خزانه زیر فشار؛ آیا دولت از آزمون سال جنگ عبور میکند؟
به گزارش زومان ، وقتی در بحران (مثل جنگ) هستید، هزینههایتان را بیشتر مدیریت میکنید. این کاریست که باید کشورها هم انجام دهند. وقتی آنها هم در میانه یک بحران همهجانبه قرار میگیرند، مهمترین دغدغهشان باید حساب و کتاب خزانهداریشان باشد. البته در سالهای اخیر، دولت تلاش کرده تا ترمز هزینههایش را بکشد. اما اعداد نشان میدهند که صرفهجویی به تنهایی برای عبور از تنگنای اقتصادی کافی نبوده است.
افت همزمان درآمدها و مخارج
در اسفند ۱۴۰۳، سرعت رشد مخارج دولت بر مبنای متوسط ۱۲ماهه، به ۶۷.۳ درصد رسیده بود. دولت کسریهای بالایی را رقم زد، پس در طول سال ۱۴۰۴ دولت جمهوری اسلامی کمربندها را سفتتر کرد و این رشد در اسفند آن سال به ۳۱.۷ درصد افت کرد. در مقابل اما، چشمه درآمدها شروع به خشک شدن کرد. رشد درآمدهای عمومی که در اسفند ۱۴۰۳ حدود ۵۰ درصد بود، در مسیر سراشیبی افتاد و در پایان سال ۱۴۰۴ به ۳۵.۷ درصد رسید.
معمای یک ناترازی فزاینده
اینجا یک تضاد عجیب شکل گرفت. در نیمه دوم سال ۱۴۰۳، نسبت کسری بودجه به مخارج دولت — یعنی کمبود پولی که دولت برای پوشش هزینههایش دارد — روندی کاهشی داشت و از حدود ۲۰ درصد به ۱۳ درصد در اسفند رسید. در اقتصاد این موضوع میتواند یک اتفاق مثبت باشد اما این موفقیت موقتی بود. در سال ۱۴۰۴، این نسبت دوباره اوج گرفت و در اسفندماه رکورد ۲۶.۱ درصد را ثبت کرد.
اما چرا با وجود کنترل نسبی هزینهها، این شکاف بیشتر شد؟ بخش اقتصادی سازمان برنامه و بودجه معتقد است دلیل آن، محدودیتهای شدیدتر در درآمدهای نفتی، تداوم تثبیت غیرواقعی قیمت کالاها و خدمات دولتی، و البته افزایش کسری ناشی از هدفمندی یارانهها بود.
فشار بر بازارها و خطر تورم
این وضعیت، موجی از پیامدهای دومینووار ایجاد کرده است. دولت برای جبران این کسری، به بازار بدهی فشار آورده و همزمان باعث تحریک نرخهای سود شده است. این روند در نهایت به رشد نقدینگی — یعنی افزایش حجم پول در اقتصاد — دامن زده و فشارهای تورمی را تشدید کرده است. در واقع، افزایش همین کسری بودجه، مهمترین دلیل برای رشد تورم در سالهای آینده محسوب میشود.
حال دولت با یک آزمون سخت مواجه است؛ طبیعتا جنگ هزینهها را افزایش داده و علاوه بر هزینههای جاری، یک ردیف برای بازسازی خرابیها باز شده است. دولت احتمالا امکان چندانی برای کنترل هزینهها نخواهد داشت، مگر اینکه دست به اصلاحات اساسی بزند و هزینههای سربار بودجه را حذف کند تا بتواند هزینههای برآمده از جنگ را با کمترین کسری پاسخ دهد. شاید جنگ فرصتی واقعی برای انقلاب بودجهای باشد!