چهره خشن تورم؛ فشار قیمت از اجارهخانه به آشپزخانه رسید
صبح که از خانه بیرون میآیید، شاید اولین برخوردتان با تورم همان نانوایی سر کوچه باشد. قیمت نان بالا رفته، بیسروصدا و بیاعلان. چند قدم آنطرفتر، سوپرمارکت است؛ روغن گرانتر شده، لبنیات هم. اگر خودرو دارید بنزین و اگر ندارید هم احتمالا گرانی را در پرداخت کرایه خود به راننده میبینید.
به گزارش زومان، جالب اینجاست که اینبار مقصر اصلی، مسکن نیست. آنقدر بیرون شلوغ است که خانه با همه دردهایش، فعلاً آرامتر از قبل شده. تورم جایش را عوض کرده؛ از سقف خانه آمده روی سفره.
دیماه؛ وقتی گرانی سرعت گرفت
دیماه، ماه سختی بود. قیمتها فقط بالا نرفتند، با سرعت بالا رفتند. تورم ماهانه به ۷.۹ درصد رسید؛ یعنی در یک ماه، خرج زندگی تقریباً هشت درصد سنگینتر شد. چنین عددی کمسابقه است و یادآور شوکهایی است که قبلاً فقط در مقاطع خاص دیده بودیم.
اگر کمی عقبتر بایستیم و به تصویر سالانه نگاه کنیم، وضع روشنتر میشود. تورم نقطهبهنقطه نزدیک ۶۰ درصد است. یعنی همان سبد خریدی که پارسال داشتی، حالا باید حدود ۶۰ درصد بیشتر برایش پول بدهی. بدون اینکه کیفیتش بهتر شده باشد. اما این متوسط است. قطعا هر کدام رشد قیمت خودشان را دارند.
سفره، در خط مقدم تورم
بیشترین فشار کجاست؟ جایی که هر روز با آن سروکار داری: خوراکیها.
تورم مواد غذایی در یک سال گذشته به حدود ۹۰ درصد رسیده. این عدد یعنی احتمالا نصف خوراکیهایی که قبلاً میخریدی، حالا یا کمتر شده یا حذف شده است.
نان، روغن، میوه، لبنیات؛ تقریباً همهشان گران شدهاند. بعضی حتی دو برابر. همین موضوع باعث شده تا دهک های زیر خط فقر تورمشان به ۶۵ درصد هم برسد. یعنی تورم دارد درِ خانه فقرا را محکمتر میزند.
اینجاست که آن تشبیه «فنر» دقیق مینشیند: مدتها سیاستگذار با ارز ترجیحی، قیمتها را نگه داشته بود؛ مثل دستی که روی یک فنر فشرده فشار میآورد. حذف ارز ترجیحی، یعنی برداشتن همان دست. طبیعی بود که فنر ناگهان رها شود و قیمتها جهش کنند. جهشی که حالا اثرش مستقیم روی سفره مردم نشسته است. البته دولت برای جبران این جهش، کالابرگ یک میلیون تومانی را در نظر گرفته است که باید بررسی کرد آیا با قیمتهای جدید، همان قدرت خرید را میتواند حفظ کند یا خیر؟
خانهای که فعلاً آرام گرفته
در این میان، مسکن رفتاری متفاوت دارد. برخلاف سالهای قبل، تورم بخش مسکن، آب، برق گاز و سایر سوخت ها حالا حدود ۳۵.۴ درصد (مسکن به تنهایی ۳۳ درصد) است؛ کمتر از خوراکیها، کمتر از پوشاک، و کمتر از خیلی از خدمات.
سال گذشته اواخر تابستان، مسکن به اوج خودش رسیده بود؛ تورم بالای ۴۲ درصد. اما از آن به بعد، بازار کمی خسته شد. خرید کم شد، معاملهها کمتر شد و نرخهای این بازار آهستهتر بالا رفتند.
بعضی میگویند این یعنی یک نفس کوتاه. اجارهها هنوز بالاست، اما جهش آن به نسبت کمتر است. بازار در حالت انتظار است؛ نه سقوط، نه انفجار.
تورم راه میرود، نمیایستد
اما تورم یکجا نمیماند. در اقتصاد ایران، تورم همیشه در حال حرکت بوده. وقتی در یک بخش آرام میگیرد، جای دیگری شعله میکشد. حالا نوبت خوراکیهاست. فردا شاید دوباره نوبت مسکن باشد.
احتمال دارد وقتی قیمت مواد غذایی به سقف میرسد، موج بعدی به سمت خانه و زمین رود. به همین دلیل، این وضعیت مسکن مشخص نیست چقدر پایدار بماند.
این داستان ادامه دارد...
حالا چه فرقی میکند از کدام سمت باشد، مهم آن است که ما در میان این ماجرای عجیب هستیم. شاید قبلا دغدغهمان این بود که آیا میشود خانه خرید یا نه. حالا سؤال سادهتر شده: با این قیمتها، آخر ماه چهطور میرسد؟
تورم وقتی به خوراکیها میرسد، دیگر یک موضوع اقتصادیِ دور از ذهن نیست. وارد آشپزخانه میشود، سر سفره مینشیند و تصمیمهای کوچک اما مهم زندگی را تغییر میدهد.
اما آیا این وضع ادامه دارد؟ کسی دقیق نمیداند. اگر سیاستها تغییر کند، شاید سرعت گرانی کمتر شود. شاید هم نه، و تورم فقط لباسش را عوض کرده باشد. آنچه فعلاً روشن است این است: خانه کمی آرام گرفته، اما سفره نه.