایستاده است.
این یعنی هزینه تولید محصولاتی که ردپایشان تقریباً در همهجا دیده میشود — از بستهبندی کالاها گرفته تا قطعات صنعتی و لوازم روزمره — با رشد بالایی روبهرو شده است.
رمزگشایی از اعداد و همبستگیها
اما آیا گرانی پلاستیک در کارخانه، به سبد خرید مردم هم سرایت میکند؟ برای پاسخ، باید شاخصها را مقایسه کرد. این رابطه را میشود با سبدهای مصرفی مختلف مانند خوراکیها، لوازم خانگی و مسکن سنجید. این مقایسه با دو ابزار انجام میشود:
- تورم فصلی که تغییرات قیمت نسبت به سه ماه قبل را نشان میدهد
- و تورم نقطه به نقطه که تغییر قیمت نسبت به سال گذشته را میسنجد.
ضریب همبستگی نشان میدهد دو متغیر چقدر با هم حرکت میکنند. مقدار آن بین منفی تا مثبت ۱ است. هر چقدر به مثبت ۱ نزدیکتر باشد، نشانه همبستگی بالاتر بین دو عدد است. یعنی هر وقت یکی زیاد شود، دیگری هم زیاد میشود (رابطه مستقیم قوی). اگر به منفی ۱ نزدیک باشد یعنی یکی زیاد شود، دیگری کم میشود (رابطه معکوس قوی). اگر نزدیک صفر باشد یعنی تقریباً رابطه مشخصی بین آنها وجود ندارد. به زبان ساده، ضریب همبستگی میگوید دو شاخص چقدر با هم بالا و پایین میروند.
نتایج نشان داد که در مقایسه نقطهای، همبستگی بین بخشها بسیار قویتر است. دلیل آن روشن است؛ تورم نقطه به نقطه نوسانات موقت را حذف کرده و روند اصلی را نشان میدهد.
تنها بخشی که ارتباط معناداری با بخش تولیدکننده پلاستیک نداشت، بخش آموزش بود؛ در توجیه این اتفاق میشود گفت که خدماتی مثل شهریه مدرسه معمولاً سالی یکبار و به صورت دستوری تعیین میشوند.
معمای بستهبندی و حمل و نقل
اعداد در بخش خوراکیها و آشامیدنیها داستان جالبی دارند. همبستگی فصلی بین تورم پلاستیک و غذا عدد ۰.۵۴ را ثبت کرد، در حالی که همبستگی نقطه به نقطه به عدد بسیار قوی ۰.۷۳۱۴ رسید (با سطح معناداری بالا).
این یعنی پیوند این دو بخش تصادفی نیست. ارتباط فصلی بالا نشان میدهد شوکهای کوتاهمدت به سرعت منتقل میشوند.پلاستیک بخش مهمی از بستهبندی مواد غذایی است و لاستیک برای کامیونهای حملونقل ضروری است. هر گونه گرانی در این اقلام، فوراً هزینه تمامشده غذا را بالا میبرد.
قایقها در مسیر یک رودخانه مشترک
البته همحرکتی قیمتها همیشه به معنای تاثیر یکی بر دیگری نیست. برای کشف این موضوع از آزمون علیت گرانجر استفاده میشود؛ روشی آماری که نشان میدهد آیا یک متغیر واقعاً باعث تغییر متغیر دیگر میشود یا خیر.
آزمون علیت گرانجر بررسی میکند که آیا گذشته یک متغیر میتواند به پیشبینی متغیر دیگر کمک کند یا خیر. اگر دانستن مقادیر قبلی یک متغیر باعث شود بتوانیم متغیر دیگر را بهتر پیشبینی کنیم، میگوییم متغیر اولی به پیشبینی متغیر دومی کمک میکند. این به معنی علت واقعی نیست، بلکه فقط نشان میدهد اطلاعات گذشته یک متغیر برای پیشبینی متغیر دیگر مفید است.
به عنوان مثال، بین قیمت پلاستیک و لوازم خانگی همبستگی بالایی وجود دارد، اما علیتی در کار نیست. آنها مانند دو قایق در یک رودخانه هستند که به دلیل جریان آب (مثل نوسانات نرخ ارز یا تحریمها یا مشکل در عوامل دیگری) همزمان و همجهت حرکت میکنند، اما هیچکدام قایق دیگر را هل نمیدهد.
ردپای پلاستیک در سبد غذایی
با این حال، در مورد مواد غذایی ماجرا متفاوت است. خروجی آزمونها نشان میدهد یک علیت یکطرفه از سمت گرانی لاستیک و پلاستیک به سوی تورم مواد غذایی (و همچنین بخش تفریح و فرهنگ) وجود دارد.
از آنجا که پتروشیمی در داخل تولید میشود، حملات به زیرساختها باعث کاهش عرضه و رشد قیمت پلاستیک خواهد شد. این اتفاق یک نمونه بارز از تورم ناشی از فشار هزینه است؛ یعنی تورمی که به دلیل رشد قیمت مواد اولیه تولید به وجود میآید. تولیدکننده مواد غذایی این هزینه اضافی در بستهبندی را با یک تاخیر زمانی کوتاه، مستقیماً به جیب مصرفکننده نهایی منتقل میکند.
طوفان دوم از سمت مزارع
همزمان با بحران پلاستیک، طوفان دیگری نیز از سمت مزارع در حال وزیدن است. تورم مصرفکننده در بخش خوراکیها در زمستان مرز ۱۰۰ درصد را رد کرد. دلیل دیگر این اتفاق، جهش هزینههای تولید در بخش زراعت و باغداری است که ریشه در حذف ارز ترجیحی دارد. بررسیها نشان میدهد تورمِ هزینه تولید در کشاورزی، با یک وقفه کوتاه به بازار مصرف منتقل میشود.
حالا سفرههای مردم در محاصره یک فشار دوجانبه قرار گرفتهاند: از یک سو هزینههای کشاورزی بالا رفته و از سوی دیگر، ترکشهای جنگ بر تن پتروشیمیها، هزینه بستهبندی و حملونقل را گران کرده است.
آیا دولت صرفا با توزیع کالابرگ الکترونیک میتواند از سفره خانوارها حفاظت کند؟